سه شنبه 20 اسفند 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

خدا نه تاس می ریزد و نه زیر بار بازیِ شکست، می رود.

#کرونا تصادفی نیست چه خاستگاهش انسانی باشد چه غیر انسانی؛ چرا که تصادف برای ما که جاهل از نظم عالمیم معنا دارد. نه خدا تاس می ریزد و نه تصادف برای خدای عالم معنا دارد.
از سمتی اگر کرونا انسان ساز و آزمایشگاه ساز، با کلی توطئه و دشمنی هم باشد بدانیم که مشیت الهی طوری ست که حضرت حق(تبارک و تعالی) زیر بار بازی شکست نمی رود! و سرانجام این ماجرا، حتما "شکست" نیست و بشریت، مترقی تر می شود.
به دید خانمْ عقیله بنی هاشم(سلام الله علیها)، همه ی ماجرا همان "جمال الهی" ست... .
 

#کرونا_را_شکست_میدهیم

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 19 اسفند 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

سلام
حالت خوب است؟ جویای احوالت در خلوت هایم هستم و دعاگویت. امیدوارم هرحالی که هستی حالت شبیه این روزهای من نباشد... .
چه حسی داری این اتفاق های عجیب و غریب را می بینی؟ باورت می شود دارد بهار می شود؟ باورت می شود مهمان و صاحب خانه دارد می آید؟
اما من شده ام شبیه همان بلبل خاموش:
حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما
بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم...
اصلا بی خیال! ابله است کسی که دنیا را جدی بگیرد و گمان کند زندگی می تواند بی سختی و مشکل باشد!
بیا با هم بلند بلند تبسم کنیم و چشم هایمان را با مهر به هم خیره؛ بیا به عقل وقلب مان تشر بزنیم که عاقلانه و عاشقانه برای بهار، بساطی جور کنیم. بیا به بلندترین افق های مشترک، فکر کنیم و لذت ببریم... .
یادت باشد چه من و تو باشیم چه نباشیم، چه حالمان بهاری باشد چه نباشد، چه سخت بگیریم چه نگیریم، بهار می آید. 
باورم هست من و تو در آن عصر بهاری، عاقل تر و عاشق تریم.

للحق 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 16 اسفند 1398 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

 

موسسه خلوت بود؛ تا مربی ام بیاید، توی سالن انتظار روی صندلی چرمی بزرگی لم دادم؛ آن قدر خسته بودم که وقتی چشم روی هم بگذارم سریع خوابم ببرد. اما ترجیح دادم با چشمان بسته اولش کمی ذکر بگویم؛ چند "سبحان یا نازی" نگفته بودم که صدای سه تاری از یکی از اتاق ها بیرون آمد؛ ذکرم را قطع کردم و همه وجودم گوش شد. نمی دانستم این چه صدایی است و چه کسی دارد این زخمه ها را می زند؟ انگاری کسی بر روی ابرها نشسته باشد و بخواهد برای اهل زمین از معنا سخن بگوید؛ انگار از شرق تا غرب عالم را تار کشیده باشند و او با غمزه، چنان لطیف بر این تارها برقصد که بخواهد هستی را هوای تازه ای ببخشد. انگار این موسیقی را در خواب یا خیالی دور شنیده باشم چنان قلبم را زیر و رو می کرد که همه گذشته و آینده ام را به هم وصل می کرد. زیر لب با ردیفی که می زد ذکر گرفتم و بی اختیار از دو گوشه چشمم اشک جاری شده بود؛ گمان می کردم همه عالم همین حال من را دارند و دارند با من اشک می ریزند.

صدا که قطع شد ناخودآگاه چشمانم را باز کردم و به سمت اتاق خیز برداشتم؛ کسی نوازنده را تشویق می کرد؛ تا خواستم در اتاق را باز کنم صدای دختری را شنیدم؛ دستم روی دستگیره در خشک شد. آن دختر با هیجان تمام می گفت عالی بود فوزیه! آن جا اولین باری بود که اسم فوزیه را می شنیدم.

 

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 15 اسفند 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

خدایا مادامی که ما درگیر خودمان باشیم چگونه می توانیم دردهای دیگران را دردِ اول خودمان بدانیم؟
خدایا از خودم بی زارم که نمی توانم این شب ها سر به سجده بگزارم و های های اشک بریزم برای مظلومیت مسلمانان هند. خدایا از خودم بی زارم که قلبم از این ماجرا آتش نگرفته است تا شعله هایش پرتو نوری را درین ظلمات شب گونه بشریت، روشن کند. خدایا از خودم بی زارم که فکرِ اول خلوت هایم هنوز خودم است.
خدایا از خودم بی زارم که قلبم با قلب ولی ام فاصله ها دارد. خدایا از خودم بی زارم که بازی های بچگانه قلبم تمامی ندارد. خدایا از خودم بی زارم که مهربانی و محبت را اشتباهی فهمیده ام. خدایا از خودم بی زارم که هنوز بر سر هیچ، گیج ترینم.
خدایا از خودم بی زارم بی زارم بی زارم ... .

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 14 اسفند 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

این چند ماه اخیر، حجم کارها و فعالیت هایم چند برابر شده بود و نمی فهمیدم شبانه روزم چگونه به هم وصل می شود. در کنار همه این مشغله ها، خانواده سعید و مسافر تو راهیشان برایم شده بود دغدغه! تقریبا به صورت مستمر و دائم از سعید جویای احوالشان می شدم و پیش از خواب دعای مختصری برایشان می خواندم. دیروز عصر که پیام زد در عین سلامتی، پسرش به دنیا آمده، حسابی خوشحال شدم. 
خدا قدم #سید_سلمان را برایشان پر برکت و رحمت و شادی قرار دهد و توفیق سربازی ولی خدا را نصیبش کند.

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بسم الله الرحمن الرحیم

للباقی

من الغریب الی الحبیب
محضر شهید عزیز؛ شهید حبیب الله بهزادی
سلام علیکم بما صبرتم و نعم عقبی الدار

خدا را شاکرم که درین فضاهای غریب که غفلت ضمیمه دنیامان شده است، تو هستی و حاضری. تو هستی، سالروز شهادتت هست و این عهد سالانه هست که با تو صمیمانه چند خطی درد دل کنم.
حبیب جان! در حالی برایت این چند خط را می نویسم که دنیا در منحط ترین وضع خودش قرار گرفته است؛ یأس و ناامیدی و پوچی و افسردگی و ترس، وجه مشترک غالب آدم های دنیا شده است؛ بلاها یکی پس از دیگری سرزمین ها را فرا می گیرد؛ ظلم و تعدی و تجاوز و غارت، مردم دنیا را به ستوه آورده است؛ ظالمان و مستکبران در مقیاس های کوچک و بزرگ، بی محابا در این صحرای برهوت ترک تازی می کنند؛ ایمان ها سست و شکننده شده است؛ عقل ها به رقابت ها و نزاع های پوچ سرگرم اند؛ عشق ها، بی معنا و زودگذر و مقطعی شده است. این حال و روز دنیای ما است... .
حبیب جان! شهادت می دهم آن مسیری که تو برایش جان دادی، امروز متعالی تر شده است؛ شهادت می دهم انقلاب، قدرت مندتر شده است؛ شهادت می دهم که با خون پاک تو، لاله های بسیاری روئیده است.
اما از طرفی شهادت می دهم که انقلابیون واقعی، عددشان کم است؛ راهشان سخت است و فتنه ها بسیار.
حبیب جان! خدا اراده کرده است سرنوشت عالم را به دست همین اقلیت مومن و مجاهد قرار دهد و تو می دانی که چه قدر به آن عصر موعود نزدیک شده ایم... .
حبیب عزیز! تو می دانی که در قلب من چه می گذرد و می دانی که چه خسران بزرگی ست که در موعد محقق شدن وعده های الهی که آرزوی صالحان و خوبان در طول تاریخ بوده ست، جا بمانم و یا حقیرتر از آن باشم که مرا لایق سهیم شدن بدانند! ... .
حبیب عزیز! خوشا به حالت که خدا تو را برگزید. به همین حال خوشت قسم که برای ما دعا کن؛ برای همه مردم دنیا؛ برای همه مجاهدان صادق؛ برای صاحب مان ... .
در اولین دیدارت با حضرت اباعبدالله الحسین(ع) سلام ما را برسان.
ارادتمندت
محمد بهزادی(طاهری)
۱۳۹۸/۱۲/۱۲


للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 اسفند 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

امشب سر خاک شهید حبیب و حبیب و حبیب ها بودم. هر چه گشتم همان حوالی جایی برای خودم ندیدم با این که چند جای خالی بود. می ترسم از تعدد دغدغه هایم!! مرا به خیلی دوردست ها انداخته باشند. و خدایا خودت می دانی اگر پیش حبیب نباشم چه قدر بدبخت ام. 
امشب لیله الرغائب است؛ خدایا به حق همه کسانی که عاشق شان کردی- چه عشق مادی چه عشق معنوی چه زمینی چه آسمانی چه مجازی چه حقیقی- و آن ها را سوزاندی و به خودت رساندی، مرا هم به آن ها ملحق کن.

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 7 اسفند 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

جنس رایحه گل نرگس، از جنس آن "چند ثانیه های عاشقی" است. کانّه پنجره ای تازه به روی دلت باز می شود و خنکای نسیمی ماورای مادیات، همه روحت را نوازش می دهد. 
و من پی در پی و بی امان در جست و جوی آن اکسیری هستم که همه لحظه هایم را از جنس "چند ثانیه های عاشقی" قرار دهد ... .

تا یار که را خواهد و میلش به که باشد... .

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 5 اسفند 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

دوست داشتم در دوره دانشجویی سلسله نشست هایی در دانشکده فلسفه و دانشکده مهندسی برگزار کنم تحت عنوان:" رابطه مهندسی با حقیقت"
چرا که این موضوع یکی از سوال های مهم من در همه دورانی ست که وارد مهندسی شده ام.
به گمانم چون هندسه ذهنی ام بیشتر به "ماهیت" معطوف بود نمی توانستم با برخی از مفاهیم مهندسی ارتباط خوبی بگیرم و همیشه احساس می کردم بخش های مهمی از مسئله برایم روشن نشده است. این روزها که بیشتر با کاربردهای مهندسی مواجه هستم قدری از آن هندسه ماهیتی دور شده ام اما همچنان رابطه مهندسی با حقیقت برایم مسئله است... .

بعدالتحریر یک: امشب شروع سه ماه عاشقی ست. خدایا مرا با همین وضع پریشان بپذیر... .
بعدالتحریر دو: ان شاءالله این کار مهم جدید که امشب آغاز شد به عنایت صاحب این ماه، مبارک باشد.

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 اسفند 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

این چند ماه گذشته، شبانه روزی درگیر بودم؛ به طوری که دیگر این چند روز اخیر کمبود خواب پیدا کرده بودم. امشب حالی به خودم دادم و یک فیلم سینمایی نگاه کردم؛ هاچیکو! فیلمی که به دلم نشست؛ رابطه وفادارانه یک سگ با صاحب با محبتش! هاچیکو همیشه وقتی صدای قطار بازگشت پروفسور را می شنید، خودش را به میدان قطار می رساند و به استقبال پروفسور می رفت؛ هاچیکو حتی تا نه سال بعد از وفات پروفسور و تا زمانی که زنده است، پای این قرار، وفادارانه می ماند و هر روز رأس ساعت 5 عصر به میدان قطار می رود. دیالوگ پایانی فیلم هم برایم جذاب بود: "هیچ وقت نباید کسی را که دوست داری، فراموش کنی."
کاش وفاداری ما شبیه همین سگ بود... .

للحق  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 3 اسفند 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

وقتی این ایام، حتی از سمت به ظاهر انقلابی ها فضا پر از زرق و برق های تبلیغاتی، نطق های عوام فریبانه، تخریب های رسانه ای، التماس های قومیتی، وعده های پول و پست و ... بود به این فکر می کردم چه صبری دارد آن جانباز شیمیایی که روی تخت بیمارستان جانبازان دراز کشیده و به زور نفس می کشد... .
نکند از خودش بپرسد این بود آنچه می خواستیم؟
نکند در فکر رود که جوانی و عمر خود و خانواده مان را دادیم که این ها قد علم کنند؟
نکند دلش از غربت برای امام روح الله تنگ شود یا برای مظلومیت و تنهایی آقا غصه بخورد.
نکند آهی بکشد، نکند اشکش جاری شود؛ نکند نکند نکند ... .

خدا را شکر برای کسی که زندگیش را با "خدا" معامله کرده ست، معادله ها جور دیگری ست... .

به خدا یک تار مویشان به همه این میلیاردها هزینه ی منفعت طلبان میارزد... .

بعدالتحریر:
به قول جعفریان:

«این یك معمای پیچیده است
همه در آرزوی كسب چیزی هستند
كه من با آن جنگیده‌ام
و جالب آنكه باید خدمتكارشان باشم
در حالیكه دست و پا ندارم
گاهی چشم، زبان و به گمان آنها حتی شعور!
من بی‌دست، بی‌پا، زبان، گاهی چشم
و به گمان آنها حتی شعور
در دورافتاده‌ترین اتاق بداخلاق‌ترین بیمارستان
وظیفه حفاظت از مرزهایی را دارم
كه تمام روزنامه‌ها و شبكه‌های تلویزیونی
حتی رفقای دیروزم - قربتاً الی‌الله -
با تلاش تحسین‌برانگیز
سرگرم تجاوز به آنند.

 به قول مرتضی؛ كلمنم!
اما این كلمن یك رأی دارد
كه دست بر قضا خیلی مهم است
و همواره تلویزیون از دادنش فیلم می‌گیرد»

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 اسفند 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

تا ساعاتی دیگر انتخابات مجلس با تقابل منفعت طلبان و دلسوزان تمام میشود؛ و این یعنی "پایان" کار شبانه روزی منفعت طلبان! و "ادامه" کار جهادی دلسوزان.
دلسوزان کارآمد، مادامی که هم افزا نشوند،در بر همین پاشنه منفعت طلبی می چرخد.
برای فردا، امروز، شروع کار است.

#میثاق

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 27 بهمن 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

رانت چیست؟
رانت ابزاری است که فرد ناشایسته، به وسیله آن وجهه ی شایستگی پیدا می کند. 
رانت سیاسی از رانت اقتصادی خطرناک تر است؛ کسی که گلویش را با شعارهای انقلابی پاره می کند اما اهل رانت سیاسی ست، یعنی از انقلاب دارد منفعت شخصی می برد. 
فساد سیاسی از فساد اقتصادی نیز خطرناک تر است!

للحق 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 24 بهمن 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

کاندیدها این ایام، شب و روز ندارند؛ از صبح تا شب می دوند پی تبلیغ؛ برای ساعت به ساعت شان برنامه دارند؛ خدا قبول کند ان شاءالله.
اما اگر همین همت را پیش از انتخابات برای حل یک معضل شهری یا توانمند سازی یک منطقه محروم یا راه اندازی یک تولیدی داشتند امروز جامعه مان شکل دیگری داشت.
منفعت طلبی یا احساس تکلیف؟!
دم خروس یا قسم حضرت عباس؟!

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 بهمن 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

نمی دانم از من ناراحتی یا نه.
اما بدان که نهانی دعایت کردن، از محبت ست ... .

للحق






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 70 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic