شنبه 5 خرداد 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

دو سه ساعتی مانده تا آزمون. از پنجره طبقه چهار دانشکده، به پرندگانی نگاه می کنم که با آرامش خاصی در ارتفاع بالایی برای خودشان گشت می زنند؛ بالا می روند، پایین می آیند و راحت دور می زنند؛ از آن ارتفاع دوست داشتنی، کاری ندارند که این پایین چه می گذرد، چه رفت و آمدهای عجیبی ست، چه قدر مردم شور می زنند، چه آزمونی در پیش ست، اصلا کاری ندارند رابطه ویسکوزیته و جریان توربولانس را، کاری ندارند روش تحلیلی و اگزکت ست یا روش سی اف دی و شبیه سازی، کاری ندارند دو سه ساعت بعدشان چه ها می شود و چه ها نمی شود، کاری ندارند روزی شان می رسد یا نه... .
اگر این پرنده ها مخلوق خدایند، من هم مخلوق و بنده همان خدایم؛ چرا نباید همان حالی را داشته باشم که اینان در آن ارتفاع دوست داشتنی دارند؟!

"اللهم غیر سوء حالنا به حسن حالک"

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :