للباقی

انقلاب  در پوسته؛ انقلاب  در ریشه

انقلاب 57 انقلاب بیرونی بود؛ انقلابی که با همه وسعت و عظمتش که انقلاب در ارزش ها بود اما مهم ترین تجلیش انقلاب در پوسته ها بود؛ پوسته های طاغوت برداشته و سعی بر جایگزین کردن پوسته های اسلامی شد. این اتفاق شگرف اما توسط کسانی صورت گرفت که پیشتر در وجود خودشان انقلاب درونی و انقلاب در ریشه کرده بودند. پر واضح ست که عده قابل توجهی از انقلابیون، تنها با موج بیرونی انقلاب همراه شدند و به وادی انقلاب از درون و انقلاب در ریشه نرسیدند. آنان حتی علی رغم تحمل شدیدترین شکنجه ها و زجرها و همراهی با نزدیک ترین یاران اصیل انقلابی(آنان که پیشتر انقلاب از درون را آغاز کرده بودند) اما نمی توانستند پا به پای انقلاب جلو بیایند و هر کدام در گوشه ای از تاریخ این انقلاب، از نهضت عقب افتادند. در مقابل، خیل کثیری از جوانان بی نام و نشان انقلاب هستند که نوای انقلاب، از درون و از ریشه، انقلابی شان کرد و حماسه ها آفریدند. 
انقلاب اسلامی ایران ارزش ها و نگرش های استثنایی و مخصوص به خودش را دارد که برای حفظ و بقایش بیش از هر مکتبی، نیاز به افرادی دارد که از درون خود انقلاب کرده باشند؛ یگانه مسیر حفظ و بقای چنین انقلابی با چنین مختصاتی، طی طریق از انقلاب در پوسته تا انقلاب در ریشه ست.
 ساده لوحانه ست که با صرف انقلاب پوسته ها و انقلاب بیرونی بخواهی فساد و تبعیض و بی عدالتی ریشه کن و تولید علم و جنبش نرم افزاری و پیشرفت عدالت محور حاصل شود! دست و پا زدن در انقلاب پوسته ای، مردابی را می آفریند که ریا و خودحق پنداری، خلقش، و شبکه های رانتی و فساد عملش خواهد شد.
توقف در انقلاب پوسته ای، نهایتا نهادها و اشخاص انقلابی را هم استحاله می کند و به درون مرداب فروپاشی می کشاند. 
نهضت از شروع مسیرش که انقلاب اسلامی بود تا انتهای مسیرش که تمدن سازی ست می بایست در بستر انقلاب حرکت و صیرورت داشته باشد؛ حرکت از انقلاب در پوسته تا انقلاب در ریشه.
به این معنا انقلاب یک فرآیند مستمر و دائمی ست و همه نسل ها در حیاتش سهیم اند. 

لیله القدر انقلابی ما کی خواهد بود؟!

بعدالتحریر: گاهی یک فکر، یک انتخاب، یک راه، یک ... نفحه ای برای لیله القدر ماست!

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 23 بهمن 1396 08:10 ب.ظ
خودرای و مستبد نیستم... پس میگم شاید هم شما درست بگید اما این اتفاقیه که افتاده و شزایطی هست که در اون قرار دارم!
اهل این نیستم وانمود به زیاد دونستن کنم یعنی سعیمو میکنم اینجور نباشم اما لطفا کمی بیشتر تاریخ بخونید میبینید میشه...
بعضیها قبل از مرگ ، مردن شاید!
البته نه به دلخواه!و نه به انتخاب و اختیار...
من در موقعیت شما نیستم و شما در موقعیت من نیستی پس توقع ندارم بتونید بپذیرید یا درک کنید...
تنها میتونم خداروشاکرباشم از همفکران هم باورم کسانی در موقعیت و شرایط من نیستن حداقل فعلا نیستن!...
ممنون وقت میگذاری جواب میدی بزرگوار..
محمد طاهری: زیادن آدمایی که قبل از مرگ، میمیرن...
یک دسته شون چون از زندگی هیچی نمیفهمن میمیرن
یک دسته شون چون از زندگی خیلی میفهمن میمیرن که "موتوا قبل ان تموتوا"
شما نشون میده اهل فکرین و از دسته دوم.
دوشنبه 23 بهمن 1396 04:18 ب.ظ
نه چرا کنار بکشید؟!
اگر جای پایی براتون هست همینکارا که فکرمیکنید درسته بکنیدبقول خودتون مسئولیت...تکلیف.
اما برای امثال حقیر که جای پایی نمانده و راه نفس کشیدنی در انزوای مطلق چه میشه کرد؟؟؟
خدا شاهده که هیچ کار
درد بزرگتر اینه...
و با تمام این اوصاف خدا گواهه دل بنده هم برای همون دردها و زخم های نشسته بر تن و جان دین و خاک و باور و ...حتی ناموس وطن به درد میاد وقتی فکر میکنم... گاهی آرزو میکنم کاش میشد فکر نکرد ... شده حتی برای چند روز!
محمد طاهری: چرا جا پایی نمونده؟ چرا راه نفس کشیدن نیست؟ چرا انزوای مطلق؟؟؟؟؟
اجازه بدین که این حرفتون رو نپذیرم؛ به نظرم امکان نداره ما جایی قرار بگیریم که امکان تأثیرگذاری نداشته باشیم جز دور از جان شما مرگ!!
دوشنبه 23 بهمن 1396 12:21 ق.ظ
کاش به همین راحتی بود...
همیشه کنار رفتن پرده ها و برافتادن نقاب ها و اشکار شدن حقایق تبعات گرانی برای این ملت به همراه داشته ... تاریخ دردناک ما گواه این مدعاست...
و همیشه این وسط بهترین ها فدا شدن...
بهترین ها...
تا کی؟؟؟
محمد طاهری: درد زیاده. دیروز تو راه رسیدن به راهپیمایی، داشتم به همین دردایی که عمیقا دل آدم رو سنگین میکنه، فکر میکردم. یک گوشه کوچکش هم دیشب برای فضای شخصی خودم نوشتم. باشه به وقتش که در وبلاگ هم چیزی در موردش بنویسم.
اما راه چیه؟ چاره چیه؟
راه اینه که جا بزنیم؟ چاره اینه که کنار بکشیم؟
یکشنبه 22 بهمن 1396 11:48 ب.ظ
ولی توقف بیش از حد در پوسته خیلی از استعدادها و انرژی ها و نیروها و سرمایه ها رو هدر داد... مسئولیتش با کیه... الله اعلم!
محمد طاهری: مسئولیتش با هر که باشد؛ مسئولیت ما مهم ست؛ مسئولیت ما شاید همین باشد که در مقابل آن هایی که مسئولیت داشتند و خراب کردند بیایستیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :