تبلیغات
رندان خاموش
 
جمعه 9 آذر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

امشب، دفتر دیگری نیز تمام شد؛ عمر این دفتر، بیشتر شد؛ البته به خاطر حجمش بود نه طولش یحتمل!
این دفتر شاید طوفانی ترین دفترهای دل نوشته زندگیم بود؛ حالات و اتفاقات و دگرگونی های طوفانی ... ؛ و من هنوز از پسِ همه این طوفان ها، همچنان هستم اما نمی دانم چه میزان دگرگون شده ام، فقط همین را می دانم خیلی تغییر کرده ام؛ به گواه همین دفتر دل نوشته طوفانی!
با خودم فکر می کنم این طوفان نیز می گذرد و باز آرام و قرار بازمی گردد یا نه، این طوفان شروع مسیری ست که دیگر هر دم می بایست این طوفان، شدیدتر شود؟!!

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد ...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 آذر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

ما یک ابدِ "پر حرکت" در پیش داریم... !

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 7 آذر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

خیلی از بچه ها دارند زبان می خوانند که مدرک آیلتس، تافل، چیزی بگیرند و اپلای کنند و بروند؛ نه این که گمان کنی بحث تشنگی علم ست و آن را طلب کن ولوبالصین! نه؛ از آینده ای بهتر در وطن خود ناامیدند و هرجوری شده می خواهند بروند. حالا این قشر فرهیخته دانشگاهی ست که می خواهد به بهانه علم برود، عده ای دیگر که همه دار و ندارشان را دارند می فروشند و با عایدی آن که رسما چندرغاز دلار بیشتر نمی شود می خواهند تابعیت بگیرند؛برای پناهندگی اجتماعی حتی دین خود را عوض می کنند؛ برای تابعیت سیاسی هم که عده ای رسما اپوزسیون می شوند ... .
***
چند روز پیش با دو تا از رفقای همکلاسی مان صحبت می کردیم؛ خب این ها هم دنبال اپلای بودند؛ پیشتر با هم سر موضوعات مختلف گفت و گو و بحث داشته ایم و در برخی برنامه های انجمن می آمدند و قرابتی از نظر کلی داشتیم. دیدم این ها هم ناامید ناامیدند؛ خودشان هم شدیدا ناراحت بودند که به جای خدمت به کشور باید رخت سفر ببندند و برای رشد اجنبی کار کنند اما می پرسیدند چه کنیم؟ چه راهی مانده؟ 
امروز با پدر یکی از رفقای قدیمی صحبت می کردم؛ این رفیق ما را می توان در زمره نخبه ها دید با رزومه ای خوب که برایش پیشتر، سر و دست می شکستند! پدرش می گفت عمری به پسرم گفتم درس بخوان و خیلی از تفریح ها را بر او حرام کردم که آینده روشن در این درس خواندن ست؛ اما حالا با مدرک بهترین رشته از برترین دانشگاه ها مجبور ست پول توجیبی اش را با شرمندگی از من بگیرد، می ترسم افسردگی بگیرد، به خاطر همین می خواهم با همین پول بازنشستگی بفرستم برود با آن که هیچ از نظر اعتقادی راضی نیستم.
***
روزگار سختی بر ملت ما می گذرد؛ کام ها تلخ ست؛ باید بیشتر همدیگر را درک کنیم؛ اوضاع این چنین نمی ماند.

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 6 آذر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

تقلایِ ماهی جدا افتاده از آب، درک کردنی نیست؛ البته چرا ... ؛ گاهی که ...
اصلا ماهی به آب، محتاج ست یا عاشق ست؟ نمی دانم شاید هر دو باشد! یعنی از فرط احتیاج، عاشق ست یا از فرط عاشقی، محتاج ست ... .
گیرم یکی از این موردها باشد؛ خب که چه؟! آخرش چی؟! نمی دانم.
فقط همین که تقلایِ ماهی جدا افتاده از آب، دیدنی نیست؛ نصیب هیچ ماهی نشود ... .

للحق

  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 6 آذر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

امروز با خودم گله روزی را می کنم که ببینم چه قدر دنیای امروزم کوچک بوده ست... .

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 آذر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

صمیمانه به عزیز برادرم آقا سید و همسر گرامیش سیده خانم، خواهر بزرگوارم تبریک عرض می کنم. 
ان شاءالله به میمنت این روز عزیز، خوشبخت ترین شوند.
مثل همیشه دعاگویتان هستم.
برادر کوچکتان


بعدالتحریر1: امروز به یکی از آرزوهایم رسیدم بحمدلله.
بعدالتحریر2: این راه طی شده مصداق خوبی برای " عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد" بود.
بعدالتحریر3: دم همه رفقای عزیز و دوست داشتنی انجمن یاسوج گرم که امروز سنگ تمام گذاشتند.
بعدالتحریر4: امروز یکی از هیجان انگیزترین سفرهایم بود؛ از برف گیر شدن تا غرق در مه شدن به حدی که دو متر هم افق دید نداشتیم!

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 آذر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

گاهی خدا در عمر آدمی، علاوه بر عمر اصلیش، عمر دیگری نیز قرار می دهد!
مثلا یک نقشه رندانه برایت می کشد و تو را وارد داستانی می کند که یک دوره عمر را طی کنی؛ می بینی مثلا در طی دو سه سال، هم متولد شده ای، هم نوجوانی کرده ای، هم جوانی کرده ای، به میانسالی رسیده ای، پیری را هم تجربه کرده ای و حتی ممکن ست مردن را نیز هم!!؛ و این شاید تنها دو سه سال باشد برای تو اما در حقیقت یک عمر را طی کرده ای؛ یعنی یک عمر، میانه ی عمر!
این عمر اضافه، عجیب پر رمز و راز است؛ عجیب؛ اهل راز می فهمند لابد! اگر روزی درگیر ماجرایی شدی که حکمتش را هیچ گونه نمی فهمیدی، به خدا حسن ظن داشته باش؛ شاید عمر اضافه ای به تو داده ست ... .

#راحل

بعدالتحریر: خوشحالم، هم نام برترین تجلی خدا روی زمین هستم. میلاد حضرت ختمی مرتبت مبارک ... .

صبح زود؛ رحلت؛ راحل؛ باران؛ پاییز؛ معنا؛ عید

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 آذر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

اولش خودخواهی ست؛ بعدش دگرخواهی ست. آخرش نه دگری می ماند و نه خودی ... .

#راحل

بعدالتحریر: فَقَد هَرَبْتُ اِلَیک ..

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 آذر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

ما چه می فهمیم؟ همه مایی که تو را خُل می بینیم رسما احمقیم! تو خُل نیستی به هر که می پرستی قسم؛ آخر تویی که مظهر صفا و صداقت و زلالی هستی می شوی خُل، بعد ما یی که سراسر دروغ و دو رویی و نامردی و نمک به حرامی هستیم می شویم عاقل!!
لعنت به این دنیایی که همه چیزش وارونه ست.
چرا باید برای تو دل بسوزانم و ترحم کنم؟ تو از همه ما باهوش تر و عاقل تری؛ گور پدر هر کسی که  تو را با تخفیف ببیند؛ تو عزیزی، می فهمی؟ عزیزی ... والسلام.

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1 آذر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

این حجت الاسلام ها و حاج آقا ها، این دکترها و تئوری پردازهایی که هرچه دارند از انقلاب دارند و اگر انقلاب نبود، اعتبار و جایگاهی نداشتند، چرا برای وضع کنونی جامعه و انقلاب حرف تازه ای ندارند؟!!!
چرا این تریبون دارهایی که مسامحتا نخبگان این جریان به شمار می آیند برای فضای خسته و ناامیدی که انقلاب را تهدید می کند، نگاه و نظر جدیدی ارائه نمی کنند؟!!!
 نخبه ای که نتواند در بزنگاه ها حرف و نگاه تازه ای داشته باشد، آن همه کبکبه و دبدبه و یال و کوپال در شرایط عادیش چیست پس!! 
امروز بیش از هر زمان دیگری، مردم تشنه نگاه و تحلیل و سخن تازه هستند؛ حرفی که آن ها را تکان دهد و نسبت به شرایط موجود مقاوم شان کند؛ اگر نخبگان این سو، حرف و تحلیل متقن و تازه ای نداشته باشند قطعا از آن سو حرف های تازه با کیفیت مطلوب شان به خورد ملت می دهند.
انگاری همه این نخبگان منتظرند رهبری بیاید و حرف های تازه را بزند و این ها صرفا شارحش باشند!
زهی خجالت، زهی شرمندگی ...

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 آبان 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

یکی از سرسخت ترین بغض های طبیعت، آتش ست؛ قدرت عجیبی هم دارد. من خودم شاهد بوده ام به چشم بر هم زدنی یک دشت وسیع شعله ور می گردد.
شاهد آتشی سرسخت تر و سوزاننده تر هم بوده ام؛ آتشی که مبدأ ش سه ثانیه ها بود و هرچه باران می بارید، خاموش نمی شد ... .
حال به غایت غریبی ست نشستن بر سر خاکسترها و ویرانه های وجودت، محیطت، دنیایت ... . 
حال مردم کالیفرنیا را درک می کنیم.

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 26 آبان 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

همیشه ترسم از این هست که کشتی انقلاب در حال سوراخ شدن باشد و جوانان به ظاهر انقلابی ما! در گوشه دفترها و جلساتشان با لحن های انقلابی و رگ های گردنی! صحیفه امام بخوانند... .

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 آبان 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

هر روز فشار بر مردم، زیاد و زیادتر می شود؛ و این قشر مستضعف ست که هر روز بر تعدادشان افزوده می شود.
این مدت تنها کاری که از دست م بر می آید خوب گوش کردن ست؛ تنها می توانم پای درد و دل های فراوان شان بنشینم و عمیقا گوش بدهم و آخرش لبخند بزنم که عزیزجان! این نقدهایی که تو داری را منِ مدافع انقلاب هم دارم؛ و او هم لبخند بزند و انگار از یک ریشو توقع نداشته باشد بگوید ببخشید که سرت را درد آوردم و خوشحالم که این ها را می فهمی ... . 
این روزهای سخت را می شود با هم مهربان تر بود و به جای آن که با بحث های جزء سیاسی که "خودت رأی دادی، حالا تحمل کن!" به درد و دل های هم عمیقا گوش کنیم لااقل!

بعدالتحریر: دلم برای دینِ مردم می سوزد ... .

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 21 آبان 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

آدم گاهی دلش می خواهد مثل کارتون دوران بچگی مان"ساعت برنارد"، چیزی داشته باشد که بتواند با آن، زمان را متوقف کند و فارغ از همه این آشفتگی ها و پیچیدگی ها و شلوغی ها، در لازمانی شیرین، با نازی ش غرق در بازی قایم موشک شود!
در لازمان که کسی نمی بیند و نمی شنود، تو باشی و نازی؛ بی دغدغه، بازی مورد علاقه ت یعنی قایم موشک بازی کنید و قهقهه بزنید؛ نه از آینده هراسی باشد نه از گذشته زخمی؛ راستش بخواهی کاش آن موسیقی دوست داشتنی هم پس زمینه بازی مان پخش شود!!


 
اما به گمانم اشتباه می کنم؛ نه ساعت برنارد ی لازم ست نه لازمان ی! در همین زمان اکنون، می شود در تازگی باران، خندید و دوید و صدالبته قایم موشک بازی کرد!

بعدالتحریر: گرچه استحقاق دارم، لیکن از انصاف نیست؛
در دل من جای او باشد، در آتش جای من...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 19 آبان 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

نیمه های شب ست؛ پس از حدود ده ساعت کار مداوم، که خستگی اش زیاد بود و ثمره اش شاید کم! به کشف مهمی رسیدم! این که در همه این ده ساعت کار به هر دلیلی، یک "ناشکری پنهانی" را یواشکی در دل داشته ام؛ زهی خجالت و شرمندگی و سرافکندگی... .

با ربط: معنی کور شدن را گره ها می فهمند ... 

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 49 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :