شنبه 9 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

...
- این قدر درهم و مچاله! چرا حضرت والا؟
- باورش برایت سخت ست؛ نمی گویم.
- من از این سخت تر هایش را که با یک نگاهت فهمیده ام.
- این را هیچ وقت نفهمیدی. سال هاست وقت نکرده ام خودم را دوست داشته باشم!
- اوهومممممم
- نگفتم این را نمی فهمی!
- خنده ام از اینست که سال ها چه طور زندگی می کرده ای؟
- عالی، خیلی خوب. فقط همین یک چیز را کم داشتم.
- گمان می کنی خودت را دوست نداشته ای! تو به این خودشیفته ای!
- نه این که دوست نداشته باشم؛ اما وقت نکرده ام وقت بگذارم برای دوست داشتن خودم.
- آقا سر شما احیانا به جایی محکم نخورده؟! غاطی می زنید!
- از تو نشنیده بودم دیوانه ام که شنیدم! 
- ولی چرا واقعا من نفهمیده بودم؟!
....

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :