جمعه 17 آذر 1396 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

 

حضرت حق با آدمیان لحظه به لحظه درد و دل می کند و بیم عاشقانه می دهد:

روزی که نماند دگری بر سر کویت  

دانی که ز اغیار وفادار ترم من

کاش من نیز رندانه لبخندی بزنم و چشمانم را ببندم و طنازانه بگویم فدایت شوم و خاطر نشان کنم! :

جانم از غمزه تیرافکن تو خسته نشد

زانکه جز زلف خوشت را زره و خود نکرد

 

روزگار می گذرد و در میان همه هیاهوهای زندگی، هرچه پیش می آید همان به غمزه تیر افکندن تو ست. 

جانم به قربانت ای عزیز ...

 

للحق

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :