شنبه 5 خرداد 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

دو سه ساعتی مانده تا آزمون. از پنجره طبقه چهار دانشکده، به پرندگانی نگاه می کنم که با آرامش خاصی در ارتفاع بالایی برای خودشان گشت می زنند؛ بالا می روند، پایین می آیند و راحت دور می زنند؛ از آن ارتفاع دوست داشتنی، کاری ندارند که این پایین چه می گذرد، چه رفت و آمدهای عجیبی ست، چه قدر مردم شور می زنند، چه آزمونی در پیش ست، اصلا کاری ندارند رابطه ویسکوزیته و جریان توربولانس را، کاری ندارند روش تحلیلی و اگزکت ست یا روش سی اف دی و شبیه سازی، کاری ندارند دو سه ساعت بعدشان چه ها می شود و چه ها نمی شود، کاری ندارند روزی شان می رسد یا نه... .
اگر این پرنده ها مخلوق خدایند، من هم مخلوق و بنده همان خدایم؛ چرا نباید همان حالی را داشته باشم که اینان در آن ارتفاع دوست داشتنی دارند؟!

"اللهم غیر سوء حالنا به حسن حالک"

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 4 خرداد 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

داشتم جزوه یکی از درس ها را می خواندم؛ جاییش از صحبت استاد چنین برداشت کرده بودم:

"روضه: در اجسام پرنده، سنگینی معنا ندارد!"

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 4 خرداد 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

دل بستنِ به سبب ها و وسیله ها، حماقت ست و شکست آور. باید دلدادگی کنی تا از این مرحله عبورت دهند.
در میان این بازار شلوغ و پرهیاهویِ اسباب، به ناگاه معشوق را یک نظر دیدن و حیران به دنبالش شتافتن، مومنانه ترین و شیرین ترین حالات بندگی و عاشقی ست. 

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت
یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض
پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت
در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست
خرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت
شیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت

"اللهم أنت مولایی..."

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1 خرداد 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

می خواهم شروع کنم به درس خواندن برای مصاحبه؛ درس های پایه. اما قبلش نیاز دارم یک دور مرور کنم برای خودم که خواندن این فرمول ها و مفاهیم دقیقا در کجای زندگی من، تعریف می شود؛ کجای حرکت من در عالم، تعریف می شود؛ نسبتِ خواندن چهارتا فرمول به ظاهر ساده، با عالم هستی چیست و یا اثری از عالم می گیرد و یا بر عالم اثری می گذارد؟؟
معمولی ترین جواب ممکن این ست که تو داری خلقت را مطالعه می کنی و خلقت یعنی آثار ربّ العالمین.
اما ماجرا به گمانم بسیار حیرت انگیز تر ست. 
عالم هستی، یک عالم پیوسته ست و نه گسسته. درین عالم، همه امور به هم وابسته اند و بر روی هم اثرگذارند. مثلا خواندن و فکر کردن روی یک موضوع علمی، باید با ولایت، رابطه وثیقی داشته باشد؛ لبخندی به گربه ای در خیابان، روی فهم یک مطلب علمی اثر دارد؛ بوسیدن با محبتِ سنا ی دایی، کاربرد علمی یک اصل ریاضی را ممکن ست به ذهن بیاورد؛ آرزوی سرویس شدن دهان پمپئو، اصل علمی را قشنگ در ذهن جا میاندازد و ...!!
(در پرانتز از خودم می پرسم فکر به او، با اصول علمی من چه می کند؟!!!)
حال باید برای خودم مرور کنم این ربط ها را وگرنه کاری کرده ام عبث.
این پیوستگی عالم، حیرت انگیز ست و بسیار شیرین. حتم می کنی این نظام دقیق و پیوسته را کسی اداره می کند که عاشق تو ست؛ هر چند تو او را نمی فهمی!! اما او تو را کامل می فهمد؛ اگر تو نفهمی ش باز در محبت و مهربانی خدایی اش اثری ندارد. پس کافی ست شروع کارت را با توجه با یادش شروع کنی و بدانی او تنها اصل ست:
""" بسم الله الرحمن الرحیم """


بعدالتحریر: همین درخت بالا سریم شاهدست که نه به خاطر خودم بلکه به خاطر خودت می پرسم؛ حالت بهتر ست؟!

للحق






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


للباقی


ادبیات منتقدانه آگاهانه؛ لازمه حیات جنبش دانشجویی



دانشجو به سبب جوان و پرانگیزه بودن، آرمان خواه و عدالت جو بودن، رک گو و صراحت داشتن، مستقل بودن و وابسته نبودن به جریانات سیاسی و منابع اقتصادی، مستحق ترین قشر، برای عَلم کردن و پیشتازی در جریان نقد و مطالبه گری در جامعه ست.
از طرفی زبان دانشجو، زبان اختصاصی ست و ادبیات خاص خودش را دارد. ادبیاتش نه شبیه روسای قوای سه گانه ست نه شبیه فقهای شورای نگهبان، نه نمایندگان مجلس، نه فرمانده سپاه و نه خطیبان نماز جمعه؛ آن قدر این ادبیات، اختصاصی ست که می شود حدس زد آیا این حرفِ اصیلِ یک دانشجو ست یا این حرفِ بیرون از دانشگاه هست و صرفاً به بیان دانشجو در آمده است.
لذا "ادبیات منتقدانه و مطالبه گرایانه" یکی از برجسته ترین خواصِ هویتی جنبش دانشجویی ست؛ و همین خاصیت ست که اعتماد عمومی جامعه را نسبت به آنان فراهم و توان اثرگذاری را برایشان میسر می کند. از همین رو ست که جریانات منفعت گرای سیاسی، دنبال مصادره این ادبیات خالص و اثرگذار به نفع خودشان هستند. 
"ادبیات منتقدانه و مطالبه گرایانه" در جنبش دانشجویی به دلیل اهمیت و اثرگذاریش، با ظرافت های دقیق و بایسته هایی در حوزه نظر و عمل، همراه ست. به اعتقاد نگارنده امروز با چهار سطح از نقدورزی در جنبش دانشجویی مواجه هستیم:
1) نقدورزی مقلدانه: زمانی که دانشجو و جنبش دانشجویی نتواند مسئله های واقعی از نگاه خودش را در جامعه کشف و آنان را مطرح نماید، لاجرم مجبور به تقلید از موج هایی در جامعه می شود که بعضا موج سازان آن، جریانات غوغاسالار بیرون از دانشگاه هستند. این گونه نقدورزی، سنخیتی با ماهیت دانشجویی ندارد و جنبش دانشجویی را تبدیل به ماشینِ بیانیه نویسی گروه ها و جریانات بیرون از دانشگاه می کند.
2) نقدورزی مغرضانه: هرگاه آرمان خواهی و عدالت طلبی دانشجو جای خودش را به منفعت طلبی شخصی و جریانی داد، نقدها و مطالبه گری او نیز ناخالص و مغرضانه می شود. صف بندی های بعضا مجعول اندیشه ای و سیاسی زمینه ساز چنین نقدورزی های مغرضانه ای می شود که این نیز سنخیتی با ماهیت جنبش دانشجویی ندارد.
3) نقدورزی متوهمانه: لازمه نقد و مطالبه گری، شناخت نسبی مسئله و موضوعات پیرامونی آن ست. به دلیل ماهیت دانشجوییِ جنبش دانشجویی بدیهی ست که بسیاری از موضوعات در سطوح مختلف کشوری و حتی دانشگاهی را نمی تواند شخصا با تحقیق میدانی دقیق، مواجه شود و می بایست پرسش گری و ابهام زدایی را اولین گام مطالبه گری خویش قرار دهد. اما بعضا دیده می شود که در برهه هایی بخشی از بدنه جنبش دانشجویی با داشتن حداقلی ترین اطلاعات مخدوش، بدون پرسش گری، خود را در جایگاه قضاوت قرار داده و بی رحمانه ترین نقدها را روانه داشته است. این گونه نقدورزی از کم عمق ترین مباحث، نظیر مباحث صنفی تا عمیق ترین موضوعات، نظیر کارآمدی انقلاب دیده می شود!
4) نقدورزی آگاهانه: جنبش دانشجویی مستقل که آرمان خواه ست و عدالت طلب، مسئله هایش را در مواجهه واقعی و نه تشریفاتی و سفارشی، از دل مردم و همچنین با رصد محیط پیرامونیش، کشف می نماید؛ پرسش گری می کند و برای پرسش هایش، آگاهی به دست می آورد. دست آخر نقدها و مطالبات خویش را نه به زبان مغرضانه و نه به زبان الکن، بلکه به زبان علاج جویانه و محکم، بیان و پیگیری می نماید. 

امروز پس از گذشت چهار دهه از انقلاب، می توان با اطمینان گفت که حاکمیت، نقش بسزایی در جسارت بخشی به دانشجویان برای بیان نقدها و مطالبه گری هایش داشته است؛ و جنبش دانشجویی نیز علی رغم وجود برخی کاستی ها و بعضا اشتباهات عملکردی، این مهم را به جد در اولویت وظایف خویش قرار داده ست؛ جریان سازی و نهضت سازی های به موقع و اثربخش جنبش دانشجویی در طول سال های پس از انقلاب و در کوران حوادث و اتفاقات مهم، نمونه های موفقی از نقدورزی و مطالبه گری را برای این جنبش آفریده ست.

حیات جنبش دانشجویی، حیات پر نشاط و رو به رشد جامعه است؛ و لازمه این حیات، نقدورزی آگاهانه با ادبیات اصیل دانشجویی ست.

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

این روزها گل های باغچه را به نیتِ حالِ خوب تو آب می دهم...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 30 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت 
سر خم می سلامت شکند اگر سبویی

این روزها که شاهد شکسته شدن سبویم هستم، خیلی مثل سابق دردم نمی گیرد؛ خیلی دردش کمتر شده ست. در عوض بیشتر دردم برای خم می ست! اگر شکستم من به فدای دل او... .
همیشه سوال داشتم که عشق، خودخواهی ست یا دگر خواهی؟ این روزها به "دگرخواهی" دارم نزدیک و نزدیک تر می شوم. فقط سر خم می سلامت باشد برایم کفایت می کند؛ خم می، بخندد، حال خوب داشته باشد، بندگی کند؛ سبوی من هم اگر شکست، شکست؛ او سلامت باشد... .

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 29 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد
باقی همه بی حاصلی و در به در ی بود

هرچند دوست، بگوید  هیچ یک از حرف هایت را نمی فهمم! که حکماً دوست، دوست است چه بفهمد چه نفهمد. دوست را برای دوست می خواهی نه برای فهم حرف هایت!

با لبخندِ شیطنت آمیز از تو باز می پرسم: آخر تا کجا می خواهی ببری ما را؟!

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 29 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

دیروز چهار دفتری که درباره این داستان نوشته ام را تورق می کردم. چه حالات خاص و غریبی داشته ام. همه این ها برای من "معنا" دارد... .
و اما کلام؛ کلام آیا می تواند حرف های درون را کامل منتقل نماید؟ حتما نمی تواند؛ شاید گاهی سکوت، رساناتر باشد...

تبدیل "سه" به "دو" تبدیل پر شوری ست؛ تبدیل" سوم شخص غائب" به " دوم شخص حاضر"!!...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 28 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

زیباییش به این دست که این داستان پر تعلیق، فقط بین من و خداست؛  و البته کسی که شاید خودش نداند! داستانی که برای من سراسر حیرت ست و امیدواری به کسی که رندانه این داستان خاص را نوشته ست. این داستان دارد به لحظه های حساسش می رسد؛ گاهی نفس آدم بند میاید؛ گاهی نگران می شود و گاهی عجیب خوشحال؛ ولی دل من قرص ست به آن حکیم عاشقی که خدای داستان نویسی ست. 
شکرت؛ از پیشتر منتظر چنین لحظاتی بودم.

بعدالتحریر: گفت و گو با یکی از ارزشمندترین آدم های زندگی خود، چه آدابی می تواند داشته باشد؟! فکر به آدابش هم عزیز ست...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

ماه مبارک، آمد. ماه مبارک سخت ست از وجهی واقعا! اما برایم بسیار عزیز ست از یک جهت! و آن هم این که عزیزترین وجود عالم، این ماه را عزیز داشته ست... .
پس این ماه برای آنان که سرّ دلبری و راز دلبردگی می دانند غوغا ست.
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 25 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

 

اصلاً می دانی چیست؟ اول و آخر عالم که خداست. بعدش چی؟ بعدش این که خدا عشق را آفرید. و همه همه همه همه همه آسمان و زمین و مافیهایش به خاطر عشق آمده اند. مرور کن برای خودت؛ یعنی امام، پدر و مادر، گل نرگس، گل گاوزبان، ریاضی، مشتق، انتگرال، استیل304، رفیق، شهید، باران، مهتاب، در، دیوار و هرچه هرچه هرچه ... .

تصور می توانی بکنی عالم بدون عشق را؟! نمی توانی؛ چرا که آن وقت مجبوری "عدم"  را فکر کنی. و عشق آن چیزی نیست که در یک حادثه و اتفاق جست و جویش می کنند؛ هرچند که گاهی خدا هدیه می دهد باران را ... . فأفهم

 

طفیل هستی عشقند آدمی و پری

ارادتی بنما تا سعادتی ببری

 

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

من تمام قد با افتخار از کارآمدی انقلاب دفاع می کنم. 
اما روشن ست بخشی از مردم "احساس  ناکارآمدی" دارند. یادمان نمی رود که احساس ناکارآمدی از انقلاب، برای مردم عامه یعنی احساس ناکارآمدی از روحانیت، احساس ناکارآمدی از دین؛ از اسلام؛ و اگر احساس مردم به باور تبدیل شود یعنی تمام شدن خیلی از آرمان هایی که مجاهدان صدیق تاریخ آرزویش را داشتند.
البته من گمانم این ست که این ناکارآمدی امروز یک " احساس" ست. این احساس تابع چند متغیره ای از حوادث این مدت اخیر ست: بی عدالتی های سیاسی اجتماعی اقتصادی- گرانی و تورم- دولتی بی عرضه- اخبارهای پی در پی ناامید کننده؛ از دلار تا برجام- و شاید از همه مهم تر " دزدی دزدان دین!" 
درین شرایط، توجیه وضع موجود حماقت ست؛ در عوض باید چند برابر همیشه کار و تلاش و جهاد کرد.
روزهای خاصی در پیش ست ...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 24 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

روزهای ساده ای نیست؛ نمی خواهم بگویم سخت ست اما هرچه نگاه می کنم و فکر می کنم ساده نیست!
"انتخاب" از آن مقوله های سخت در وجود آدمی ست و اگر آدمی اساسا قوه انتخاب نداشت و محنت و رنجش را نمی دید به اندازه همه نباتات و جمادات پایین می آمد هرچند: " إنه کان ظلوما جهولا!!"
اتفاقات امروز کار را پیچیده تر کرده است و گاهی گاوگیجه می گیری از حل چنین معادلات غیر خطی!
ساده نیست؛ پیچیده ست؛ خیلی سرنوشت ساز ست؛ اما ندایی در درونم بر همه کرختی وجودم می شورد و فریاد می زند:
"""تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ عَضَّ عَلَى نَاجِذِكَ أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَكَ تِدْ فِی الْأَرْضِ قَدَمَكَ ارْمِ بِبَصَرِكَ أَقْصَى الْقَوْمِ وَ غُضَّ بَصَرَكَ وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ"""
"""اگر كوهها از جاى بجنبد تو ثابت باش. دندان بر دندان بفشار. جمجمه خودت را به خداوند بسپار. قدمهایت را بر زمین میخكوب كن. دیده به آخر لشگر دشمن بینداز. به وقت حمله چشم فروگیر. و آگاه باش كه پیروزى از جانب خداى سبحان است"""

لبخند می زنم به همه سختی ها و زیر لب با خودم زمزمه می کنم: وَ اعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ...

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 22 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

مواجهه آدم ها با معضلات و مشکلات یا "تسلیم و فرار" ست یا "مقاومت و مبارزه".
همچنین ست مواجهه گروه ها، ملت ها و حکمران ها ... .
بسیاری از خط کشی و صف بندی های سیاسی، جعلی هستند؛ اما یکی از اصیل ترین مرزبندی ها همین دوگانه"مقاومت-تسلیم" ست.
از ابتدای انقلاب نیز نزاع اصلی بر سر همین دوگانه بوده ست.
این روزها که نتیجه تئوری پردازی های تئورسین های فرار،  بیش از پیش عیان شده ست در دل آرزو می کنم که پایم درین دوگانه نلغزد که بسیار هستند مجاهدان دیروزی که امروز کسی در فرار به گرد پای شان نمی رسد ... .

بعدالتحریر: این روزها برای من پر از اتفاق های خاص ست؛ یا رازق الطفل الصغیر...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 44 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :