جمعه 29 دی 1396 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

 

شما یک رنگین کمان زیبا می بینید و متحیر می شوید؛ یک قطعه موسیقی می شنوید و متحیر می شوید؛ با یک مسئله سخت ریاضی مواجه می شوید و متحیر می شوید ...

اساساً حیرت چیست و چگونه ما متحیر می شویم. سوال بسیار سختی ست و نیاز به دقت و تأمل زیادی دارد؛ جواب به این پرسش در یک زندگی متفکرانه باید هر روز عمیق تر بشود.

به قول آن حکیم، محصول تحیر و حیرت،""پرسش""" ست. تو در حیرت، دوباره زنده می شوی و حرکتی از نو آغاز می کنی و پرسش مطرح می کنی(جایگاه عظیم پرسش گری)؛ حیرت به تو پویایی می دهد و نشاط و انگیزه برای بیشتر لذت بردن و بیشتر فهمیدن عطا می کند.

به گمان من، مقوله عشق، رابطه تنگاتنگی با حیرت دارد.

عشق همیشه با یک حیرت شروع می شود. و دوام عشق واقعی منوط به تحیر فزاینده ست. مایلم عشق را به دو دسته عشق ساکن و عشق متحرک تقسیم نمایم:

عشق ساکن، عشقی است که از یک تحیر ابتدایی شروع می شود و بعد از مدتی به سکون می انجامد و دیگر چون حیرتی در آن نیست آن عشق عمیق تر نمی شود و ساکن می ماند؛ خیلی از عشق ها به همین سرنوشت دچار می شوند. روزمرگی قاتل حیرت است و اگر به جان عشق بیافتد حرکتش را می گیرد و ساکنش می کند.

اما عشق متحرک، عشقی ست که در آن عاشق بی امان می کوشد تا جلوه های تازه تری از معشوق خود را کشف نماید و دم به دم متحیر شود و بر عمق عشق خویش بیافزاید.

این تعبیر عشق متحرک، برای زمینی ترین عشق ها تا آسمانی ترین عشق ها صادق است.

بهتر است بحث را با کامل ترین و خالص ترین و عمیق ترین درجه عشق، یعنی عشق به حضرت حق تبارک و تعالی پیش ببریم.

وجود حضرت حق تماماً حیرت زایی ست؛ آن چنان این حیرت قدرت دارد که ایجاد جریان بندگی می کند. بنده حیرت می گیرد و عشق می ورزد و بالا می رود. حضرت ختمی مرتبت(ص) از خداوند طلب حیرت می کند که (رَبّ زِدنِی فیکَ تَحیراً)

پس این تحیر و حیرت، اساساً عاشقانه و عارفانه است.

اگر تحیر و حیرت، ایجابی و پویا باشد ترس، سلبی و منفعل است. به همین دلیل اگر جز در راه بندگی و مسیر الهی، ترس‌ی باشد خسارت آور ترین چیز ممکن است؛ اما اگر در مسیر الهی باشد می تواند به رفتن مسیر کمک کند. ترس پیش از عمل، می تواند توجیهی داشته باشد اما ترس بعد از عمل، بی معناست؛ دین این جا راهکار توبه را پیشنهاد می دهد.

ترس از خدا، ترس از عقوبت خداست. و گرنه مگر می شود از چنین وجود مهربان و عزیزی ترس داشت؟!

ترس از عقوبت خدا نیز، پیش از عمل معنا دارد که تو از آن وجود پر هیبت و پر جلال و جبروت حسابی حساب ببری و مرتکب گناه نشوی. تازه این برای مراتب پایین بندگی ست.

ترس از خدا به تعبیر دیگری شیرین تر است؛ سخت ترین مکافات و مجازات و عقوبت برای یک عاشق این ست که معشوق به آن کم توجهی کند. ترس عاشق همه این است کاری نکند که آنی و کمتر از آنی معشوق از او رخ برگرداند. حضرت امیرالمومنین(ع) می فرماید: من همه عذاب ها را تحمل می کنم اما چگونه می توانم دوری و فراق تو را دوام آورم؟! یا در جای دیگری و در یک تعبیر کم نظیر عاشقانه می فرمایند: لَأَضِجَّنَّ إِلَیْكَ بَیْنَ أَهْلِهَا ضَجِیجَ الْآمِلِینَ وَ لَأَصْرُخَنَّ إِلَیْكَ صُرَاخَ الْمُسْتَصْرِخِینَ وَ لَأَبْكِیَنَّ عَلَیْكَ بُكَاءَ الْفَاقِدِینَ وَ لَأُنَادِیَنَّكَ أَیْنَ كُنْتَ یَا وَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ یَا غَایَةَ آمَالِ الْعَارِفِینَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ یَا حَبِیبَ قُلُوبِ الصَّادِقِینَ وَ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ

در این جا عشق و حیرت و ترس با هم تلفیقی عارفانه می شوند.

 

سخن عشق نه آنست که آید به زبان ...

 

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :