پنجشنبه 25 آبان 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

به گمانم استمرار داشت تابستان
یا شاید 
به عقب می رفت زمان
باز نوبت بهار میشد
یا شاید
 یک آن میشد 
نوبت فصل زمستان
یا اگر پاییز ی بود، پاییز تو نبود
اما 
دل من 
اشک پاییزی خواست
سوختن آرام در زردی دوران
مثل برگ های ناامید، افتادن در خود
سیلی محکم باد در موج خروشان منیت
همرنگ شدن با عطر نمناک زمین در باران

نازی! دل من، پاییز تو را خواست
نوبرانه حواله ای ست 
پاییز تو 
فصل رویایی من ...

صبح پاییزی 25آبان 96

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic