چهارشنبه 25 مرداد 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

 قبل التحریر: چون عهد کرده ام؛ پس تا 14 تا پیغام ادامه می دهم اما مخاطب این پیغام ها وحشتناک فقط خودم هستم!! 

درست در جایی که هیچ گمان نمی بری و آن لحظه ای که هیچ تصور نمیکنی و در میان فراز و فرودهای جان کاه، ناگاه چنان دست گیری می شوی که فقط مات و مبهوت می مانی و با اشکی سرازیر می گویی دمت تان گرم! 
دست ت را می گیرند و وارد دنیای تازه ایت می کنند که عجیب فرق دارد با قبل؛ فقط یک شرط دارد؛ و آن هم این ست که مرد باشی که از هزار مرد یکی نرسد! 
خدایا می دانم که وادی سختی ست اما وقتی تو هستی سختی معنی ندارد؛ این جا همان مجالی ست که برایم ساخته ای تا طنازی کنم و عاشقی کنم و بندگی و "به خلوتگه خورشید رسم چرخ زنان!!".
 و از امروز مسیر تازه ای شروع می شود...
 الحمدلله "چون به محبوب کمان ابروی خود پیوستم...".

 بعدالتحریر: آقایی داریم که مهربان تر از پدر و مادرست؛ همانی که وقتی در بازار نمی توانیم چیزی بخریم و اندک ناراحتی بر دل مان می نشیند او نیز ناراحت می شود؛ به خاطر این آقای عزیز و در دسترس هم که شده نباید ناراحت بود! خاک بر سر چون منی که باعث ناراحتی او شوم. 
سر خم می سلامت شکند اگر سبویی 

وَ اخْتِمْ لَنَا بِالَّتِى هِىَ أَحْمَدُ عَاقِبَةً 
پایان پیغام چهارم 
چهارشنبه 25 مرداد 96 

للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :