دوشنبه 29 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

 چه تفاوت عظیمی ست بین احساس غرور از آوردن هواپیمای خارجی تا احساس غرور از قدرت نمایی موشکی؛ خدا نکند ملتی از حقارت، احساس غرور کند ...
انگشت روی ماشه برای تل آویو، حیفا، ریاض 

#سیلی
#غرور_ملی
#انتقام
#اقتدار

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 28 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
سال هاست در کارهای گوناگون از برخی از بالادستی ها دل بریده ایم. آن ارگان و نهاد و سازمان و اداره آنقدر غرق در بروکراسی خودش هست که از نفس افتاده و توقع کار جدید و بزرگ از یک مشت کارمند با سلیقه های مختلف و بعضا متضاد توقع گزافی ست. 
مهم ترین و خلاق ترین و موثرترین کارها که نفع واقعی مردم در آن باشد را باید بیشتر از خود مردم جستجو کرد. بیش از هر جایی دیگر باید مردم به داد خودشان برسند؛ و این یعنی همان #آتش_به_اختیار. 
مردم فارغ از همه گیر و گورهای اداری، ضامن و تضمین، نامه و بایگانی، رئیس و مرئوس، اگر خودشان بیایند آتش را در دست بگیرند کارهای بزرگ اتفاق میافتد. مثل همه جای دنیا؛ ایران تازه تومنی دو زار با باقی جاها فرق دارد؛ ما خون گرمیم و دل سوز. 
این ماه مبارکی حال مردم را آدم های خوش فکر و برنامه های موثر تلویزیونی خوب کرده ست. سال هاست برنامه هایی مثل ماه عسل و خندوانه، علیخانی و رامبد دارند در خط مقدم جبهه فرهنگی، انقلابی کار می کنند؛ خیلی موثرتر از فرماندهان جبهه فرهنگی! این شب ها چه صحنه های بزرگ و شگرفی را ملت همه با هم رقم زده اند و همه با هم شاد شده اند؛ این ها حماسه های مردمی ست. از طرح آزادسازی زندانیان تا محسنین، از کودکان کار تا فلان بیمارستان. 
مردم هر جا پای کار بیایند بزرگ ترین اتفاق ها میافتد؛ این همان رمز انقلاب ست؛ این ست همان #آتش_به_اختیار... 
بعدالتحریر: الحمدلله از این دست کارها این روزها زیاد شده است. همین بیمارستان تخصصی سرطان شیراز که قرارست یک پروژه عظیم را همه مردم با هم شریک شوند و به سرانجام برسانند. 
تجربه با هم مهربان بودن... 
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 27 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

 عرفا و بزرگان یک سال مراقبت می کردند تا به لیالی قدر برسند. سه ماه خاص رجب و شعبان و ماه مبارک را ویژه مراقبه می کردند که در این شب، پرواز شان دهند. 
من چه می دانم که چه عشق بازی ها می کردند و چه ها می خواستند و چه ها می گرفتند
بگذار یک گره دوراهی! من را سیدمرتضی جواب بدهد؛ " فاش بگویم هیچ کس جز آن که دل به خدا سپرده است رسم دوست داشتن نمی داند." 
خدایا برای آنانی که از رسم های معهودت چیزی نمی دانند و به رسوم روزمرگی ها عادت کرده اند اما فقط تو را دارند خودت زبان خواستن مهیا کن؛ هیچ نداریم جز خودت ای عزیزترین هستی مان ... . 
خدایا ما که در راه های زمینی این چنین گم شده ایم، در دل دعای راه های آسمانی داریم. از توی کریم اجابت را سراغ داریم هرچند  اهلش نباشیم. 
خدایا اگر قطره دوست داشتن های ما از اقیانوس دوست داشتن های تو نباشد این لجن زار دل را چه کنیم؟ در گوشی می گویم اگر هم این قطره، وصل اقیانوس نبوده خودت امشب وصلش کن و وصلش کن و وصلش کن.
خدایا اگر تنها بار خودم بود سخت نبود؛ من از تحمل بارهای دیگران به خودت پناه می برم. 
خدایا قلب های مستعد را به قلب های مشتعل راهی ست که تو هدایت گر آنی؛ القلب یهدی الی القلب؛ این کار توست نه کار ما عاجزان بیان ساده ترین خواسته ها. 
خدایا کم اشتباه و خطا نداشته ام؛ آن که بین من و توست که خود دانیم؛ اما خودت بر دل هر صاحب حقی از من بیانداز که لطیف مرا یاد کند و ببخشد و دعای ناچیز من هم گوارای وجودش. 
خدایا دعاهای ماندنی زیاد ست؛ حیف ست دعاهای رفتنی ما را خودت سامان ندهی. چگونه رفتن ما را بر همان عهد ازلی بنویس. 
امشب صاحبی دارد که از بخت خوب انسان، حضرت حق مهربان ترین وجود ما را صاحبش قرار داده ست. بهترین و جامع ترین سلام ها به حضرت صاحب (عج) که دعاگوی ما باشند ان شاءالله؛ هرچند آقا خودشان بیشتر محتاج دعایند به گفته خودشان.

 ماییم و همه فقرمان؛ شما و همه کرمتان... 

""الهی جودک بسط املی ..." 

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 26 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

 من آرام دعایت کردم
 اما تو بلند آمین گو ...

 #تضاد_من_و_تو

 26 خرداد 96

 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 26 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

 باز هم دیر رسیدیم اما " و ان الراحل الیک قریب المسافه" ...

سحر بیست و یکم ماه مبارک؛ شب تقدیر؛ شب شهادتی حضرت امیر (ع)
 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


للباقی
 نویسنده وقتی به بن بست می خورد یعنی آخرین روزهای داستان نویسیش هست. داستانی که دیگر خط تعلیق چندانی نخواهد داشت و پایانش همچین باز نیست! 
قهرمان پر شکوه داستان من! سطرهای آخر را خودت بنویس تا همه گره های داستان به نیکی باز شود و من و مخاطب را شوکه کند و داستان تازه ای دیگر شروع شود و طراوت جدیدی دست دهد و این می شود شروعی تازه ... .
 درباره این داستان بعدا بیشتر خواهم نوشت. 
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 24 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 سحر نوزده ماه مبارک؛ اولین شب قدر؛ شب تقدیر. 
وَالْحَمْدُ للهِِ الَّذی وَكَلَنی اِلَیْهِ فَاَكْرَمَنی، وَلَمْ یَكِلْنی اِلَی النّاسِ فَیُهینُونی
شب های قدری که خاص هستند به وسعت یک خواهش برای لطافت قطره های نیاز ... . 

بعد مراسم با یکی از دوستان قسمت شد برویم سراغ رفقای سقف رنگی! در راه برایم از مدتی که سوریه بود گفت؛ از عملیات آزادسازی نبل الزهرا؛ از حس خوبی شبیه آنچه از خرمشهر شنیده بود؛ از لحظه های رویارویی فرزندان با والدین شان در شهر که پس از چند سال محاصره همدیگر را می دیدند؛ از عمق علاقه شان به آقا و امام؛ از آن ترک موتورسواری که با چفیه صورتش را پوشانده بود و دست تکان می داد و چفیه را که کنار زد حاج قاسم بود؛ از فاطمیون؛ از اخلاص شان؛ از جهاد ... 
من هم می خواستم برایش بگویم؛ از جنگ این روزها؛ از عملیات مداوم؛ از خاکریزهایی که باید فتح شوند؛ از پاتک خودی و ناخودی ها؛ از جهاد ... 
درین خنکای دم سحر شب تقدیر، با این همه طومارهای ذهنی و زائده های اغتشاش گر، تو را می خواهم؛ خواستنی به وسعت جهاد... 
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 22 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

 دلم یک مناجات خاص می خواهد؛ حاج مهدی شروع کند به خواندن "أستغفرالله الذی لا اله الا انت..."؛ بخواند و بارانی شویم و زیر و زبر... .
 اما به گمانم مدتی ست زائده ای در دل دارم که جریان دلم را حسابی مغشوش کرده. 
در مکانیک سیالات، وقتی زائده ای در مسیر جریان سیال قرار می گیرد، حول آن زائده جریان از یکنواختی در می آید و جریان کلا تا اطراف آن، مسیر و شکلش عوض می شود و اصطلاحا جریان مغشوش می شود. پیش بینی جریان در اطراف زائده معمولا کمی سخت می شود و باید از مدل های توربولانسی استفاده کرد و خیلی هم دقیق نیستند؛ بگویم این زائده قرار نیست بزرگ باشد ها! حتی یک سوزن ته گرد هم جریان را کلا مغشوش می کند؛ 
جریان دلم این روزها مغشوش ست، کدام زائده؟ بی اجازه یا با اجازه؟ 
گفته باشم دل ما صاحب دارد؛ هرچه هم خراب کنیم، آخرالأمر کار به خودشان وابسته ست... . باز هم یک حال خوبی از راهی که گمان نمی بری حواله می شود و زائده ها و اغتشاشات و غیر یکنواختی ها کلا دمپ!! می شود و جریان استدی می شود تمام!

"بی تابم این شب ها 
بی خوابم ای رویا 
از تو چه پنهان من 
گم کرده ام خود را ... "

بعدالتحریر: باز هم آرام و خودمانی زمزمه کن: " یکی انگار داره دل رو به یه جای غریبی میکشونه..."

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 21 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

 من برای خودم چیزی می پسندم که برای شما هیچ نمی پسندم!
 من برای خودم "سکوت" را می پسندم و برای شما " شکستن سکوت". 
قول می دهم ایمان تان کامل بماند... 

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 20 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

 مدیون تو هستند همه مردم عالم 
نان عمل توست سر سفره آدم 
مضمون سخاوت ز تو الهام گرفته 
از صندوق قرض الحسنت وام گرفته 
حرف کرم تو همه جا ورد زبان ست 
چیزی که عیان ست چه حاجت به بیان ست؟!

 نیمه ماه مبارک برای ما حال و هوای دیگری دارد. یک حال خوب؛ یک حال متفاوت؛ یک محفل قرآنی؛ یک جشن؛ یک سفره؛ یک کرم؛ یک کریم؛ یک نگاه؛ یک استاد؛ یک اجرا؛ یک تقاضا ...
 می دانی کریم کیست؟ آن کسی که نسبت به آنچه تو در ذهن داری بزرگ تر می بخشد؛ یعنی فکر تو هر قدر که باشد کریم بزرگ ترش می بخشد؛ این تعریف من ست از کریم. ظرف تو هر چه بزرگ تر، کرامت کریم بیشتر. گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟ 
امسال هم استاد، مسئولیت اجرا را برعهده حقیر گذاشتند. وقتی می خواستم بروم پشت میکروفون به این فکر می کردم عجب لطفی نصیبم شده ست که اندک قدمی درین مسیر بردارم؛ چرا که از نفس اجرا هیچ وقت خوشم نمی آمده اما وقتی رنگ و بویش، حسنی ست لطف مادرش بیشتر ست و چه عنایتی بالاتر از این. 
این انس ما و بچه ها با حضرت امام حسن (ع) بعد از خدا مدیون استاد دلسوز و مهربان مان هستیم. کسی که نقش پدری دارد برای همه ما. کسی که عزیز ست فی الواقع. کسی که قبل از این برنامه ها به من تأکید می کند اسمی از من نیاورید و وقتی مراسم شروع می شود می رود چهارزانو در راهررو می نشیند و سرش را پایین می اندازد و خودش ریزترین کارها را انجام می دهد؛ و من هر بار عهدم را با او می شکنم و از محبت هایش یک تشکر کوتاه می کنم و مگر این امر واضح و بدیهی، غیر قابل انکار ست که او از شریف ترین آدم های هم نسل خودش هست؛ گمنام و مومن و بی ادعا و مهربان. دیشب و امشب اما برای من خاص بود به واسطه کریم؛ آن سوی این شب ها چه می گذرد؟ آن سوی فکرها و آرزوهای به باد سپرده شده مجنون وار از پنجره کرم چگونه می شود؟ شاکرم خدای عزیز که بر سر این سفره راهمان دادی. 
تو مگو ما را بدان شه بار نیست 
با کریمان کارها دشوار نیست نیست نیست نیست نیست نیست نیست
 بعد التحریر: امروز پایان نامه ام وارد فاز جدیدی شد. فازی که مرا مصمم تر و ایضا با انگیزه تر می کند که دشوار نیست با کریمان!! 
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 19 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
انقلابی بودن به تورم رگ گردن نیست که هر چه بیشتر داد بزنی و فحش بدهی بیشتر انقلابی شناخته شوی. انقلابی به عقلانیت و استدلال و بیان متین ست؛ البته ایضا آن جا که ببینیم حقی ضایع می شود رگ گردنی می شویم و ناحق را با خاک یکسان می کنیم و روزگارش را خاک سیاه.
 اما در تشخیص درجه دشمنی گاهی مشکل داریم. یا صفریم یا صدیم! باور بفرمایید چهل هم عدد ست، پنجاه و شش هم عدد ست، هشتاد و هفت هم! اگر درجه بندی ما درست بود هیچ وقت راحت برچسب غیر انقلابی نمی زدیم. ( رجوع کنیم به بیانات رهبری در دیدار سال گذشته ماه مبارک با دانشجویان، که در آن مأموریت 12 گانه یکیش پرهیز از زدن برچسب غیر انقلابی بود.) درباره بحث انقلابی بودن بیشتر می نویسم.
 اما یک توضیح راجع به یادداشت خاله زنک بازی سیاسی که درباره حمله تروریستی بود؛ درین متن اگر دقت شود تأکید می شود که باید فرصت شناسی کرد؛ منظور اصلا این نیست که ما جریان واداده و ضعیف و بی عزت نفس دولت و تفکر حامیش را درین ماجرا نقد نکنیم بلکه منظور این ست که بفهمیم چه چیزی الان در گرماگرم ماجرا اولویت ست. هنوز اخبار حمله تروریستی کامل نشده و تعداد شهدا مشخص نشدند و تکفیری ها به هلاکت نرسیده اند که عده ای آتش توپخانه را به جای آمریکا و سعودی و اسراییل به سمت دولت گرفته اند.
 و این کار همان قدر سخیف ست که با شهدای این واقعه سلفی گرفتن! و این سلفی گرفتن ها کار سیاست بازان ست.
در آن موقعیت هرچه فحش داری بر سر بانیان اصلی این ماجرا بزن و ملت ت را متحد کن، بعد دو سه روز بنشین و آسیب شناسی کن و بگو سیاست های واداده تفکری که سازش را تئوریزه می کند ناکارآمد ست به این دلایل. نه این موضوع شهید می شود و نه حافظه تاریخی مردم کمتر از دو روز ست!
 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
دیشب بس که ناراحت بودم تا سحر نخوابیدم. آخر واقعا بی منطقی و سوء ظن جذاب تر از منطق و حسن ظن ست؟ در برخی از این سوء ظن ها، کار ندارم که طرف ایمان و تقوا و وجدان و انصاف ندارد، اما مختصر عقل هم خوب چیزی ست گاهی! حلقه مفقوده کار، اعتماد مبتنی بر عقلانیت و حسن ظن ست که کمیت عده ای کلا درین مقوله لنگ ست! 
امروز مثل همه یک هفته پیش با بچه ها درگیر افطاری و جلسه امشب انجمن بودیم. الحمدلله مراسم، خیلی خوب بود و بچه ها خیلی زحمت کشیدند و البته کلی ابتکار به خرج دادند!
 این که در یک فضای صمیمی، اساتید و ادوار انجمن و مسئول تشکل ها و خود بچه های انجمن دور هم جمع شوند اتفاق خوبی ست. کلی حاشیه شیرین و جذاب، این افطاری برای همه مان داشت. 
البته شاید مهم ترین هدف من از این جلسه، تقدیر و تشکر از بچه ها بود؛ بچه هایی که امسال واقعا زحمت کشیدند؛ این یک حرف نیست، یک واقعیت ست. 
هر چند فهمیده ام عده ای از تشکر کردن هم ناراحت می شوند! اما وظیفه یک مسئول این ست که به جزئی ترین تا کلان ترین کارها توجه کند و نتیجه این توجه در "تشکر کردن" نمود پیدا می کند. باید او نشان دهد که از کنار تلاش های مجموعه و هم سنگرانش بی تفاوت نمی گذرد، همه را می بیند و عنایت دارد. 
شاید آخرین باری که بر دوشم برای پایان کار حس می کردم همین مراسم تشکر و قدردانی از بچه ها بود. و به این ترتیب، به فضل الهی آخرین برنامه انجمن درین شورا برگزار شد.
مجموعه خیلی خوبی داریم؛ کاش با کج خلقی و بعضا کج اندیشی ها کاممان را تلخ نکنیم... .
 للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 18 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 غالب امروز درگیر کارهای انجمن بودم و استادم هم باز نشد ببینم. عصری برای افطار رفتیم باغچه.
 بعد افطاری تماسی داشتم و فهمیدم چه تهمت هایی که این مدت به من نزده اند؛ شوکه شدم، سرم سوت کشید و دهانم خشک شد و مغزم هنگ؛ مانده بودم از کجا این تهمت ها را درآورده اند. واقعا نمی دانم چه باید بگویم. 
از دست همه این آدم ها و تهمت ها به خدا پناه می برم. 
" هو الله الذی لا اله الا هو عالم الغیب و الشهاده هو الرحمن الرحیم"
 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 17 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 جامعه ای که آرمان هایش را گم کند، خاله زنک می شود. خاله زنک شدن هم مقدمه پوچی و بی هویتی ست. فرقی نمی کند این جامعه، خانواده باشد یا یک تشکل یا یک نهاد یا حتی کل کشور. 
رهبرها این طور مواقع زیاد بر روی آرمان ها تأکید می کنند؛ به طوری که بعضا مردم عوام که هدف از تکرار آرمان ها را نمی فهمند به گله می آیند و تکرار کردن ها را ملال آور می دانند. یکی از آرمان های مهم هر جامعه (خصوصا جوامع ایدئولوژیک) مقابله با دشمن ست. خود نفس حذف دشمن خاصه در نگاه توحیدی یک اصل مهم و اساسی ست.
 از طرفی وجود و توجه به دشمن به انسجام ساخت داخلی کمک ویژه ای می کند. یکی از دلایلی که رهبری انقلاب این قدر بر روی ماهیت دشمن و دشمنی او تأكید می کند همین ست.
 شما وقتی به خاطرات جنگ نگاه و آن مختصات زمانی را بررسی می کنید می بینید مردم واقعا آرمان خواه هستند و از جهات زیادی متحد؛ چرا که دشمن مشترک دارند؛ به خاطر همین همه با هم و با امام شان جام زهر را نوشیدند. 
امروز حملات تروریستی در تهران به وقوع پیوست؛ حملاتی که هدف شان ناامن جلوه دادن ایران بود. امروز شرایط منطقه هم حساس تر از هر زمان دیگری ست. در کنار همه این تهدیدها اما حملات امروز می تواند فرصت باشد. فرصت برای یادآوری آرمان ها؛ فرصت یادآوری دشمن مشترک؛ فرصت یادآوری وحدت؛ فرصت یادآوری شهدای مظلوم مدافع حرم؛ فرصت آمادگی برای جهاد ... .
 حال چه خاله زنکی سخیفی ست عده ای  این فرصت را تبدیل به مجالی برای تسویه حساب های سیاسی و جناحی کنند. چه قدر کج سلیقه اند و البته چه قدر سیاست زده. به جای آن که شروع کنند بد و بیراه به آن و این گفتن (که بعضا اصل حرف هم درست ست!) و توییت بزنند و عکس بگذارند و یادداشت بنویسند و داخلی ها را بشویند! سوراخ دعا را گم نکنند و همه یک صدا، جریان تکفیری و عربستان نامرد و آمریکای کثیف و اسرائیل آشغال را بکوبند. وقت برای آن نقدها زیاد هست!
 بعدالتحریر: در روزهای آتی که می خواهم بیشتر در باب کار تشکیلاتی بنویسم، درباره خاله زنکی بیشتر خواهم نوشت.
 للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 16 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

 از این کنده نیمه تر 
دودی بلند می شود 
می رود تا آن سوی غرور و تجاهل 
می رود در چشمی
 اشکی می گیرد
 آهی هم
 زیر پای قلبی که خالی شد
 یک آن می شود خلأ 
معلق میان این همه دلتنگی
 شعری سروده می شود
 کاش باد بی سامان و همراز من
 برساند به من 
همه کلام از هیچ او را ... 


للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 34 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :