شنبه 29 اردیبهشت 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد
باقی همه بی حاصلی و در به در ی بود

هرچند دوست، بگوید  هیچ یک از حرف هایت را نمی فهمم! که حکماً دوست، دوست است چه بفهمد چه نفهمد. دوست را برای دوست می خواهی نه برای فهم حرف هایت!

با لبخندِ شیطنت آمیز از تو باز می پرسم: آخر تا کجا می خواهی ببری ما را؟!

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :