للباقی

اهل ظاهر در رنگ ها و لعاب ها اسیرند؛ و ما تا آن هنگام که اسیر ظاهر هستیم چگونه می توانیم از دیدن واقعیت ها به حقیقت دیده ها و نادیده ها دست یابیم؟
در طریق الحسین(ع) که قدم می گذاری اگر دیده دل باز کنی خواهی دید که واقعیات ظاهری، رنگ و لعابی بیش نیستند؛ آیت الله و دکتر و مهندس و هنرمند و کارگر و بیکار همه به یک شکل و با فقر ذاتی خویش به راه ولایت زده اند و این همان حقیقت است... . 
حقیقت، فقر ذاتی ماست؛ حقیقت، دور افتادن ما از منبع های فیض و رحمت ست؛ حقیقت، فربگی ما از ظاهرهای روزمره زندگی ست؛ و اهل ظاهر چگونه خواهند فهمید که آن کارخانه دار معروف با چند صد میلیارد دارایی همراه با این پیرزن با صفای روستایی که با کمک های مردمی هزینه رفت و برگشتش فراهم شده است، یک شکل به جاده ی حسین(ع) زده اند؛ اهل ظاهر چگونه خواهند فهمید که درین مرتبه از عالم، تضادها بی معنی شده اند: فقیر و غنی، بی سواد و فوق تخصص،  معلول و سالم، خوش تیپِ حساس در ظاهر و شلخته ی بی تفاوت! ... 
و این همان حقیقت است که می گوید اگر این فضیلت ها توانست معرفت و عشقت به ولی خدا را بیشتر کند ارزش دارد و گرنه همه اش بدبختی و بار اضافه ست چه علمش چه مالش چه تن سالم و چه ظاهر خوبش! و تو در مسیر طریق الحسین(ع) است که می توانی زندگی گذشته ات را بر این سنجه بگذاری و حقیقت علم و مال و جسمت را بسنجی. اهل ظاهر چگونه خواهند فهمید که همه زندگیت را وقف زوارِ ولی خدا کردن چه لذتی دارد؛ اهل ظاهر فقط شلوغی دم مرزها و اغتشاش عراق و تاول های پاها را می بینند. اهل ظاهر چگونه خواهند فهمید که گذر از ظاهر رنگ ها و لعاب ها و قدم نهادن در وادی حقیقت ها، بازگشت به خویشتن خویش است؛ بازگشت به فطرت است؛ صدای سیدمرتضی آوینی ست که در گوش می پیچد:
""ما به فطرت خویش بازگشته ایم و در آن حسین بن علی علیه السلام را یافته ایم و اینچنین است اگر حسین ندیده ( حسین حسین ) میکنیم.
این قلب حسین بن علی علیه السلام است که در پیکر ما می تپد و اینچنین، اراده ی ما اراده ی حق است و قدرت ما از مبدأ لایزال قدرت الهی است.
نه؛ اینجا خستگی راه ندارد ...""
مسیر طریق الحسین(ع) با ۱۴۵۲ ستونش پایان می یابد. اهل حقیقت، دیدار با ولی خدا را دیدار با ولی خود می داند؛ زیارت امام را زیارت بزرگترین گمشده وجودی خویش می داند. اهل حقیقت، زیارت را تجدید میثاق می داند؛ تجدید همان میثاقی که پیش از خلقت خاکی خود در محضر پروردگار عالم با اولیای خود بسته است که آن ها بالاترین تجلی خداوند در بین مخلوقاتش هستند، واسطه فیض و رحمت و علم و عشق اند. و عالم خلقت به خاطر آن ها بنا شده است و ارتباط این هستی پر رمز و راز با وجود، آنان اند.
بین الحرمین این وعده گاه اهل حقیقت در طول تاریخ، وعده گاه آرمان خواهان عدالت طلب آزادی جو، وعده گاه دلدادگان صادق و مخلص، مملوء از عاشقانی ست که لبیک یاحسین(ع) می گویند.
باز این صدای سیدمرتضی ست که می پیچد:
""چه می جویی؟ عشق؟
همین جاست.
چه می جویی؟ انسان؟
این جاست. 
همه تاریخ این جا حاضر است.
بدر و حنین و عاشورا این جاست.
و شاید آن یار ...
او هم این جا باشد.
این شاید که گفتم از دل شکاک من است که برآمد.
اهل یقین پیام دیگری دارند.""
و شاید آن یار. و حتما آن یار... .
آن یار عزیزی که آخرین ذخیره خداست؛ آن عزیزی که منظور همه اهل حقیقت است و منظور همه عهدها و میثاق ها و بیعت ها. همان که از دم صبح ازل تا آخر شام ابد، دوستی و مهر و میثاق ما با او بوده است.
و این عاشقانه ترین بیعت سربازی در بزرگ ترین تجدید بیعت آخرالزمانی امام عشق است آن سان که در زیارت اربعین قول می دهی که جان و مال و خانواده و همه وجودت را فدای آن یار نمایی.
سید همچنان صدایش در غوغای طوفان صداهای مختلف می پیچد:
"" ما وارث انبیا هستیم و غایات الهی آفرینش انسان در وجود ماست كه معنا می‌یابد. ما از مرگ نمی‌ترسیم، كه مرگ ما شهادت است و شهادت، حیات عندالرب. عقل‌های محجوب به آیینه‌های قیراندود فطرت بشر غربی چگونه خواهند توانست كه معنای حیات عندالرب را دریابند؟ حیات عندالرب، نقطه‌ی پایانی معراج بشریت است كه به آن جز با شهادت دست نمی‌توان یافت.""
چه ساده اندیش اند معاندان ما که می خواهند این تجدید بیعت آخرالزمانی را سانسور کنند! اگر با پاشیدن مشتی خاک و پول توانستند جلوی نور خورشید را بگیرند در مخفی کردن عظمت این بیعت نیز می توانند! 
گویی سید امروز را می گوید:
""اکنون تاریخ بعد از آن شب طولانی و سیاه کفر به طلوع فجری دیگر رسیده است و از این پس هر روزی که می گذرد با نزدیک شدن به صبح دولت حق، جهان روشن و روشن تر می گردد.
این جا منبع و منشأ آن نور عظیمی ست که در وسعت جهان، جلوه کرده ست...""
جهان در گذر از همه پستی ها و پلشتی ها و گمگشتگی ها اینک به دوران حساس خود رسیده است. آنانی که می خواهند عَلَم جهاد را به دوش بگیرند و دنیا را آماده طلوع خورشید عظمی نمایند، آنانی هستند که صادقانه ترین و مجاهدانه ترین و عاشقانه ترین بیعت ها را امروز با امام عزیز خود می کنند.
حرف آخر، همان حرف سید است:
""ای وجدان‌های نیم‌خفته، چشم بیداری بگشایید و ای بیداران، گوش فرا دهید: ماییم كه بار تاریخ را بر دوش گرفته‌ایم تا جهان را به سرنوشت محتوم خویش برسانیم. خون سرخ ما فلقی است كه پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است. یا فالق الاصباح، ما را در راهی كه اینچنین عاشقانه در پیش گرفته‌ایم یاری فرما""

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو