جمعه 1 شهریور 1398 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

 

کم حجم اما شیرین؛ درباره میرزا یوسف خان مستوفی؛ "این آدم با خیلی های دیگر فرق دارد. آدم محجوب، باسواد و عاشق پیشه ای که حاضر است جان خودش را برای آزادی مردم و رفاه آن ها فدا کند. بعد یک مرتبه آن قدر تغییر می کند که در کرکانرود در حال مستی، دستور می دهد زبان هفت نفر را فقط به جرم آنکه از مشروطیت اسم برده اند از حلق شان بیرون بکشند."

میرزا یوسف خان، نویسنده‌ی رساله عشقیه در ایام شباب، که روزگاری گمان می کرده میرزا تقی خان ثانی می شود و ایران به دست او روی سعادت و ترقی را می بیند تحت تأثیر دوست گرمابه و گلستانش محمدعلی فروغی ذکاءالملک و استادِ ممحض در غرب‌ش میرزا ملکم خان ناظم الدوله، به لژ فراماسونری می پیوندد و مسیر زندگیش تغییر پیدا می کند. به دار کشیده شدن شیخ فضل الله را از نزدیک می بیند و دیگر آواره می شود و نشانی از او پیدا نمی شود... .

استاد فلسفه اش در جوانی از او می پرسد فقر مقدم است یا جهل؟! و در جایی دیگر همان استاد می گوید: "مردم گرسنه را که با هر شیوع وبا و آبله چون حشرات الارض دسته دسته جان می دهند، فلسفه به هیچ کار نمی آید. کاش نانوا بودم و در سیر کردن شکم این خلق سهمی داشتم."

 

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو