چهارشنبه 27 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

اساسا کسی که کله پاچه را هنوز دوست دارد یعنی علایم حیاتی دارد! یعنی زنده ست! یعنی وجود دارد! یعنی دل دارد! یعنی دل ش سالم ست! 
یعنی وضع عمومی ش هم خوب ست! باور کن یعنی فکرش هم فاخر ست!!
شاید دست بالا یک ذره نیاز به استراحت داشته باشد؛ آن هم اگر نظر من باشد به جای استراحت، یک دست دیگر کلپچ بزند بهتر افاقه می کند!!
بی وجه سخت می گیریم؛ ماجرا، ماجرای ساده ای ست؛ ماجرا، ماجرای کلپچ ست! 

للحق






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

هیچ شنیده ای غارت شده ای که همه دار و ندارش را از دست داده ست، یاغی اش را دوست بداند و مهرش را به دل داشته باشد؟! تا آن جا که کام خودش را برای کام او بگیرد...

"میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق
ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست ..."

#راحل

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 18 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

چنان مرا بین آسمان و زمین معلق کرده ای که گاهی زمین را با آسمان اشتباه می گیرم ...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 17 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

 

شگفت انگیز است که آدمی همیشه انتظار می کشد؛ در هر سنی، در هر موقعیتی، در هر واقعه ای.

منتظر، تشنه ست؛ و یقین کن درین عالم تشنه تر از جانِ آدمی پیدا نمی کنی ... .

به گمانم گاهی وقت ها نباید زیاد سخت گرفت بر خود؛ حق بده؛ جان‌ت، تشنه ست؛ این را به عقل‌ت بقبولان خواهشاً.

 

خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است

اسیر خویش گرفتی بکش چنان که تو دانی

 

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 17 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

رازق بیشتر کارمندها، دولتی ست که بدون توجه به اثر و نتیجه کارشان،  بی دغدغه و دلهره، سر برج پولی از بیت المال عطایشان می کند. 
آسمان کجاست؟
آسمان را گم کرده ایم ...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


للباقی

 

مسئله زن، یکی از مسئله های مهم هر تمدن ست. می گویند اگر می خواهید عیار یک تمدن را بسنجید، به نگاه آن تمدن به مقوله زن، نظر کنید.

نه زن متحجرِ حذف شده‌ی به حاشیه رفته‌ی خط خورده‌ی پرده نشین، و نه زن تجدد زده‌ی بی شخصیتِ برهنه‌ی مردشده‌ی از خانواده گسسته شده؛ بلکه انقلاب اسلامی آمد و تعریف سومی از زن طراز انقلاب اسلامی ارائه داد؛ زن مسلمانی که مظهر رحمت الهی ست و با افتخار به انسانیت و جنسیتش، مطهرانه و عفیفانه در عین حفظ و تحکیم نظام خانواده، فعالانه و سرفرازانه در عرصه اجتماعی مجاهدت می کند.

امروز در خود غرب‌، اعتراف می کنند راهی که در خصوص زنان آمده اند اشتباه های بسیاری داشته ست؛ و من همیشه در این فکر بوده ام که یکی از مهم ترین رسالت های انقلاب در بحث صدور انقلاب، صادر کردن نگاه خاص و متعالی خود به مقوله زن ست.

علی رغم موفقیت هایی که درین زمینه داشته ایم باید اعتراف کنیم که حتی در داخل انقلاب هم نتوانسته ایم به خوبی این نگاه را تبیین کنیم. راه این تبیین هم صرفاً سخنرانی و کارگاه و همایش زن طراز انقلاب اسلامی نیست!! اگر برخی از آقایان کمتر اظهارنظرهای سلیقه ای بکنند و سلیقه خودشان را نعل به نعل منطبق با اسلام و انقلاب و خدا و پیغمبر نکنند کارساز تر ست!

این پذیرفتنی نیست هنوز بعد از 40 سال نتوانسته باشیم تکلیف مان را در برخی حوزه ها مشخص کنیم؛ چه قدر سر همین موضوع ساده و پیش پا افتاده حضور زنان در استادیوم  هزینه داده ایم.

ما هنوز تا رسیدن به زن طراز انقلاب فاصله داریم؛ هنوز مشارکت های موثر و فعالانه در عرصه های اندیشه ای و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و حتی اقتصادی زنان انقلابی ما کم ست؛ هنوز در برخی خانواده های مذهبی اظهار نظر زن در جمع ها حتی جمع های خانوادگی مذموم ست؛ هنوز به مدل های تفریحی قابل ارائه برای زنان انقلابی به خوبی نرسیده ایم؛  هنوز در برخی مقوله های فرهنگی مثل موسیقی و تئاتر و ...  نمی دانیم با زنان انقلابی چند چندیم؛ هنوز به پوشش های متنوع و زیبا و راحت برای موقعیت های مختلف زنان انقلابی دست پیدا نکرده ایم؛ و دست آخر هنوز نتوانسته ایم چند الگوی موفق و طراز زن انقلابی معرفی کنیم تا الگوی دیگر زنان جامعه شوند.

ما هرچه سریع تر باید بتوانیم نگاهِ نظری قوی مان به مقوله زن را در قالب الگوهای عملی بیاوریم و این الگوها را صادر کنیم. دنیای امروز عجیب تشنه این الگو هاست؛ فأفهم!

به نظر من یکی از نیازهای مهم و فوری انقلاب، درین حوزه تعریف می شود؛ لزوماً هم نیازی به دکتری مطالعات زنان نیست! بلکه نیاز ست اولاً این نگاه کامل به زن انقلابی تبیین و حتی کامل شود، ثانیاً الگوسازی در همه موارد بالا صورت بگیرد.

مخالفین دارند از این کمبود الگوهای عملی استفاده می کنند و کمپین و اعتراض و آزادی یواشکی و خیابان انقلاب و چهارشنبه سفید و ... را عَلم می کنند و عده ای آقایان خشک مغز هم آتش را شعله ور می کنند و هزینه های بسیار می سازند.

گاهی فکر می کنم این حرف های اندیشه ای انقلاب درحوزه زنان را فلان دختر فاحشه هلندی بهتر درک می کند تا ... .

 

للحق    





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 14 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

بسم الله الرحمن الرحیم

درین ارض متبرک، باز عظمت وجودیت جذبم کرد و باز دل م را ربود و باز باران گرفت و باز دریچه ای در قلبم گشود و باز عنایت و باز عهد و باز فصل جدید و باز نرگس و باز مادر ... .

ماییم و نوای بی نوایی
بسم الله اگر حریف مایی

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 13 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

می خوانم:
««یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ یَسْعى‌ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمانِهِمْ بُشْراكُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ»»
با خودم فکر می کنم اصلا گیرم جزء مومنان باشم، گیرم نور وجودیم از پیشاپیش و سمت راستم شتاب گیرد، گیرم بشارتم بدهند به بهشتی که رودها در زیر آن جاری ست، گیرم در آن جاودان باشم؛ خب؛ بعدش چی؟ چرا این ها برایم ...
چرا بعضی وقت ها همین آیات به شدت محرک می شوند و بعضی وقت ها مثل الان برایت خنثی؟ آن قدر خنثی که با خودت بگویی: باشد همه این ها باشد بعدش چی!
گاهی این چنین ست؛ استدلال و منطق و برهان و دلیل و قیاس و ... هیچ دردی از تو دوا نمی کنند؛ آخر همه دردها که درد عقل نیستند؛ دردِ دل عمیق ترین درد ست.
خدا را چه دیدی گاهی با نسیمی حالت به کلی عوض می شود... .

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

 

در میانِ همه‌ی شلوغی این روزها، با خودم فکر می کنم چه چیزهایی ارزش بالاتری دارند؛ می بینم در میان همه شان چه قدر خوب بودنِ حالِ تو ارزشمند ست؛ با آن که شاید دیگر هیچ وقت ... .

الحمدلله علی کل حال

 

للحق 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

باید رفت؛
هرچند بخشی از وجودت در گوشه ای شیرین، جامانده باشد...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 8 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

چه قدر ساده باز دلتنگ ات شده ام

#راحل

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

باورم نیست، دوست به کسی عطشی سوزان دهد و میلی به سیراب کردنش نداشته باشد...
باورم نیست ...
باورم نیست ...

#دست های خالی و دلی پرتمنا
#کنار رفقای سقف رنگی

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

 

یکی از مهم ترین سوال های اساسی هر آدمی این ست که" که معنای حقیقی زندگی‌ش چیست؟!"

خیلی از آدم ها بی آن که جوابی برای این پرسش داشته باشند زندگی می کنند و عمرشان را سپری؛ عده ای هم هستند که به خاطر اهمیتِ سوال یک جورایی از فکر به آن می ترسند و رهایش می کنند؛ اما به گمانم آن ها که بتوانند به این سوال شان جواب دهند زندگی‌ای سرشار از تازگی و رشد خواهند داشت؛ البته پرواضح ست که آدم ها جواب های متعددی می توانند برای این سوال داشته باشند و یا حتی در طول عمر ممکن ست جواب شان بسیار تغییر بکند، این به نظرم اهمیتی ندارد؛ چیزی که مهم ست این ست که آدمی این سوال را رها نکند و پیگیر این باشد که هر روز و هر زمان به درک عمیق تری از این مسئله برسد؛ با تفکر، با تحقیق، با بزرگان، با قرآن، با اهل بیت(ع) و ...

بیشتر ماهایی که در اتمسفری خاص تنفس کرده ایم! معمولاً به این پرسش یک جورایی جواب مشترک می دهیم؛ حتی خیلی موقع ها جواب هایمان عمیقاً کلیشه ای ست! حال سوال اساسی این جاست که چگونه می توانیم خودمان را محک بزنیم و ببینیم واقعاً در جوابی که می دهیم صادق هستیم یا نه؟

به گمانم این راه رسید: اگر جوابی که امروز به چیستیِ معنایِ حقیقی زندگی می دهیم، درست شبیه زمانی باشد که خیلی از حالات ایده آل زندگی ما از بین برود، به گمانم ما در این جواب صادق بوده ایم. یعنی چی؟ یعنی مثلاً اگر خدا برخی از نعمت هایش را از ما گرفت، مثلاً خدا گوش و چشم و مثلاً قدرت حرکت جسمانی را از ما گرفت، اگر به این پرسش همان جوابی بدهیم که امروز می دهیم و کاملاً با همه وجودمان باشد پس در جوابی که داده ایم صادق ایم!

 

بی یا با ربط:

هرگز دو لفظ را مترادف گمان مکن

جایی که عشق نیست؛ جدایی، فراق نیست ...

 

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 6 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

این روزها در بین کارها مشغول خواندن یک کتاب جدی بودم. کتابی دست مصطفی دیدم و سریع ازش گرفتمش تا کمی حال و هوایم را عوض کنم؛ کتابی در خصوص یکی از شهدای عزیز مدافع حرم به زبان همسرش.
به گمانم همسران شهدای دهه نود خیلی نازک نارنجی تر از همسران شهدای دهه شصت اند! اما وقتی به قسمت شهادت شهید رسیدم دیدم حقاً درین مورد، همسران شهدای دهه نود خیلی غریب تر و مظلوم تر از همسران شهدای دهه شصت اند. درود بر این بزرگواران ...
وقتی خبر شهادت محبوبِ یک دختر بیست و چند ساله را به او می دهند و او با دو چشم خویشتن می بیند که جانش می رود و عالم با همه وسعتش در برابرش می چرخد و کوچک و کوچک می شود، این چه حال غریبی ست؛ فکر به این حال غریب به گمانم ما را به معنای حقیقی زندگی نزدیک تر می کند؛ نزدیک تر می کند به معنای " ما رأیت الا جمیلا"؛ نزدیک تر می کند به معنای عاشقی ... .

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 تیر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

دیروز تست اولیه پروژه بود. البته برخی زیرمجموعه هایش را پیشتر تست کرده بودیم. تست، حال خوبی دارد؛ قرارست نتیجه طراحی و ساخت ت را ببینی، ببینی آیا فکر و عملت با آن چه که باید بشود مطابقت دارد؟ به قول رفقا آیا علم جواب می دهد؟!!!
همان ابتدای تست، کاشف به عمل آمد که دو سه نکته را هیچ ندیده بودیم و مشکل ساز شد؛ تست، متوقف شد تا حلش کنیم و تست انجام شد. این گیرها در کار کاملا طبیعی ست، مهم این ست که تو کار را به مرحله تست برسانی و آن وقت کارت را بهینه سازی کنی.
این اولین تجربه "ساخت"ی من بود. کلی تجربه ساختی برایم داشت. تجربیاتی که در دانشگاه و کتاب و ... هیچ از آن ها نمی شنوی و نمی بینی.
طراحی، لذت بخش ست اما ساخت، لذت بخش تر. وقتی وسیله ای میسازی، این روحیه در تو به وجود میاید که قادر به حل مسئله ای. حال خوشی ست.
کاش همیشه آدمی، سازنده باشد!

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 43 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :