تبلیغات
رندان خاموش - نماز با قامتِ پر خون
 
یکشنبه 10 دی 1396 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

قامت می بندم؛ تا می خواهم نیت کنم صدای شکستنی بلند می شود؛ می خندم؛ بی تفاوت دستم را بالا می آورم اما پر از خون است؛ سینه ام را نگاه می کنم، آن هم خونی ست و هر آن ممکن است خونش جاری شود؛ باز می خندم؛ چشمانم را می بندم و سعی می کنم نیت ام را بلند در ذهنم فریاد بزنم؛ چشمانم را باز می کنم که تکبیر بگویم اما چشمم هم پر خون شده است؛ اشک و خون؛ می خندم؛ در آن بارش بی امان اشک و خون همه توانم را می دهم به زبان و دهانم که تکبیر بگویم؛ تا دهانم را باز می کنم خون به بیرون می جهد... .

الله اکبر...

من با همین خونِ حرام، قامت تو را می بندم و نماز تو را می خوانم؛ من به خنده های تو مومن ام یا کافر؟!!

 

اشْکُو اِلَیْکَ غُرْبَتى وَبُعْدَ دارى وَهَوانى عَلى مَنْ مَلَّکْتَهُ اَمْرى

 

من راحل‌م...

 

للحق 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :