تبلیغات
رندان خاموش - پیغام چهاردهم
 
شنبه 4 شهریور 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی 

خدایا تو را از صمیم جان سپاسگزارم که همه هستی من هستی و هیچ چیز جز تو ندارم. 
خدایا تو خود شاهدی که هیچ وقت با وجود تو احساس کمبود نکرده و برای هیچ کاری احساس عجز نکرده ام. 
خدایا تو خود شاهدی که با وجود تو بلندترین آرمان ها و بزرگ ترین اهداف در نظرم سهل الوصول اند. 
خدایا تو خود شاهدی که همه هستی را فقط برای تو می خواهم. 
خدایا تو خود شاهدی که خودم را تنها برای تو می خواهم. 
خدایا تو را خاضعانه شاکرم که مرا هیچ گاه به حال خودم وانگذاشته ای و مرا داری به جایی که نمی دانم کجاست مهربانانه و صبورانه رهنمون می سازی. 
خدایا تو را خاضعانه شاکرم که مرا همه چیز داده ای و در مقابل این همه ناسپاسی، نعمت هایت را بازپس نگرفته ای. 
خدایا از تو ممنونم که مرا در این مسیر قرار دادی.
 خدایا از تو ممنونم که درین مدت ابتلاء و آزمون، بزنگاه هایی برایم آفریدی که ایمان م را محک بزنم.
 خدایا از تو ممنونم که نشانم دادی بسیار نقص و اشتباه دارم و تا کامل شدن، مسیری بسیار طولانی؛ که جز تو نمی تواند کسی کمک نماید.
خدایا از تو ممنونم که درین مسیر بسیار حال قبض و بسط به من دادی که تو را خالصانه تر بخوانم. 
خدایا از تو ممنونم که مرا نسبت به معنای توکل و توسل، عمیق تر کردی و از ابتدا تا انتهای این موضوع تمرین این دو موهبت بود. 
خدایا از تو ممنونم که در هیچ بن بستی نگذاشتی تنها و مستأصل بمانم. 
خدایا از تو ممنونم که معنای برخی حالات و واژگان را برایم تازگی بخشیدی. 
خدایا از تو ممنونم که نشانه های بسیار درین مسئله برایم قرار دادی و مجالی عظیم برای تفکر و تأمل. 
خدایا از تو ممنونم که مهم ترین بنای عالم یعنی دل را برایم استحکام بخشیدی. 
خدایا از تو ممنونم که درین ماجرا خوبانی را همراهم ساختی که از وجودشان بسیار بیاموزم.
 خدایا از تو ممنونم از نقطه شروع تا نقطه پایان؛ آن هنگام که باران بند آمد و ماجرا تمام شد.
 خدایا از تو ممنونم که همیشه هستی! 
این چهارده نیز تمام شد و با تمام شدنش یک پرونده مهم نیز بسته می شود. به عهدی که کردم وفادار ماندم؛ هم آن چیزهایی که باید می خواندم را خواندم و هم این پیغام ها را که قول داده بودم نوشتم. 
دعاگوی خوبان خواهم بود؛ از فهمیدنی ترین نقطه عالم تا نافهمیدنی ترین نقطه عالم که حکما همه چیز فهمیدنی نیست. 
کنون اگرچه کویرم، هنوز در سر من
 صدای پر زدن مرغ های دریایی ست... 
به تدبیر و قضای الهی؛ به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی ست...
 تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
 وَ اخْتِمْ لَنَا بِالَّتِى هِىَ أَحْمَدُ عَاقِبَةً
 پایان آخرین پیغام؛ پیغام چهاردهم
 شنبه 4 شهریور 96 

للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :