چهارشنبه 15 آذر 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

 هیچ کسی از آدم ها از دل آدمی خبر ندارد؛ نمی داند در دل ما چه می گذرد، نمی داند مشکل ما چیست، نمی داند گره کار کجاست، نمی تواند با چشم ما ببیند، نمی تواند با گوش ما بشنود، نمی تواند با عقل ما بفهمد، نمی تواند با دل ما درک کند ... . 
در این دنیایی که چنین ناتوانیم (و صد شکر که ناتوانیم! ) پس چرا مرتب همدیگر را قضاوت می کنیم؟! ما را چه نیازی به قضاوت ست؟! چه کسی از ما خواسته که قضاوت بکنیم؟! اگر اگر اگر اگر اگر جایی دست برقضا و از سر ناچار مجبور به قضاوت شدیم یادمان باشد افراد را قضاوت نکنیم دست بالا "فقط" عمل شان را قضاوت کنیم ( همین را هم خدا نصیب نکند.) و در دل حتما مرور کنیم که تو جای آن نیستی و گرنه تو خیلی خیلی بدتر از او می کردی ای مدعی! 
خدایا به تو پناه می برم و با حالت شرمساری و از سر پشیمانی، از همه قضاوت هایی که به حق و ناحق کرده ام به درگاهت توبه می کنم.
 " لطف خدا بیشتر از جرم ماست 
نکته سربسته چه گویی خموش!"

 للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :