پنجشنبه 18 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
 غالب امروز درگیر کارهای انجمن بودم و استادم هم باز نشد ببینم. عصری برای افطار رفتیم باغچه.
 بعد افطاری تماسی داشتم و فهمیدم چه تهمت هایی که این مدت به من نزده اند؛ شوکه شدم، سرم سوت کشید و دهانم خشک شد و مغزم هنگ؛ مانده بودم از کجا این تهمت ها را درآورده اند. واقعا نمی دانم چه باید بگویم. 
از دست همه این آدم ها و تهمت ها به خدا پناه می برم. 
" هو الله الذی لا اله الا هو عالم الغیب و الشهاده هو الرحمن الرحیم"
 للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 20 خرداد 1396 07:14 ب.ظ
قظاری که ایستاده رو که سنگ نمیزنن برادر
پنجشنبه 18 خرداد 1396 05:29 ق.ظ
چه خوب...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :