للباقی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

من الغریب الی الحبیب

خدمت برادر بزرگوارم؛ شهید حبیب الله

سلام علیکم بما صبرتم و نعم عقبی الدار

 

به سنت هر ساله که برای سالگرد شهادتت، چند خطی را نذر کرده ام امسال هم این نامه را می نویسم با این تفاوت که برای اولین بار برای هیچ کس از فامیل نخواهم فرستاد!

 درین نامه های این چند سال، پر بسامدترین آرزویم تشکیل یادواره هر ساله شهادتت بود؛ اجتماعی که فامیل به محور تو دور هم جمع شوند و ذکر تو را بگویند؛ بچه ها و کودکان فامیل مان تو را بشناسند و تو بشوی یک الگوی دم دستشان به جای بتمن و اسپایدار من و ...!

امسال خدا توفیق داد و اولین یادواره فامیلی شهادتت برگزار شد. بسیار خوشحال ام.

به همین مناسبت دیگر امسال، نامه را پخش نمی کنم! روزگاری این نامه و نذری بنا داشت یادآوری کند تو را؛ یادآوری کند روز شهادتت را؛ یادآوری کند اهمیت فامیل و اجتماع قلوب فامیلی را؛ یادآوری کند برخی نقایص و مشکلات دامن گیر را؛ یادآوری کند برخی دردها را ...

امسال اما کلی ذکر تو بود؛ سخنرانی و مستند و خاطره و وصیت و عکس و شعر و ...؛ آن قدر بود که بیم این دارم این نامه که دوره ای تنها یادآور فامیلی از تو بود، تبدیل به یک کلیشه شود و از رسالتش خارج. پس به همین دلیل نامه را امسال پخش نمی کنم.

چه قدر شیرین ست که می بینم در فضای مجازی، فامیل، عکس تو را مرتب می گذارند؛ یاد تو می کنند. آخر تو یگانه پرچم افراشته و بلند فامیلی.

درد دل هایم زیاد ست؛ نمی دانم باید بنویسم یا نه. به برکت نام توست اگر کسی که هیچ وقت منادی وحدت در فامیل نبوده امروز مطالبه اجتماع فامیلی را لااقل به زبان می آورد! برکت توست که ایثار و فداکاری درین روزگار قحطی مردانگی، دوباره یادآوری می شود؛ برکت توست که فاصله گرفتگان از خط شما، باز تلنگری پیدا می کنند؛ اصلاً جمع فامیلی ما اساساً به برکت خودت بود ....

پسردایی عزیز؛ خیلی از حرف ها را نمی شود این جا زد؛ سر خاکت بهترین مجال برای گفت و گو ست؛ تو که خوب می دانی من از بیان یک طرفه بی زارم؛ من حرف می زنم و تو هم پاسخم را بده.

بی سیم چیِ کربلای پنجی؛ به خودت و همه رفقایت قسم که این جا نفس مان بند آمده است. روزگاری از روزمرگی ها می نالیدم اما امروز از خرابی دل می نالم؛ از زمین گیر شدن های متناوب در باتلاق خودخواهی هایی که هرچه بیشتر دست و پا می زنی بیشتر در آن فرو می روی؛ از شهرت پرستی های عده ای که شما را نردبان کرده اند و بالا می روند؛ از نامردی، رانت بازی، بی عدالتی، زیرآب زنی های تکلیف مدارانه به ظاهر اهل تقوی! از همه این ها می نالم. اما مرد مبارزه ام و می جنگم؛ فقط درِ گوشی عرض می کنم برای کم نیاوردن هایم دعا کنید...

حبیب الله؛ پارسال چنین روزی در روز شهادت مادرمان حضرت زهرا(س)، شلمچه رو به روی کانال پرورش ماهی، محل شهادتت، با تو و رفقایت عهد بستم و قرار بود کمکم کنید. خاصه در آن موضوع که می دانستم تو و همه رفقایت، دستی بر آتش دارید. بعد از گذشت یک سال می گویم که خدا مرا "راحل" کرد؛ حتماً دعاهای شما اثرگذار بود. اما این ابتدای مسیر است عزیز؛ تنهایم و ناآشنا به راه؛ سخت دعایم کنید.

خوش به حالت! با همین 17 سالگی، دولت جاوید خریدی؛ تو و هم قطارانت روا مدارید بچه های این نسل که آرزوی دگرگون کردن عالم را دارند، بمیرند!

در اولین دیدار با حضرت ارباب، سلام من و همه فامیل عزیزمان را ابلاغ بفرمایید.


تا یار که را خواهد و میلش به که باشد

الأحقر: محمد بهزادی(طاهری)

1396/12/12


 بعد التحریر:

للحق

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 15 اسفند 1396 02:29 ب.ظ
هم برنامه ها، هم مواردی که در خلالش پیش میاد. مثلا به این نتیجه رسیدید کاری رو نبابد انجام میدادید، حرفی رو نباید میزدید، کاری رو زودتر یا دیرتر از موعد انجام دادید و ... البته شاید تجربه ی ناموفقی نداشته باشید و سوال من بیجا باشه.
در برخی خانواده ها مثل جامعه دوقطبی هایی وجود داره که ارتباط رو سخت و حساس میکنه. اگر با چنین ادوقطبی هایی مواجه شدید و تجربه ی موفق یا ناموفقی بطور خاص دارید بفرمایید. از طرفی برخی بزرگترها این تحرکات کوچکترهارو ممکنه نپسندند، برای همراه کردن بزرگترها هم اگر نکاتی دارید بفرمایید.
محمد طاهری: کلی تجربه ناموق داشتیم؛ هر کار مهمی مجموعه ای از موفقیت ها و عدم موفقیت هاست. به نظرم این ها را باید با مختصات فامیلی خودتان رصد کنید و جواب بدهید؛ مثلا ببینید ریشه های مشترک فامیلی تان چه چیزهایی هستند؛ مثلا ما هر سال این مراسم ها را داشتیم و مثلا همه فامیل 13 به در با هم بودند و ...، شما میتوانید روی همین اشتراک ها مانور بدهید؛ برای مثال از یک کلیپ عکس فامیلی شروع کنید؛ از قدیمی ها که کلی خاطره ها را زنده کند؛ بعد برای همه فامیل ارسال کنید و ازشان نظر بخواهید؛ گام بعدی مثلا یک مراسم دعا یا جشن برگزار کنید؛ سالن فوتسال و والیبال بگیرید؛ اصلا ساده تر با یک پرسش شروع کنید؛ برای همه فامیل این جمله را ارسال کنید:""الان فامیل دوست داشتنی ترست یا پانزده سال پیش؟!!" جواب های همه را به همراه عکس خودشان در قالب یک پی دی اف برایشان ارسال کنید؛ این ها با این که ریز ست اما خیلی جواب میدهد و خیلی خیلی خیلی کارهای دیگر که بهترست خودتان فکر کنید؛ به نظرم بهترین راهکار اینه که با چند نفری از فامیلیتون که همفکرتون هستند جلسه بگذارید و اونجا به تصمیم برسید.
هنر و ظرافت این جاست که شما روی اشتراک ها حرف بزنید و برنامه بگذارید؛ چه لزومی دارد حرف هایی بزنید که چند قطبی تشکیل شود.
بزرگ تر ها را باید کلی احترام کرد؛ همین ابراز احترام ها نشان داده که جاده صاف کن هست. با خنده و احترام وقتی نیت پاک شما را ببینند همراه میشوند؛ نشدند هم معطل نمانید
اگر در ادامه کار نیاز به کمک بود بفرمایید
دوشنبه 14 اسفند 1396 10:57 ب.ظ
فی الحال از شما تجربه های ارتباطی ناموفق رو میخوام
تا تکرار نشه و به روابط خانوادگی آسیب نزنه
کلی و سربسته
محمد طاهری: تجربه های ارتباطی ناموفق چی؟ منظورتون برنامه های ناموفق فامیلی هست؟
دوشنبه 14 اسفند 1396 10:20 ب.ظ
چگونه باید بخواهم؟
فرم درخواست نویسی پر کنم ؟!

0+0
محمد طاهری: نگاه کنید اول ببینید دقیقا دنبال چه هستید. چه می خواهید.
بعدش با توجه با بافت خانوادگی و فامیلی تان، مکانیزم مناسبش را انتخاب کنید
دوشنبه 14 اسفند 1396 05:46 ب.ظ
این فرهنگ در اقوام شما از ابتدا بوده؟ یعنی پایه های محکمی داشته؟
برای خانواده هایی که از این فرهنگ تاحدودی بدورند و شهیدی که اسطوره شود ندارند راه حلی دارید؟
کمی انتقال تجربه لطفا

0+0
محمد طاهری: اواخر دهه شصت به همت چندی از جوانان انقلابی فامیل، برنامه های جذاب فرهنگی و انقلابی فامیل شروع می شود. برنامه هایی نظیر جشن های پرشور و حال 22 بهمن که پر از خلاقیت و ابتکار جوانان فامیل بود؛ از تئاتر های فامیلی تا گروه سرود و اخبار آبادی و ... .
این کارها با صندوق قرض الحسنه، مسابقات فوتبال، شب شعر، مراسم بازنشستگی و ... ادامه پیدا می کند.
نکته مهم این ست که در فامیل ما مثل همه جاهای دیگر، باید چند نفر مجاهدانه خط شکن شوند. از کارهای ساده میشود شروع کرد تا کارهای کلان. در ضمن اینجور نیست در فامیل ما همه عمیقا به این جور برنامه ها اعتقاد داشته باشند اما وقتی موج راه میافتد، اکثرا را همراه میکند.
حالا ان شاءالله اگر خواستید میشود ریزتر پیشنهاد برنامه داد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :