للباقی

 

با این که سن چندانی ندارد و من به عنوان یک دوست به آن می نگرم اما حقیقتاً برای من شأن استادی دارد مثل پیشه این روزهایش که یک کارش، تدریس در دانشگاه ست. هم متخصص و مهندس و دکتر قوی‌ای است هم حقیقتاً متعهد. و شاید بزرگ ترین ویژگی ش نگاه بلند و پر افقش هست. این ها را این جا می نویسم و می دانم که این متن را نمی خواند و گرنه تعریفش نمی کردم!

در کارش جدی و قاطع است و زاویه نگرش‌‌ش عمیق. البته در برخوردهایش تلخی هایی هم هست. بی آن که خودش بخواهد گاهی برخی از برخوردهایش تلخِ تلخ می شود؛ اول یکی از دوستان را واسط کردم که به او این نکته را تذکر بدهد؛ اما نشد و مجبور شدم یک بار خیلی مستقیم از برخی برخوردهای تلخ‌ش شکایت کنم؛ خندید و گفت روز اولی که رفتم خواستگاری به خانمم گفتم من این شکلی ام! گفتم: بیچاره خانم تان!

اما چون آدم صادقی ست و می دانم در دلش، سیاهی نیست برخوردهای تلخ‌ش قابل تحمل ست و بعد از مدتی به آن عادت می کنیم و به او اعتماد دارم. شاید این جمله شهید بهشتی(ره) در رابطه من با او معنای دقیقی داشته باشد که: من تلخی برخورد صادقانه را به شیرینی برخورد منافقانه ترجیح می دهم.

البته بگویم این برخورد او برای من خیلی درس آموز بود؛ اولاً مرا به فکر جدی فرو برد که نکند همین برخورد تلخ را هم خودم داشته باشم که فهمیدم اندکی دارم! ثانیاً این تلخیِ او که از صراحتش نشأت می گرفت ما را هم صریح می کرد! فلذا از همان تلخی هایش هم می شود برداشت های شیرینی داشت!!

هر کسی کارنامه او را بداند به او افتخار می کند و می داند که آدم بزرگی ست؛ هرچند که مشی آن گمنامی ست. امروز در یک جلسه مهم فنی و علمی و کاری، با دوستان معضلات را گفتیم. در گوشه ای از صحبت هایش خاطره ای گفت از پخش کلیپی از شهید آوینی در همایشی در برلین؛ همان جمله مورد علاقه من! از سیدمرتضا: این جوانان نسل تازه ای هستند که در کره زمین ظهور کرده است، و وظیفه دگرگونی عالم را پروردگار متعال بر گرده اینان گذاشته است.

وقتی مجموعه هایی چه علمی چه فنی و تولیدی و اقتصادی، چه فرهنگی این چنین نگاه واقعی و نه شعاری داشته باشند انقلاب به رشد مدنظر می رسد و کشور را به آن قله های بزرگ می رساند.

بحث بر روی هزینه ها شد؛ برای او در خاص ترین و بهترین فضاها با مبلغ های بالای دست مزدی، جایگاه های فراوانی هست. اما حکمت جالبی ست که برای تأثیرگذاری حداکثری باید سخت ترین ها را انتخاب کنی و هزینه بدهی. و این مختصات کار واقعیِ انقلابی ست. انقلابی، برای آرمان هایش بی توقع! هزینه می دهد و نه این که انقلاب را برای رسیدن به جایگاه ها هزینه کند. کسی که پشت میز می نشیند و از پشت تریبون، شعار می دهد و در بحث ها فقط خوب سخنرانی می کند و عملاً هیچ هزینه ای نمی خواهد برای آرمان هایش بدهد، نسبتی با انقلابی گری ندارد.

او امروز در جلسه حرف هایی را زد که من باز با خودم به این فکر کنم که کانّه سنت خداست عده ای در هر عصری بی صدا سختی بکشند و آرام بسوزند و نور بدهند و دیگرانی از نور و گرمایشان حظ ببرند!

شاید روزی کتاب خاطرات او را بخوانیم و کلی لذت ببریم...


للحق

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :