یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
امروز آخرین جلسه شورای مرکزی مان بود. لطف خدا بود چنین جمع همدل و پای کار و مخلصی کنار هم جمع شوند؛ الحمدلله که خدا توفیق داد من هم کنار این جمع عزیز و بزرگوار باشم. این جمع امسال بسیار فکر کرد و بسیار کار کرد و مهم تر از همه بسیار آرمان داشت. و ایضا بسیار هم جلسه داشت! 
درباره شورای مرکزی حرف های بسیار دارم. هر وقت بتوانم شروع می کنم به نوشتن.
 للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
برای کسی که اساس عالم را از عشق، می داند خواندن این نظریه از یک اندیشمند غربی می تواند جذاب و قابل تفکر باشد:
" همه ما داستان آرمانی خود را در زمینه عشق داریم و این موضوع می تواند مهم ترین نکته ای باشد که در مورد خود یاد می گیریم." فتأمل!
 للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 30 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 ما جماعتی هستیم که پیروزی و شکست، خوشحالی و ناراحتی، حرکت و سکون مان نه به میل و علاقه شخصی مان ست. برای این جماعت عاشق دل داده، که آرمان رفع کلی فتنه جهانی، در سر دارند و مبارزه شان تا شکست کامل استکبار و تسلط کامل مستضعفین ادامه دارد، پیروزی زمانی تعریف می شود که امام شان هر روز عزیز تر و مقتدر تر در جهان دیده بشود.
 ما پیروز و خوشحال و در حرکتیم که نظام اسلامی مان و رهبر عزیزمان مقتدرانه درخشیدند. ما اول مسیر هستیم؛ مبارزه برای آرمان ها و اهداف مان تا آخرین قطره خون ادامه دارد که مبارزه ما، مبارزه عزت و شرف علیه همه نامردی هاست. 
" این جوانان نسل تازه ای هستند که در کره زمین ظهور کرده است و 'وظیفه دگرگونی عالم' را پروردگار متعال بر گرده اینان گذاشته است. عصر بعثت دوباره انسان آغاز شده است و اینان پیام آوران این عصرند..."
 للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 29 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 در صف طولانی رأی گیری ایستاده ام. شاید یکی از مهم ترین و جذاب ترین کارهای این چند روز ما، بررسی نظرسنجی ها و تحلیل عددی آن بود. اما اکنون فرصت خوشحالی ست. شادمانم از این که مردم با این شور و هیجان در مسیر نظام اسلامی مشارکت کرده اند. صحبت چهارشنبه رهبری را دیدیم؛ زمانی که همه از حرف های ساختارشکنانه و سخیف رئیس جمهور، عصبانی و ناراحت بودیم، آقا لبخند می زدند و با یک نشاط خاص، خبر از مشارکت بالا می دادند. یا امروز صبح وقتی رفقای ما کمی درهم شده بودند به هر دلیلی! آقا با شور و نشاط، اول خدا را شکر کرد بابت نعمت انتخابات. درین چند روز گاهی بچه ها از مردم سالاری می نالیدند که واقعا جاهایی شر ست و ناکارآمد؛ اما حقیقتا نعمت ست و رهبری در میان هزاران گزاره ای که می تواند احیانا ایشان را نگران کند اما با همه وجود شاکر این نعمت بزرگ هستند و خوشحال. و این تفاوت واقعی خیلی از ما با رهبری ست. 
به گمانم باید عمیقا خوشحال و شادمان باشیم و سجده شکر بگزاریم. 
الحمدلله و له الشکر
بعدالتحریر: الان رأی دادم. خوشحالم؛ ما همه تلاش مان را کردیم. الخیر فی ما وقع 
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 غالب امروز به صحبت چهره به چهره گذشت. کاش دوربینی همراهم بود و از تک تک لحظه های این چند روز فیلم می گرفتم. چه قدر حرف های واقعی می شنیدم و چه درس های مهمی می گرفتم. 
زیر پوست این شهر، خبرهایی ست که شنیدنش لحن خواندن بیانیه ها را یحتمل عوض می کند! بیش از پیش فریاد میزنم که صاحبان اصلی انقلاب پابرهنگانند. شرح برخی از تجربه های چهره به چهره را در اولین فرصت خواهم نوشت.
 شبی هم بعد از دیدارهای چهره به چهره، سری به بازی های تبلیغاتی شهری زدیم؛ هر چند کم اثرند اما نبودشان هم بد ست و باید محکم حضور داشته باشی و شعار بدهی و برای آرمان هایت تبلیغ کنی.
 شهر پر شده ست از صدا و عکس و شعار؛ آدم هایی که تا چند روز دیگر می روند و در گوشه های زندگی شان، آرام زندگی می کنند این شب ها نگاه شان را در شهر فریاد می زنند؛ و این زیباست هرچند نگاه شان با نگاه من متفاوت باشد. 
یک سوال بعد از صحبت با آن پیرمرد رفتگر، برایم ایجاد شد؛ کسی هست که به بازارهای مومنین سر می زند و اگر کسی نتواند چیزی بخرد او نیز غصه دار می شود. او که از زیر پوسته این شهرها مطلع ست چه می کشد؟!
 آخرین شب تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری؛ چهارشنبه 27 اردیبهشت96 
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 امروز آخرین روز از آخرین چله شورای مرکزی مان ست. توفیق داشتیم غالب روزهای سال تحصیلی امسال را با بچه های شورا در چله های مختلف باشیم.
کار تشکیلاتی در کنار همه محاسن و فایده هایی که دارد گاهی آسیب هایی در حوزه شخصی و یا جمعی خواهد داشت. لزوم مراقبه در چنین شرایطی دو چندان و حتی صد چندان! می شود. یک بخش مهمی از بسترسازی های تهذیبی که کاملا فردی و شخصی ست؛ اما چه قدر موثر و زیباست که بخشی از کار تهذیبی تشکیلات، با هم و به صورت جمعی باشد.
چله یک سیر تکاملی ست؛ اعضای شورا امسال همه با هم برای نیت های مشخص، چله می گرفتند و از منبع لایزال الهی استمداد رحمت و برکت می کردند. 
چله می گرفتند که حضرت حق به کارشان اخلاص دهد و توفیق داشتن اخلاص را نصیب شان کند. 
چله می گرفتند که به تلاش هایشان برکت بیاید. 
چله می گرفتند تا از خیلی از آسیب های موجود در امان باشند.
چله می گرفتند تا غرور و حسد و کبر و خودبینی شان، حداقلی بشود. 
چله می گرفتند که همدلی را با ذکر الله تمرین کنند. 
چله می گرفتند که یادشان نرود کارها جز به دست حضرت حق جلو نخواهد رفت. 
چله می گرفتند که نظر لطف حضرت صاحب، نصیب شان شود. 
وقتی جمعی چهل روز برای نیتی مشخص، مخلصانه دعا کنند حتما آن دعا مستجاب ست؛ چنین جمعی حتما همدل و همراه برای آرمان های الهی شان خواهند بود. 
خدا را صمیمانه شاکریم که توفیق این چله های معنوی شورا را نصیب مان کرد. خوش به حال همه کسانی که بیشترین بهره ها را برده باشند. اما از خدای کریم یک تقاضا داریم؛ ما قدم برداشتیم برای تو هرچند کم اخلاص، تو به این اقدام ناچیز ما خودت برکت بده که تو ارحم الراحمینی... . 
" وَ بِكُمْ یَا مَوْلایَ أَوَّلِكُمْ وَ آخِرِكُمْ وَ نُصْرَتِی مُعَدَّةٌ لَكُمْ وَ مَوَدَّتِی خَالِصَةٌ لَكُمْ آمِینَ آمِینَ "
 سه شنبه 26 اردیبهشت 96
 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 در جلسه آقای رئیسی بودیم که خبر کناره گیری قالیباف آمد. خب کمی غیر منتظره بود و تا حدی جا خوردیم؛ چرا که تحلیل ها چیز دیگری بود. تنها نگرانی، آرای مشترک قالیباف و روحانی ست که البته طبق برخی آمارها چیزی در حدود 20 درصد ست. اما شور و موجی که از اتحاد بین نمایندگان ارزشی در جامعه ایجاد شد می تواند سرآغاز یک حرکت جدید و جریان ساز باشد.
 قالیباف مردانگی کرد و کارش ماندگار شد؛ او به واقع یک مدیر جهادی ست.
 روز به روز بر آرای آقای رئیسی افزوده می شود؛ استقبال پرشکوه شیراز و اصفهان و دیگر شهرها نشان می دهد که جریان انقلابی تمام قد پای کار این سید آمده. همدلی امشب همه بچه ها یک صحنه کم نظیر در طول سال های گذشته بود؛ همه در کنار هم. روحانی و تیمش هم همچنان با رادیکال کردن صحبت ها و مواضعش، سعی بر اضافه کردن آرایی دارد که تا با امروز پای صندوق نمی آمدند. 
امشب با رفقا رفتیم یک پارک برای گفت و گوی چهره به چهره. در آلاچیقی با حدود 10 نفر از جوان ها صحبت کردم. آن چنان رعب و وحشتی روحانی ایجاد کرده که برخی هاشان می گفتند اگر رئیسی رأی بیاورد قطعا ما نمی توانیم تا این موقع شب پارک باشیم! کلی با هم حرف زدیم؛ از ماشین های داخلی و خارجی تا اصل انقلاب تا انتخابات! حرف های جالبی داشتند؛ خیلی جاها هم حق با آن ها بود. چون چیزی در دل نداشتند خیلی از حرف ها را آسان قبول می کردند و این بی آلایشی آنان خیلی باارزش ست. یکی شان که حبس رفته بود می گفت من امام خمینی را دوست دارم چون سیاست مدار بود و سیاست مداری امام به خاطر تبعید و به نحوی حبس امام بود؛ چون در حبس انسان می نشیند کلی فکر می کند و نقشه می ریزد!! 
کاش همیشه انتخابات بود تا ما به دل مردم بزنیم و حرف های پر نکته شان را بشنویم. آخرش با هم کلی صمیمی شده بودیم. 
ساعت دو بامداد/سه روز مانده به انتخابات/چهره به چهره/ رئیسی
 للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 ساعت حوالی دوازده شب؛ یک احساس نگرانی واقعی بین همه بچه ها به وجود آمده که اینچنین آن ها را به کف خیابان ها آورده؛ گمان نمی کردم روزی راحت پوستر دست بگیرم و کنار خیابان بیاستم و تبلیغ کنم و خجالت نکشم! ببین چه اوضاعی ست!! این شب ها همه بچه ها محکم دارند کار می کنند تا دولت هوچی گر، دوباره بر سر کار نیاید.
 امروز جلسه قالیباف در دانشگاه بود و بچه های انجمن دو سه روزی کلا درگیرش بودند. چون تنها کاندیدی بود که به دانشگاه میامد، مهم ترین عرصه برای عرض اندام جریان ارزشی بود و الحمدلله بچه ها همه پای کار آمدند؛ هرچند جاهایی فیزیکی له شدیم! قرار بود جلوی قالیباف به نمایندگی از انجمن صحبتی داشته باشم اما مجری هم تازه شوت شد پایین و کلا برنامه از دست در رفت! یک آن به خودم آمدم دیدم بنر پاره شده و پایم دارد بین قاب بنر میشکند و خدا خیر بدهد مسئول نهاد را که نجاتم داد. اگر اخلاصی که این روزها در کار برای رأی نیاوردن روحانی داشتیم را در دیگر کارها داشتیم، همه مشکلات را لوله می کردیم! راستی قرار بود بچه های منتقد با لوله امروز بیایند اما نیامدند یا ... ! 
ماه شعبان برای بچه های ما امسال خاص ست؛ خدا به جای خیلی از " یدأب فی صیامه و قیامه فی لیالیه و ایامه..." این کارهای کف میدانی را قبول کند ان شاءالله!!
 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 23 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 با مکانیزم فعلی تبلیغات و فضای موجود، تنها ویژگی لازم جهت ریاست جمهوری، هوچی گری ست. نیازی به برنامه و تیم چندانی هم نیست؛ حتی اگر بعد از چهار سال دست خالی هم باشی و چیزی در چنته نداشته باشی کافی ست که بتوانی با هوچی گری فضا را به سمت تخریب ببری؛ و این تا حدی میراث شوم رئیس جمهور نهم و دهم ست با این تفاوت که او بعد از چهار سال اولش، دستش پر بود و روحانی خالی. 13 خرداد 88 وقتی مناظره ها را می دیدیم و بگویی نگویی کلی قند در دلمان آب شد که احمدی نژاد چه جور دارد حرف های پستوها را عیان می زند و پته آقایان را روی آب می ریزد گمان نمی کردیم این حرف ها بدعت شومی در سیاست ورزی جمهوری اسلامی بشود. وقتی که آقا آمدند نماز جمعه و عمیقا این کار را محکوم کردند تازه کمی به خود آمدیم. اما این میراث شوم همچنان ادامه دارد. دیروز علاوه بر روحانی و جهانگیری که به شکل سخیف و برنامه ریزی شده ای، قصد تخریب داشتند قالیباف هم به همین شیوه روی آورده بود و حتی هاشمی طبا هم می خواست از میرسلیم به خاطر کارخانه اش سند رو کند! یعنی مکانیزم مهم ترین بخش تبلیغاتی ما جوری شده ست که باید ناجوانمردانه تخریب کنی تا بتوانی آرای مردم را جلب کنی. ولی آقایان فکر نمی کنند مردم عادی و همین مستضعفینی که بی محابا از آن ها یاد می شود و سنگ شان را به سینه می زنند وقتی می بینند در آن سطح از مملکت این جور بی اخلاقی و یا احیانا فساد ست چه طور می توانند به نظام اعتماد کنند. دنیای سیاست ورزی این روزهای آقایان شدیدا دنیای بی اخلاقی ست. وای به حال رئیس جمهوری که بخواهد با هوچی گری بر جمهورش، ریاست کند.
 للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 22 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
چه قدر این روزها شبیه آن شخصیت رمانی شده ام که وسط منهتن نیویورک و در گیر و دار و جنگ با خودش، با مسیرش، با ایمان و باورهایش، با تقوایش، با آرمانش، با عقلش، با عشقش و حتی با عناصر سنت و مدرنیته، یک آن به خودش می آید که امروز نیمه شعبان ست!
 من همچنان یک سوال عادی و عامی برایم سخت ترین سوال از موثرترین وجود عالم ست؛ اگر حجت غایب نبود زندگی من چه تغییری داشت؟
 بگذار خودم بگویم، تقریبا هیچ! درست مثل توافق هسته ای؛ که تیمی همه همت و تلاش و تخصص خود را روی آب برپا کرد و به آن بالید و از توهم آن وعده و وعید داد. گمان می کرد آن قدر برجام، کارگشا ست که می تواند همه گره های مملکت، از آب آشامیدنی تا چرخ های صنعت را معجزه آسا باز کند. 
مرسومات را کنار بگذار و با خودت رو راست باش. تو نیز برجامی هستی... . 
سیاست را نگذاشته اند که چماقش کنی و بر سر مخالفت بزنی. من امروز با مخالف خود، به یک جا رسیده ام! دیده ام من هم اهل برجام هستم. آن ها برجام هسته ای را بسته اند من برجام انتظار را امضاء کرده ام. هر دو روی آب کار را خود را بسته ایم. حالا می روم پشت بلندگو و سینه صاف می کنم و از معایب برجام هسته ای می گویم که این توافق با چنین نتایجی، خسارت محض و نفس انقلاب را گرفته ست. کسی نیست بیاید و بگوید پدر بیامرز رطب خورده، خجالت نمی کشی نهی رطب می کنی؟
 آقا بی خیال این حرف ها. خوب یا بد، ما مخلص آقای رئیس کل! هستیم. چه قبول کنند چه نکنند که حتما می کنند. 
من هنوز در فکر همان 5 دقیقه ای هستم که اگر اجازه ام بدهند! یادداشت سال 94 نیمه شعبان؛

 للباقی
 با خودم فکر می کردم اگر 5 دقیقه اذن زیارت دهند، با تو از چه بگویم.
 گفتم از انبوه حوائجم بگویم و بخواهم که دعایم کنی؛ دیدم خیلی نامردی ست که اینقدر خودخواه باشم. 
گفتم از درد و دل هایم بگویم و کمی راحت شوم؛ دیدم این که خیلی نامردی تر ست!!
 گفتم علم و اندیشه و موعظه بخواهم؛ دیدم هیچ صفایی ندارد.
 دیدم باید فقط تو را بخندانم ... .
 من بگویم و تو تبسم کنی ... .
 از امروز تا روز موعود، به دنبال لبخندت می گردم که من بگویم و تو لبخند بزنی و تبسم کنی. خنداندن تو کار سختی نیست ... 
"لبخند تو خلاصه خوبی هاست. لختی بخند، خنده گل زیباست ..." 
للحق 

همه جا و پناه ها را مرور کرده ام، لطفی ندارند؛ آغوشت را باز کن و مرا در بر بگیر ای صاحب و آقای ما... . و السلام علیک بجوامع السلام 
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
ساعت یک شب باشد و تازه خانه آمده باشی و بعد از یک روز پر کار خسته باشی و کمی هم گرسنه باشی و شام باشد و حوصله شام خوردن نداشته باشی و بیایی در حیات بنشینی و نگاه ماه کامل کنی و میان این همه فکری که در سرت ناخودآگاه رژه می رود یکیش تافته جدا بافته ای باشد و تو به دنبال یک نشانه بگردی! فقط یک نشانه ... .
 دلم به فردا شب خوش ست؛ بی مقدمه یک لحظه به خود آمدم دیدم فردا شب، شب نیمه شعبان ست. فردا شب هم ماه کامل ست... .
" کنون که ماه تمامی، نظر دریغ مدار ..."
 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
امروز خدمت استادی رسیدیم که زمانی سخنگوی دفتر تحکیم وحدت بوده ست؛ تعریفش را زیاد شنیده بودم و هم صحبتی با او جالب به نظر می رسید. با یک طرح شهید آوینی انجمن رفتیم دفترش و به مناسبت روز معلم و استاد تقدیمش کردیم. همان ابتدای صحبت سوال کردم دکتر چرا حضورتان در دانشگاه کمرنگ ست؟ کسی که سخنگوی تحکیم بوده چه طور می تواند آرام بنشیند؟! لبخندی زد و کمی از آن زمان انجمن های اسلامی گفت. از آن زمان های پر کار و پر مطالعه جنبش دانشجویی؛ که سالی چند ده کتاب خوانده می شد و پنج شنبه شب پیش علامه جعفری بودند و فردایش قم و محضر فلان عالم و در طول هفته دیدار با بزرگان و موثرین دیگر. این جای صحبت دکتر به دل من حسابی می نشست که درد مرا می گفت. یکی از دلایل آن عمق دیروز جنبش دانشجویی به نظر من به خاطر مطالعات زیاد و بحث روی مطالعاتشان بود. وقتی به خاطرات آن زمان بچه های جریان دانشجویی نگاه می کنیم می بینیم که مهم ترین بخش کارشان اندیشه و اندیشه ورزی بوده. امسال یک بخش توجه اساسی انجمن روی بحث مطالعه و اندیشه و اندیشه ورزی گذاشته شد هر چند آن چیزی که در نظرم بود به هر دلیلی اتفاق نیافتاد اما به گمانم اصلی ترین کار هر مجموعه درین مختصات زمانی، بسترسازی جهت اندیشه و اندیشه ورزی ست هر چند عده ای بی ادعا و با ادعا این را نفهمند! سوالی در خصوص علل اصلی وضع موجود پرسیدم که امثال سعید حجاریان این روزها با جسارت می گویند جنبش دانشجویی یعنی کشک! علل وضع موجود چیست؟ کمی فکر کرد و گفت چون درین موضوع منسجم فکر نکرده ام نمی توانم پاسخی بدهم اما اگر بخواهید می توانم روی آن فکر کنم. و این بهترین پاسخی بود که می توانست بدهد؛ علی القاعده برای کسی که روزگاری در سطح کلان جنبش دانشجویی فعالیت داشته و امروز در فضای دانشجویی تنفس می کند و اهل تفکر ست برای این سوال دم دستی، خیلی جواب دارد اما امتناع او از پاسخ، نشان از فکر ساختارمندش داشت که این برای من خیلی ارزشمند ست؛ خیلی مهم تر از اختلاف سلیقه و نگاه های سیاسی مان و شاید حتی مبنایی مان. آخر صحبت ها بحث هایی شد که خیلی نمی توانم بپذیرمش، اما چون او اهل صداقت تفکری ست باید روی آن فکر و تأمل کنم. در خصوص صداقت تفکری بعدا خواهم نوشت. 
بعدالتحریر: نیمه اول این یادداشت دیروز در اتوبوس نوشتم. چون بحث انتخاباتی شد و میشد تأثیر گذار بود نوشتن را رها کردم و وارد بحث شدم؛ بهترین تبلیغ همین تبلیغات چهره به چهره ست. نیمه دوم یادداشت را هم الان در اتوبوس نوشتم.
 #نوشته های_اتوبوسی 
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
این روزها بچه ها همه شبانه روزی کار می کنند؛ حتی تا همین موقع های شب. یک تیم همدل و همراه که با هم بودنشان خیلی خیلی مهمتر از کارهایشان هست. درباره تیم انجمن، بعدا مفصل خواهم نوشت.
 خبرهای خوبی در راهست... . 
للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 16 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 
دیدی گاهی هرچه می کنی کاری درست نمی شود و هرچه بیشتر تلاش می کنی مچاله تر می شوی؟! له له می شوی و تا حد زیادی داغون! اما نمی توانی صدایی از خودت درآوری؟! من امروز چیزی به ذهنم رسید که جواب همه مچالیدگی! و لهیدگی! های موجود است. البته جواب من عجیب تکراری ست اما آن قدر برای خودم تازه ست و کیف کردم که از صحبت های دیروز سید میرسلیم کیف نکرده بودم! درین حد، بله!
 آن جواب که شدیدا خصوصی ست اما نتیجه آن جواب گاهی می شود پرواز! یاد کارتون دوست داشتنی "خداوند لک لک ها را دوست دارد" افتادم؛ بشوی یکی از آن لک لک ها و پرواز کنی و کلی ابر و باغ و جنگل و دریاچه و خانه و روستا و ... زیر پایت باشد و در آن هوای ملس بال بزنی و عشق کنی و اسکادران عشق بنوازد! بعد بروی در یک روستای کاملا عادی و بنشینی پیش پیرمرد و پیرزنی عادی تر و کره محلی بخوری با دوغ اصل با پونه و نامه ای بنویسی و برسد به دست کسی که باید و ... .
 آقا بس ست! لطفا کمی عاقل باش حضرت دیوانه!!!!
 به هر حال: همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
 کجا ماند آن رازی کز او سازند محفل ها
 خودم/نازی/پناه/شکستن/پرواز/کره!! 
بعد التحریر: پشت در دفتر یکی از اساتید نشسته ام تا جلسه اش تمام شود؛ خوبیش نوشتن همین یادداشت بود.
 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 15 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 این ها همان سیاست بازان و سیاست کارانی هستند که همیشه منفعت شخصی و قدرت طلبی های خود را دنبال می کردند. این ها را خوب می شناسم. کسانی که سال هاست به اسم نظام و انقلاب می خواهند به نان و نوایی برسند. امروز اگر سینه چاک می کنند برای آقای رییسی هم تو باور نکن. تا دیروز حنجره شان پاره میشد که ما جریان اصولگراییم و به آن افتخار می کنیم و این هویت واقعی ماست! حالا امروز زیر علم کسی دارد جان می دهد که فریاد می زند اصولگرایی و اصلاح طلبی نفس مردم را گرفته! و این یعنی تغییر به نفع خود و نه شعار آقای رییسی که تغییر به نفع مردم! 
خدا نظام را از همه خناسان نجات دهد.
 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 34 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :