سه شنبه 26 شهریور 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

مؤخره

من دهه هفتادی‌ام. یعنی نه امام را دیده ام نه انقلاب را و نه جنگ را. مختصری درباره‌شان شنیده ام و چیزهایی در موردشان خوانده ام. 
امروز جوانم. و با خودم مقایسه می کنم جوانی خودم را با جوانی امثال غلام دلشاد ها. هرچه مقایسه می کنم و فکر می کنم می بینم خیلی مرد بوده اند! شوخی نیست آدمی همه سرمایه وجودیش که "جان" باشد را کف دست بگیرد برای آرمان‌هایش. برای منِ جوان باورکردنی است آن آرمانی که برایش عده زیادی جوان با کلی امید و آرزو، حاضر به جان دادن بوده اند، هرچه باشد مقدس است!
شکر حق بر من واجب است که با همه خلأهای معرفتی و شکستگی قلم، اما توفیق کتابت خاطرات یکی از جانبازان عزیز دفاع از آرمان های مقدس، آقای غلام دلشاد نصیبم گشت؛ سرفه های حین مصاحبه او برایم گواه صدق خاطراتش بود!

 این شب طولانی نیز دارد روز می شود؛ به امید سربازی حضرتش.
الأحقر: محمد طاهری

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic