دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

دولت 'نمی توانیم' ها

 این که روحانی وعده صد روزه داد و قرار بود چهارمیلیون شغل فقط با توریست ایجاد کند و همه چرخ های مملکت را بچرخاند و ... مهم هستند اما نه به اندازه ای که نقد به دولت را تا این اندازه پایین آورد! معلوم ست که دولت می خواهد به هر نحوی که شده حرف خودش را توجیه کند و منتقدین دولت هم می خواهند نشان دهند که دولت در عمل به وعده هایش ناتوان بوده و این وسط همدیگر را به دروغگویی نسبت می دهند؛ اما اصل و اساس نقد به دولت، ناتوانی در عمل به وعده هایش نیست. اگر تنها همین نقد به دولت وارد بود که نتوانسته به حرف هایش عمل کند و الان می خواهد زمین بازی را عوض کند می شد با تساهل، گناه دولت را نادیده گرفت؛ اما سخن از درد بزرگی ست که عمل به وعده ها در مقابل او یک موضوع دست چندمی ست. مهم ترین نقد به دولت فعلی روح حاکم بر آن ست که در زبان و عمل فریاد می زند که " نداریم، نمی شود، نمی توانیم". و این روح بر جامعه ای حاکم نشد جز آنکه آن جامعه رفته رفته سرطان  خمودگی و ناامیدی و ناتوانی گرفت و برای حیاتش مجبور به فروختن عزت و شرف و استقلالش شد. دولتمردان این دولت اعتقاد راسخ دارند که سرمایه های داخلی برای پیشرفت آن چنان ناکافی ست که فقط می توان با آن 'آبگوشت بزپاش' درست کرد. آقای روحانی که سال ها در مسندهای مهم حکومتی ایفای نقش کرده ست با کدام منطق و فرمولی می خواست مشکلات کشور را در یک بازه کوتاه مدت صد روزه حل نماید؟! او اعتقاد راسخ داشت که با رفتن سراغ کدخدا و مذاکره می تواند آنچنان گشایشی را ایجاد نماید که همه چرخ های مملکت را به گردش درآورد؛ یعنی فرمول و راه حل اساسی او برای عبور از مشکلات داخلی، دست دراز کردن به سمت بیرون از کشور بود و این همان تجلی واقعی "نداریم، نمی شود، نمی توانیم" است که نیرو و سرمایه داخلی را نابود می کند و اجازه تنفس و حیات را از او می گیرد. نتیجه این راهبرد دولت یازدهم را امروز می توانیم ببینیم و باید امروز قضاوت کرد این راهبرد تا چه میزان توانست مشکلات مردم را برطرف نماید؟ آیا رکود و گرانی برطرف و اشتغال حاصل شد؟ آیا عزت بین المللی جمهوری اسلامی با این راهبرد افزایش پیدا کرد؟ آیا آسیب های اجتماعی رو به کاهش ست؟ واقعیت امر این ست که عدم توجه به داخل و عدم باور به خویشتن و تمرکز به بیرون از کشور و تمنای توجه از سمت بیگانگان، نتیجه ای جز کارنامه ضعیف امروز دولت را در بر نداشت. قریب به چهل سال از پیروزی انقلاب می گذرد و دولت های مختلف با نگاه ها و سیاست های گوناگونی سر کار آمده اند؛ جایی که باور "داریم، می شود، می توانیم" را راهبردمان کردیم مرزهای مختلف توسعه و پیشرفت را طی کرده ایم؛ و هر جا که با نگاهی ناامید به بیرون دست دراز کردیم، انفعال و عقب گرد را تجربه کرده ایم.

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :