سه شنبه 23 خرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

 دلم یک مناجات خاص می خواهد؛ حاج مهدی شروع کند به خواندن "أستغفرالله الذی لا اله الا انت..."؛ بخواند و بارانی شویم و زیر و زبر... .
 اما به گمانم مدتی ست زائده ای در دل دارم که جریان دلم را حسابی مغشوش کرده. 
در مکانیک سیالات، وقتی زائده ای در مسیر جریان سیال قرار می گیرد، حول آن زائده جریان از یکنواختی در می آید و جریان کلا تا اطراف آن، مسیر و شکلش عوض می شود و اصطلاحا جریان مغشوش می شود. پیش بینی جریان در اطراف زائده معمولا کمی سخت می شود و باید از مدل های توربولانسی استفاده کرد و خیلی هم دقیق نیستند؛ بگویم این زائده قرار نیست بزرگ باشد ها! حتی یک سوزن ته گرد هم جریان را کلا مغشوش می کند؛ 
جریان دلم این روزها مغشوش ست، کدام زائده؟ بی اجازه یا با اجازه؟ 
گفته باشم دل ما صاحب دارد؛ هرچه هم خراب کنیم، آخرالأمر کار به خودشان وابسته ست... . باز هم یک حال خوبی از راهی که گمان نمی بری حواله می شود و زائده ها و اغتشاشات و غیر یکنواختی ها کلا دمپ!! می شود و جریان استدی می شود تمام!

"بی تابم این شب ها 
بی خوابم ای رویا 
از تو چه پنهان من 
گم کرده ام خود را ... "

بعدالتحریر: باز هم آرام و خودمانی زمزمه کن: " یکی انگار داره دل رو به یه جای غریبی میکشونه..."

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :