پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
سخنان امشب قالیباف نشان داد او برای ریاست جمهوری لااقل دوازده سال فکر کرده و این تنها فرق او با نامزدهای یهویی نیست. او جز معدود کسانی ست که به خاطر سابقه مدیریتش می توان به شعارهایش نخندید و آن ها را جدی گرفت و تا حدی امیدوار بود ... .
 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 امشب با شنیدن حرف های آقای رئیسی همان حسی را دارم که چهار سال پیش موقع شنیدن حرف های آقای جلیلی داشتم.
 #نامزدهای_یهویی 
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
هر ده دقیقه یک کودک یمنی دارد جان می دهد. یعنی مثلا در حین جلسه اخیر انجمن برای جبهه واحد ضدآمریکایی و ضدصهیونیستی""نه"" کودک یمنی جان داده اند؛ آن وقت من و همسنگرانم دنبال کار مطالعاتی هستیم... .
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
حال این روزهای طب نوین شباهت خوبی با علوم انسانی امروزی دارد. هر دو تا حدی فشل اند! هر دو برای باز کردن گره ای، گره تازه می سازند و آن قدر گره در گره می شود که آخرش مبهوت می مانند و بر سر ساخته خود عزا می گیرند! کاویدن این علوم در سطح و پوسته ست، به جواب هایی می رسند، یحتمل درست هم جواب می دهد و می تواند معضلی را به ظاهر سر و سامان دهد اما بعد، کاشف به عمل آید که جای دیگری خراب شده ست؛ چرا که این علوم به ریشه ها راه ندارند و نمی توانند دیدی کلان و سیستمی داشته باشند.
للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
امروز در بیمارستان، مثل همه بچه های انجمن کلا درگیر برنامه امروز و هماهنگی هایش بودم به طوری که حتی نیم ساعت هم نخوابیدم؛ بی آنکه بخواهم یک دورکاری کامل شده بود! دوست داشتم در کنار بچه ها باشم اما قسمت نشد و در این موضوع نکته و ظرافتی خاص وجود دارد که من حالا باید به آن سیر فکر کنم. 
اصلا مدتی ست که رندانه اتفاقات خاصی میافتد؛ وقتی خوب فکر می کنم لبخندی روی صورتم نقش می بندد و حال خنکی همه وجودم را در بر می گیرد.
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 امشب برای بار چندمی ست که راهی بیمارستان شدم. با این که الحمدلله کارها را بچه ها تقسیم کرده اند اما دوست دارم خودم را به برنامه فردای انجمن برسانم. 
درد و درمان که از یارست و ما نیز دلخوشیم به عنایتش. 
اگر با من نبودش هیچ میلی/چرا جام مرا بشکست لیلی... 
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 این روزها که فضای سیاسی کشور، درگیر بی اخلاقی و جناح بندی های منفعتی و نزاع های سخیف برتری جویی ست وجود اشخاصی که آرام و متین و مودب حرف های اصیل انقلاب را می زنند و مومنانه کنش گری سیاسی می کنند خیلی ارزشمند ست. دکتر سعید جلیلی از همین جنس ست. هرچند که طبیعی ست نقدهایی به او داشته باشم اما شخصیتش برایم بسیار قابل احترام و اکرام ست و "کماکان" اگر دختری می داشتم و از من می پرسید که بابا بین این خواستگاران سیاسی، به کدامش شوهر کنم حتما آقا سعید را پیشنهاد می دادم!!
 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 2 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 این چند روز اخیر با همه عجیب و خاص بودنش باعث نشد که خنکای نسیم بهاری را درک نکنم. من عاشق این نسیم هستم و اگر گوش جان بسپارم خواهم شنید که باد صبا پیامی آورده؛ پیامی که اگر ظاهرش خشکی در فصل رویش باشد اما باطنش شروع فصل جدیدی از لطف و عنایت حضرت حق ست. 
برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد ... 
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد! 
للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


للباقی

✔️ احمدی نژاد؛ کیشی که می دهد، ماتی که می شود

 احمدی نژاد برای حضور در قدرت، وارد بازی با حاکمیت شده است. شاید او گمان کند که تنها بازیگردان این بازی ست و با همین مهره های دم دستیش از خودش تا بقایی و مشایی و احیانا گمنامان پشت پرده اش، می تواند سرافراز از این بازی بیرون بیاید اما اعتماد به نفس کاذب همیشگی او مانع از دیدن گوشه های مختلف این بازیش می شود. رئیس جمهور سابق در حالی علی رغم نهی رهبری از شرکت در انتخابات، برای ریاست جمهوری همراه با بقایی ثبت نام کرد که می خواهد شورای نگهبان به عنوان نخستین سنگر حاکمیت در بحث انتخابات را کیش! نماید؛ او گمان می کند با این حرکت شطرنجش، می تواند شورای نگهبان را دچار چالش کند؛ او با این کیش می خواهد فشار برای تأیید صلاحیت بقایی بیاورد و یا در صورت عدم صلاحیت بقایی توجیهی برای حضور خودش پیدا کند و یا در حالت سوم مظلوم نمایی کند و راه را برای معرفی گزینه جدید و یا شروع یک حیات سیاسی جدید با جلوه ای تازه و منتقد از خودش آغاز نماید. حال نوبت شورای نگهبان ست که رفع کیش کند. شورای نگهبان هم بارها نشان داده که تحت تأثیر این بازی ها و جوسازی ها قرار نمی گیرد و در این زمینه با کسی اهل مسامحه نیست؛ کما اینکه سال 92 علی رغم فشارهای متعدد افراد متنفذ و تأثیرگذار، هاشمی رفسنجانی با همه عظمت و سابقه سیاسی به درستی صلاحیتش از سوی شورای نگهبان احراز نمی شود؛ در همان سال رئیس جمهور وقت (احمدی نژاد) در عین داشتن مسئولیت با یار غارش، مشایی به ستاد انتخابات آمد و باز به نوعی نشان داد که حضور مشایی برایش حیاتی ست اما شورای نگهبان از این نهراسید که ممکن ست احمدی نژاد بازی درآورد و در روند اجرایی انتخابات مانعی ایجاد نماید و مشایی را رد صلاحیت کرد. و نمونه های متعدد دیگر که نشان می دهد شورای نگهبان در دادن رفع کیش، کاملا قانونی و دقیق عمل می کند و غوغاسالاران توان اجرای راهبردهای متوهمانه خود را نخواهند داشت. اما از این سو هر حرکتی که شورای نگهبان بکند، این احمدی نژاد ست که مات می شود. احراز صلاحیت بقایی علی رغم محکومیت هایی که دارد امری بعید به نظر می رسد؛ حال چه خود احمدی نژاد بیاید چه اطرافیانش و چه هیچ کدام، به دلیل فاصله معنادار او با گفتمان رأی آوریش خاصه دوری نظری و عملی با رهبری، این مردم هستند که او را مات می کنند. او با اعتماد به نفس کاذب همیشگیش گمان می کند که جایگاه بی بدیلی بین مردم دارد و آن قدر حرفش نفوذ دارد که حتی گزینه حداقلی چون بقایی که از حداقلی ترین ویژگی ها هم برخوردار نیست را می تواند با سبد رأی خود به کرسی ریاست جمهوری بنشاند. اما شروع این بازی و مقابله با حاکمیت، احمدی نژاد را مات خواهد کرد؛ هرچند او برای مات شدن جوان باشد!

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 29 فروردین 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

ساعت از یک بامداد گذشته ست که خبر آمدنت به دنیا را شنیدم. از خواب بیدار شده ام و حال خوبی دارم. 
در یک شب بهاری با نسیم روح بخش فروردین، در روز ارتش! شمارش زندگیت آغاز می شود. در ابتدای راه هستی و چه امیدها که برای تو توان محقق شدن دارد. 
شکر بیکران حضرت خالق کریم که توفیق حیاتت بخشید؛ من امشب جای تو به سجده میافتم و به جای تو شعر سپاس می سرایم و به جای تو دور آن محبوب بی همتا می گردم و بگذار جای تو نیز آرام و در گوشی از خدا بپرسم: چرا من؟!!
 و خدا هم رندانه سکوت کند. که سکوت او جواب همه مسئله هاست... .
خواهرزاده عزیزم حال که این فرصت بی نظیر و پر رمز و راز را یافته ای، زندگیت را عاشقانه حول همین لطف مکرر و مقرر، دوار کن و تنها درین عالم بر این مرکز بچرخ و در همین دایره شرف و عزت و عشق سرگردان بمان تا آن لحظه آخر زندگی که موجب وصال دیگری ست.
قدومت پر خیر و برکت
دایی کوچکت؛ محمد

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 فروردین 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

سکوت در برابر فوعه و کفریا، فریاد انحطاط تمدن متزلزل امروز ... .
مظلومیت. غربت.عصر جدید دنیا

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 26 فروردین 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 این روزها که سرعت چرخ برنامه و جلسه و دیدار و صحبت و ... بیش تر و بیش تر می شود نیازست گوشه ای را خلوت بگذاری و فقط به این سرعت بالا نگاه کنی و فکر کنی. چرا اینقدر سرعت بالاست؟ هدف حقیقی مان و حقیقی شان چیست؟ دقیقا چه ها می خواهیم و برای چه؟ 
در کت من نمی رود کسی بیاید بدون دلیل صحبت کند که امشب، لیله القدر نظام ست! فردا شب، سرنوشت سازترین صحنه انقلاب ست! اگر به امشب و فردا شب توجه نکردی پس فردا شب تشییع نهضت اسلام ست!! این ها همه یعنی جوزدگی؛ این ها یعنی نفهمیدن ساختارهای واقعی نظام و انقلاب و نهضت. این ها صرفا حرف هایی ست که به درد خطابه و فرمایشات می خورد و این که جماعتی را جوگیر کنی و پی خودت راه بیاندازی که مثل تو شعار دهند و مثل تو بخواهند؛ مثل تو اصلح شناس شوند و مثل تو صالح مقبول شناس! مثل جنس تو از انقلاب مطالبه کنند و مثل جنس تو نقد؛ و این هیچ سودی به حال ملت ندارد جز آنکه جماعتی شوند اهل شعار و پیروی بی فکر. 
اگر واقعا در حرف شان صادق اند بیاید جوری با مردم با دلیل و منطق و برهان حرف بزنند و آنان را تحلیل بدهند که خود مردم بفهمند امشب لیله القدر نظام ست؛ خودشان به این عمق برسند باید برای فلان شخص و گفتمانش با همه وجود تبلیغ کنند. این جوگیری ها تبعات خوبی ندارد؛ نکند خدای ناکرده آن قدر جوگیر شویم که خود را مالک و صاحب حق بدانیم و دیگران را مستضعف فکری و مغفول ماندگان مظلوم اندیشه ای انقلاب! 
وسط این شور و حرکت و سرعت بالا باید خلوت های آدم بیشتر شود و بیشتر به حرف های عادی این روزها فکر کند؛ خدا رحمت کند آن خوبانی را که برای مقاطعی مثل انتخابات، مراقبات خاصی داشتند؛ چله می گرفتند و رعایات خاصی می کردند؛ حقا که از نفس پاک همین خوبان ست که انقلاب مانده ست و می ماند و گرنه احساس تکلیف های!!! چون منی به پشیزی نیارزد درین عالم ... .
 تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 22 فروردین 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
درباره تو نوشتن سخت ست؛ صلابت و قاطعیتت به جان واژگان میافتد و قلم سختش می شود. تو اما دل سوزترین پدر این حوالی هستی به گمانم. این حرف ما نیست حرف همه کسانی ست که تو را می شناسند؛ زندگیت وقف فرزندانت شده؛ هر کاری که می توانستی کرده ای حتی اگر سفر به بارسلون اسپانیا باشد و رنج نامه سفری که برای بچه ات در سینه داری. هنوز نویسندگان دست شان به سوژه ناب تو نرسیده ست تا پرفروش ترین داستان سال را از تو بنویسند. این داستان اما همچنان ادامه دارد؛ و تو مردی، مرد. با همان هیبت و قاطعیت دست گیری می کنی و کاری به اطراف نداری چون راهت، راه شرف ست؛ و این نشانه مردان مرد ست. در مقابل تو و زندگیت، ما هیچیم پدر جان؛ با همه وجود به تو افتخار می کنم. سایه تو و همه پدران مرد روزگار بر سر فرزندان؛ مستدام 
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 22 فروردین 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
دست هایم دو برابر شده اند. پاهایم هم آنچنان ورم دارند که سخت می شود راه رفت. صورتم متورم شده. کل بدنم هم شدید خارش دارد. برای اولین بار در عمرم، "کهیر" با لشکرش و شاهزاده ها دور و برش!! سراغم آمده؛ این کهیر آمد که من نتوانم بروم قم؛ شدت گرفت که اعتکاف هم نروم در حالی که رزرو هم کرده بودم و رفقا غالبا رفته اند. خارش اینقدر هست که کلا بی خیال غبطه خوردن شده ام!
 للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 21 فروردین 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 دوره ای از دوران دبیرستان به شهیدصیاد علاقه خاصی پیدا کرده بودم. کتاب درباره اش می خواندم و عکس هایش را نگاه می کردم و محو امیری او میشدم. او تنها به خاطر ستاره های روی دوشش امیر نبود بلکه قوت وجودی و صفای درونی اش او را متمایز می کرد؛ آنچنان که محوش بشوی و آرزو کنی کاش در رکابش بودی و یا ... . 
یادم هست همان موقع در سفر نوروزی کتابی کوچک از خاطراتش را می خواندم و هر آن فکر می کردم در همین دشت بغلی صیاد بیاید و هلی برن کند! و نیروهایش را پیاده و آماده عملیات کند؛ بعد با صلابت و شجاعت سرش را بیاندازد پایین و سان ببیند و دستش به نشانه احترام نظامی کنار کلاهش بگذارد! همان جا آدم غیرنظامی هم جو می گیرد که پا بچسباند و ادای احترام بکند.
 صیاد یک بسیجی واقعی بود اما در سنگر ارتش! ارتشی که به زلالی بچه بسیجی های رزمنده جان فدا نبودند و علی القاعده ارتشی ها هم کنایه بسیار می خوردند. صیاد اما گمنام در سنگر خودش محکم ایستاد و با آن که نام بسیجی نداشت اما حقیقتا یک امیر بسیجی بود و این برای من ظرافتی دارد!
 حکایت بوسیدن تابوت صیاد از سمت رهبری هم قصه ای عجیب دارد و این که فردایش آن پیر خرابات قبل از طلوع فجر به سر خاک صیاد می رود و می گوید دلم برای صیادم تنگ شده است.
 دل من هم این روزها برای صیاد تنگ شده است؛ این که مثل ایام نوجوانی بخوانمش و سخت محوش شوم و جلوی آیینه ادای احترام نظامی کنم به تنها سپهبد وطنم؛ امیر شهید سپهبد علی صیاد شیرازی... 
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 32 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :