دوشنبه 16 دی 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

امروز شوری خاص در مراسم تشییع حاج قاسم بود؛ چشمانم گریان اما لبانم لبخند داشت! اشک از برای سوختن مان در فراق یک مرد مخلص مجاهد مهربان دوست داشتنی مدیر  مدبر مقتدر موثر بود و لبخند برای آن که حدس می زدم حاجی در عالم عرش به این سیل عظمت شور و ارادت مردم نگاه می کند و با آن تواضع مثال زدنی و آن لبخند ملیحش می خواند:

بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد!!

بعدالتحریر:
 با این که سوختیم 
اما شهادتت 
شروع یک طوفان است...

۱۶ دی ۹۸

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 دی 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

از نام های روز قیامت، یوم الحسره است؛ روزی که به سبب فاصله ها، همه و همه حسرت می خورند.
این روزها هم برای ما رنگ قیامت دارد؛ مدام حسرت می خوریم از طول فاصله ها ... .

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 13 دی 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

با این که سوختیم 
اما شهادتت 
شروع یک طوفان است ...

#سردار_دلها
#عزیزترین_سردار

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 12 دی 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

هنگامی که با "یار دلنواز"ی مصاحبت می کنی کانّه زمان بر تو متوقف می شود و گذر زمان را هیچ حس نمی کنی. 
چرا؟! 


للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 دی 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

اینان زندگی دنیوی شان هم عین بهشت ست؛ هم اینان که همه زندگی شان برای "تحقق وعده الهی"ست؛ علم شان، شغل شان، خانواده شان، عقل شان، عشق شان، خنده شان، گریه شان، همه و همه برای "تحقق وعده الهی" ست. 
الحمدلله که "ولی خدا" چنین خوبانی دارد... .

"مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ ۖ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا"

للحق






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 8 دی 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

بین آدمی که "خوب بودن" را برای به دست آوردن "نام" می خواهد با آدمی که "گمنامی" را برای "خوب بودن" می خواهد چه تفاوت معناداری ست!! 

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 6 دی 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

ای یار! "اشک" آخرین دارایی من است که به درگاهت آورده ام؛ اگر بین من و تو آتش عذابم است و مرا از تو دور کرده است، آن قدر اشک می ریزم که آتش عذابت را خاموش کنم تا باز بار دیگر نگاهم کنی و مرا بپذیری؛ ای عزیزترین عزیزانم و یا اله العاصین!

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 دی 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

حکماً کریم، چرتکه نمیاندازد. اما از مروت به دور است که تو پاک، حسابت را از یاد ببری! هرچند خوب می دانی که نمی توانی خوبی های کریم را بشماری و جمع کنی! 
اما نمی دانم شاید گاهی باید دفتر حساب را بست و سر به زیر به کریم خاضعانه گفت: می دانم کریمی که خداست بنده اش را محتاج نمی کند؛ یا عزیز...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 2 دی 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

حکماً خدا ته مردانگی ست؛ و حتماً ته نامردی ست که از غیر، چیزی بخواهی ... .

نظرش برنگردد.

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 27 آذر 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

پایان دوره ای؛ و آغاز دوره ای جدید ...؛ در معیت امام مهربانی ها ...

مشهدالرضا ۲۷ آذرماه ۹۸

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 آذر 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

تنها رهایی بخش خداست! 
بعد از دو ماه دور بودنِ اجباری و تا حدی عمدی از همه روزمرگی هایم، باز رها شده ام! حس غریبی ست وقتی به برخی دغدغه ها و کارها و مطالعات و فکرهای ماقبل این دو ماه فکر می کنم؛ با این فکرها و تجربیات و حال های تازه ام، دائم با خودم می پرسم آخر چرا؟!!! چرا آن؟؟؟ چرا این؟!!! 
رهایی حس شیرینی ست؛ دوست دارم در روزمرگی های سابقم غرق نشوم هرچند همین پیگیری انتخابات مجلس حالم را بد کرد به همین زودی.
دارم میروم جایی که آرام شوم.

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 28 مهر 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

خدا اولیائش را در میان بندگانش مخفی کرده است تا همه را ارزش نهیم که مبادا ناخواسته ولی خدایی را بی توجهی کرده باشیم.
و این مخفی بودن یعنی اولیاء خدا نشانه نمایانی ندارند. و این یعنی آن پیرمرد خندان با ریش های سفید و لباس های مندرس و چوب دستی ناموزون و گونی کهنه بر دوش ممکن ست ولی خدا باشد. 
درین عصری که همه می خواهند خودشان را نمایان کنند و در معرض بگذارند، کسانی که شاگردی مکتب عشق و معنا، کرده اند آن چنان قلبشان وسیع شده است که ساکت شدند و خاموش ماندند؛ بی هیچ ادا و ادعا و توقع؛ درست برخلاف ما ... .

للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


للباقی

اهل ظاهر در رنگ ها و لعاب ها اسیرند؛ و ما تا آن هنگام که اسیر ظاهر هستیم چگونه می توانیم از دیدن واقعیت ها به حقیقت دیده ها و نادیده ها دست یابیم؟
در طریق الحسین(ع) که قدم می گذاری اگر دیده دل باز کنی خواهی دید که واقعیات ظاهری، رنگ و لعابی بیش نیستند؛ آیت الله و دکتر و مهندس و هنرمند و کارگر و بیکار همه به یک شکل و با فقر ذاتی خویش به راه ولایت زده اند و این همان حقیقت است... . 
حقیقت، فقر ذاتی ماست؛ حقیقت، دور افتادن ما از منبع های فیض و رحمت ست؛ حقیقت، فربگی ما از ظاهرهای روزمره زندگی ست؛ و اهل ظاهر چگونه خواهند فهمید که آن کارخانه دار معروف با چند صد میلیارد دارایی همراه با این پیرزن با صفای روستایی که با کمک های مردمی هزینه رفت و برگشتش فراهم شده است، یک شکل به جاده ی حسین(ع) زده اند؛ اهل ظاهر چگونه خواهند فهمید که درین مرتبه از عالم، تضادها بی معنی شده اند: فقیر و غنی، بی سواد و فوق تخصص،  معلول و سالم، خوش تیپِ حساس در ظاهر و شلخته ی بی تفاوت! ... 
و این همان حقیقت است که می گوید اگر این فضیلت ها توانست معرفت و عشقت به ولی خدا را بیشتر کند ارزش دارد و گرنه همه اش بدبختی و بار اضافه ست چه علمش چه مالش چه تن سالم و چه ظاهر خوبش! و تو در مسیر طریق الحسین(ع) است که می توانی زندگی گذشته ات را بر این سنجه بگذاری و حقیقت علم و مال و جسمت را بسنجی. اهل ظاهر چگونه خواهند فهمید که همه زندگیت را وقف زوارِ ولی خدا کردن چه لذتی دارد؛ اهل ظاهر فقط شلوغی دم مرزها و اغتشاش عراق و تاول های پاها را می بینند. اهل ظاهر چگونه خواهند فهمید که گذر از ظاهر رنگ ها و لعاب ها و قدم نهادن در وادی حقیقت ها، بازگشت به خویشتن خویش است؛ بازگشت به فطرت است؛ صدای سیدمرتضی آوینی ست که در گوش می پیچد:
""ما به فطرت خویش بازگشته ایم و در آن حسین بن علی علیه السلام را یافته ایم و اینچنین است اگر حسین ندیده ( حسین حسین ) میکنیم.
این قلب حسین بن علی علیه السلام است که در پیکر ما می تپد و اینچنین، اراده ی ما اراده ی حق است و قدرت ما از مبدأ لایزال قدرت الهی است.
نه؛ اینجا خستگی راه ندارد ...""
مسیر طریق الحسین(ع) با ۱۴۵۲ ستونش پایان می یابد. اهل حقیقت، دیدار با ولی خدا را دیدار با ولی خود می داند؛ زیارت امام را زیارت بزرگترین گمشده وجودی خویش می داند. اهل حقیقت، زیارت را تجدید میثاق می داند؛ تجدید همان میثاقی که پیش از خلقت خاکی خود در محضر پروردگار عالم با اولیای خود بسته است که آن ها بالاترین تجلی خداوند در بین مخلوقاتش هستند، واسطه فیض و رحمت و علم و عشق اند. و عالم خلقت به خاطر آن ها بنا شده است و ارتباط این هستی پر رمز و راز با وجود، آنان اند.
بین الحرمین این وعده گاه اهل حقیقت در طول تاریخ، وعده گاه آرمان خواهان عدالت طلب آزادی جو، وعده گاه دلدادگان صادق و مخلص، مملوء از عاشقانی ست که لبیک یاحسین(ع) می گویند.
باز این صدای سیدمرتضی ست که می پیچد:
""چه می جویی؟ عشق؟
همین جاست.
چه می جویی؟ انسان؟
این جاست. 
همه تاریخ این جا حاضر است.
بدر و حنین و عاشورا این جاست.
و شاید آن یار ...
او هم این جا باشد.
این شاید که گفتم از دل شکاک من است که برآمد.
اهل یقین پیام دیگری دارند.""
و شاید آن یار. و حتما آن یار... .
آن یار عزیزی که آخرین ذخیره خداست؛ آن عزیزی که منظور همه اهل حقیقت است و منظور همه عهدها و میثاق ها و بیعت ها. همان که از دم صبح ازل تا آخر شام ابد، دوستی و مهر و میثاق ما با او بوده است.
و این عاشقانه ترین بیعت سربازی در بزرگ ترین تجدید بیعت آخرالزمانی امام عشق است آن سان که در زیارت اربعین قول می دهی که جان و مال و خانواده و همه وجودت را فدای آن یار نمایی.
سید همچنان صدایش در غوغای طوفان صداهای مختلف می پیچد:
"" ما وارث انبیا هستیم و غایات الهی آفرینش انسان در وجود ماست كه معنا می‌یابد. ما از مرگ نمی‌ترسیم، كه مرگ ما شهادت است و شهادت، حیات عندالرب. عقل‌های محجوب به آیینه‌های قیراندود فطرت بشر غربی چگونه خواهند توانست كه معنای حیات عندالرب را دریابند؟ حیات عندالرب، نقطه‌ی پایانی معراج بشریت است كه به آن جز با شهادت دست نمی‌توان یافت.""
چه ساده اندیش اند معاندان ما که می خواهند این تجدید بیعت آخرالزمانی را سانسور کنند! اگر با پاشیدن مشتی خاک و پول توانستند جلوی نور خورشید را بگیرند در مخفی کردن عظمت این بیعت نیز می توانند! 
گویی سید امروز را می گوید:
""اکنون تاریخ بعد از آن شب طولانی و سیاه کفر به طلوع فجری دیگر رسیده است و از این پس هر روزی که می گذرد با نزدیک شدن به صبح دولت حق، جهان روشن و روشن تر می گردد.
این جا منبع و منشأ آن نور عظیمی ست که در وسعت جهان، جلوه کرده ست...""
جهان در گذر از همه پستی ها و پلشتی ها و گمگشتگی ها اینک به دوران حساس خود رسیده است. آنانی که می خواهند عَلَم جهاد را به دوش بگیرند و دنیا را آماده طلوع خورشید عظمی نمایند، آنانی هستند که صادقانه ترین و مجاهدانه ترین و عاشقانه ترین بیعت ها را امروز با امام عزیز خود می کنند.
حرف آخر، همان حرف سید است:
""ای وجدان‌های نیم‌خفته، چشم بیداری بگشایید و ای بیداران، گوش فرا دهید: ماییم كه بار تاریخ را بر دوش گرفته‌ایم تا جهان را به سرنوشت محتوم خویش برسانیم. خون سرخ ما فلقی است كه پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است. یا فالق الاصباح، ما را در راهی كه اینچنین عاشقانه در پیش گرفته‌ایم یاری فرما""

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 19 مهر 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

شب اول خانه جعفر گزاز بودیم؛ خرمشهر یا همان محمره. برادرش مهدی و احمد آمدند دنبالمان. خانه با صفا با پشتی های دور تا دوری. سحر خوبی بود. بعدش رفتم کنار شط؛ کنار کارون قدم زدم. چند نفری با قلاب ماهی می گرفتند. شناورها و کشتی های زیادی لنگر گرفته بودم؛ پرسیدم چرا؟گفتند کار نیست، بار نیست!
صبحانه آش برنجی خوردیم؛ تقریبا همان آش شیرازی بود. خانواده گزاز سنگ تمام گذاشتند برایمان؛ گزاز از غزاز میاید به معنای ابریشم باف! از طایفه بزرگ بنی تمیم.
هنوز در این شهرها با شیخوخیت طایفه ها مدیریت میشوند. 
خبرهای خوبی از مرز نمی آید؛ اما همه با شوق در حرکت اند. 
حسین(ع) تنها ماند به سبب قلت یار؛ این همه عاشق، نشانه است ... . 
#بیعت_آخرالزمانی
صدای سیدمرتضا از گوشم خالی نمی شود. 

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 16 مهر 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

" حکومت باید به دست کسانی بیفتد که هیچ پیشینه ی تاریخیِ اسهال نداشته باشند." 

راه بقا و پیشبرندگی "حاکمیت"، خالی شدن دستگاه  "حکومت"ی نظیر مجلس و دولت و دیگر نهادهای اجرایی از وجود کسانی ست که سیاست را مترادف کرده اند با جنگ قدرت و ثروت؛ کسانی که پیشینه تاریخیِ اسهالِ منفعت پرستی و فساد و رانت و آقازادگی و اشرافیت شان در ذهن مردم با اسامی نظیر اصولگرایی و اصلاح طلبی گره خورده است. 
نادر می گوید: "یک نوع انسان بیشتر وجود ندارد و آن هم انسان سیاسی ست". قبول می کنم؛ 
اما می گویم: "یک نوع انسان بیشتر نمی تواند جهاد کند و آن هم انسان انقلابی ست."

#میثاق

#سیاست
#حاکمیت
#حکومت
#اصولگرایی
#اصلاح_طلبی
#انقلابی

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 66 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic