سه شنبه 29 اسفند 1396 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

 

تا جایی که می توانم نفس می کشم و سینه ام را پر از عطر بهار نارنج می کنم. چه سرمستی خاصی دارد؛ از همان چند ثانیه هایی که زمین و آسمان و مافیهایش همه جور دیگری حس می شوند؛ حسی تر و تازه به طراوتِ ریحان با قطره های شاد باران؛ از همان چند ثانیه هایی که عشق به زبان عقل هم ترجمه می شود؛ لبخند می زنم و چشم هایم را می بندم.

اما نمی دانم چرا آخرِ آن چند ثانیه ها به ناگاه یک حالِ دلتنگیِ متحیرانه و غریبانه‌ای به دلم هجوم می آورد. دیگر این حال را خوب می شناسم. حالی که سال 96 را کامل با آن زندگی کرده ام!

دلتنگیِ متحیرانه و غریبانه ...

این دلتنگیِ متحیرانه و غریبانه مولود مبارکی بود از یک رحلت؛ و خدا خواست که من راحل شوم؛ و خدا سببی ساخت ...

و خدا سببی ساخت که شروعم کند؛ من همانم که شروعش کردی...

و خدا سببی ساخت که در سخت ترین و پیچیده ترین لحظات هم، یاد مسبب را فراموش نکنم؛ تا یاد خودش را فراموش نکنم!

و خدا سببی ساخت که مرا گام به گام چون آهویی حیران، به قتلگاه نزدیک کند تا در آنی شکارم نماید.

و خدا سببی ساخت که در ایام شباب، روزگاری پر از قبض و بسط های پیر کننده را عطایم کند تا برای روزگاری سخت و حساس، آماده تر شوم هر چند گاهی گمان می کردم همه حالات سخت عالم، از این حالات من ساده تر ست!

و خدا سببی ساخت که زبانم را ببندد تا نتوانم کلامی بگویم؛ حرف هایم را در چشم ها و قلمم ریختم؛ خودم تنها می دانم سوز چشم ها و قلمم را...

و خدا سببی ساخت که ادعا هایم در مقابلم، خرد و خمیر شوند؛ بسوزند و خاکستر شوند.

و خدا سببی ساخت که به عمق اشتباه ها و غلط هایی پی ببرم که روزگاری برای داشتنش سجده شکر می رفتم!

و خدا سببی ساخت که باران و پاییز را از نو بشناسم.

و از تو پروردگارم عذرخواهم که گاهی مسبب را دیدم و تو را ندیدم.

و از تو برای لحظه به لحظه سالی که گذشت سپاسگزارم.

اینک اما یک سال دیگر با همه فراز و فرودهایش سپری شد و گردش روزگار باز به بهار رسیده است. ما که دل های پاییزی داریم خوب می دانیم که وقتی بهار می آید دست و پایمان را حسابی گم می کنیم؛ درست مثل آن هنگام که عاشق و معشوق از سر اقبال، بی آنکه خود بخواهند گذارشان به هم میافتد ... .

می خواهم برای خدا با بهار، آشتی کنم؛ خدایا سببی ساز ...

ماه رجب(شروع ماه های ثلاثه بندگی و رهایی) باشد و بهار طبیعت و خلقت؛ پس بسم الله...

 

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

بازآید و برهاندم از بند ملامت


حاشا که من از جور و جفای تو بنالم

بیداد لطیفان همه لطف است و کرامت

 

 

بعدالتحریر:

1)      دفتر دیگرم هم امروز تمام شد؛ عمر این دفتر فقط 4 ماه بود. از یک شب بارانی تا امروز!

2)      ان شاءالله سال جدید سالی سرشار از معنویت و عافیت و برکت باشد.

 

 

للحق






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو