چهارشنبه 8 شهریور 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

 فردا روز عجیبی ست. 
بریز و بپاش خاصی در بساط الهی ست. 
معصوم مذمت کرد آن گدایی که درین روز از خلق خدا گدایی می کرد. 
حضرت جان، نفحات کرم و لطف و رحمت و بخشش را فردا آن چنان برای بندگانش می فرستد که هیچ ناامیدی را توان یأس نیست؛ روزی که به جنین در شکم مادر هم تفضل می شود. درین روز می شود کوچکی کرد و کودکی؟!! 
جان عالم به قربان حضرت ارباب؛ هر جا که حرف از کرم و لطف و رحمت و بخشش بی حساب ست نام ارباب بی کفن ما غوغا می کند؛ 
توبه حضرت آدم در چنین روزی با توسل به حضرت ارباب پذیرفته می شود؛ 
دعای عاشقانه عارفانه عرفه از لبان مقدس حضرت ارباب صادر شده ست؛ 
و از همه مستانه تر آنکه فردا حضرت جان، بیش از آنکه به مهمانان خود در صحرای عرفات توجه نماید به زائرین ارباب ما در کربلا توجه می کند؛ 
جان عالم به قربان اشک های سرازیر حضرت ارباب حین خواندن دعای عرفه. 
و اما ما فردا بی صاحب نیستیم؛ صدقه سری امام زمان (ارواحنا له الفداء) که آقا و مولا و صاحب ما هستند از فیوضات فراوان و بی کرانی که به او عرضه می شود حتما ما را بی نصیب نمی گذارد. 
فردا همان روزی ست که می شود بهتر از هر زمان دیگری چشم ها را بست و دلبرانه با خدای خود نجوا کرد؛ از همه قصورها و اشتباهاتی که کرده ای پوزش بطلبی و مردانه قول بندگی بدهی.
 فردا همان روزی ست که می شود بهتر از هر زمان دیگری چشم ها را بست و دنیا دنیا آرزو و دعا کرد؛ بزرگ و بی محابا. حتی آن چیزهایی که می دانیم محقق شدنش شبیه معجزه ست؛ معجزه ها را هم باید طلبید؛ از فردا بهتر چه روزی برای طلب معجزه. آن قدر گیر و گور در بندگی مان هست که یکی از بهترین معجزه ها همین برطرف شدن گیر و گورهاست؛ بنده خالص شدن معجزه کمی نیست اما خدای فردا خیلی بزرگ ترست از این معجزه. از معجزه بندگی گرفته تا هزاران معجزه دیگر. معجزه خوب شدن حال همه آدم ها؛ معجزه رسیدن همه آدم ها به آرزوهایشان؛ معجزه جهانی شدن اسلام؛ معجزه رسیدن آقایمان... . 
یادم باشد که " العبد یدبر والله یقدر..."
به رسم هر ساله می دانستم حاج آقا بین دو نماز بلند می شوند و درباره فردا می گویند که: بزرگواران فردا را با توجه باشید. اگر حتی مرخصی بگیرید فردا را بهترست؛ دلتان را از ناراحتی و کینه پاک کنید؛ غسل بگیرید؛ نمازهایش را بخوانید؛ برای همدیگر دعا کنید. 
علامه حسن زاده آملی کتابی که نوشته بود را تقدیم استاد بزرگش علامه طباطبایی می کند و از ایشان نظر می خواهد. علامه طباطبایی می گوید همه چیزش خوب بود جز یک چیز و آن هم آنکه اولش فقط برای خودت دعا کرده ای!
می شود همه بغض خفته این مدت را در فردا فریاد زد... خوش به حال همه خوبان. 
یَا رَادَّهُ عَلَى یَعْقُوبَ بَعْدَ أَنِ ابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِیمٌ‏ 
التماس دعا

 للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :