سه شنبه 14 دی 1395 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 شاید مشکل من است که نمی توانم خوب ادا دربیاورم. و گرنه هر چه تلاش کردم که نشان دهم حالم خوب ست، بی فایده بود. 
از سرودن شعر تا محو شدن در آیینه و نصیحت خودم، از دعا و نماز و سحر و استاد و اهل دل و منبر و مستمع و عقل و دین و دل و دیروز و فردا و ... همه بی فایده بودند. 
خدایا چه خبر است؟ من را چه شده؟ 
رب انی مغلوب فأنتصر ...
 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 14 دی 1395 08:23 ق.ظ
هوالرزاق
این جمله ی شاملورامی پسندم که:"کوه بانخستین سنگ آغازمی شودوانسان بانخستین درد!"قبول!دردمندی باذات انسانیت آمیخته است؛اماگاه یادآوری این نکته ضروری ست که همه ی مشقات رانمی توانیم وقرارنیست که"ما"ازروی دوش بشریت برداریم!ماحتی گرچه به وسعت هستی دردمند،امابه قدر"خویشیم"وانسانیم ونامعصوم!والبته تفاوتی ست میان انسان وسایرمخلوقات!:دل هامان رااقبال وادباری ست،گاه خسته می شویم،گاه ناامید،گاه مغلوب!اما دردکه باشد،دوباره ازپیش به راه می افتیم؛همه وقت چنین یکه تاختن وازنفس نیفتادن توقع گزاف ماازخویشتن است!مارایارای به قدرخویش کوشیدن است وآویختن!وبس.
"فقیروخسته به درگاهت آمدم رحمی
که جزولای توام نیست هیچ دست آویز..."
محمد طاهریسلام. خیلی خوب فرموده اید...
مرد و درد داستانی جدایی ناپذیرند. اما اول و آخر این مسیر، به خراب آلودی می رسیم که جز عنایت و لطف صاحبش، راهی نیست.
" تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر من
سال ها شد که منم بر در میخانه مقیم..."
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :