شنبه 26 مهر 1399 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

 

واصل، جام معرفت در دست می گیرد و آن را می گرداند؛ و جان ما و همه افلاک را به گردش در می آورد؛ طلب، ما را خیز می دهد برای ستاندن جام و تا لب به جام می گذاری، آشوب عشق آغاز می گردد.

واصل، گاهی رندی می کند و جام را بی درنگ به طالب نمی دهد؛ صبا آن پیک مشتاقان، تا بخواهد طره پر تاب گیسوی طلب را باز کند از این انتظار چه خون ها که بر دل عاشقان نمی افتد.

 جانان، جان است و هرچه به او مربوط باشد زیبا؛ منزل جانان نیز عطر جانان می دهد. دنیا با این که منزل جانان است و رایحه او را دارد اما ذاتش گذرا هست و هیچ عیشی در آن پایدار نمی ماند چرا که جرس لختی از صدا ساکت نمی ماند و دائم بانگ الرحیل سر می دهد؛ باید رایحه عطر جانان را بوئید و دل نبست به عطر.

پیر راه ما پیشتر طریق را منزل به منزل رفته است و به فراز و نشیب راه واقف است؛ اگر خواسته اش شستن سجاده طاهرت با می حرام باشد، تسلیم پیر باش.

حال آنان که به شوق عشق و معرفت، طالب انداختن شانه خود زیر بار عالم اند و وارد دریای پر خطر و تاریک و موج آلود شده اند کجا شبیه سبک بارانی ست که به ساحل امن و عافیت خو کرده اند.

هرجا که چشمانم را از تو گرفته ام و خودم و نامم را دیده ام عاقبت به بدنامی رسیده ام... .

اگر می خواهی قلبت مملوء از شراره های عشق به او باشد، از آن چه می دیدی و دوست می داشتنی رها شو!

 

للحق 





نوع مطلب :
برچسب ها : رندانه،
لینک های مرتبط :


نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات