پنجشنبه 3 آبان 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

حالا که همه ی رفقایم رفته اند و تنها مانده ام؛ آمده ام پیش آن رفقایم که در لا زمان و لا مکان همه جرعه نوش جام عشق حسین اند و همه کربلایی ... . رفقای خیبری، بدری، کربلای چهار و پنجی ...؛ پیش رفقای سقف رنگی؛ پیش حبیب ... . بین این ردیف های بهشتی می شود قدم زد و بارانی بود و کربلایی شد. 
یادش به خیر؛ چه قدر این شعر را در آن حالات خوب، در حرم حضرت امیر، در راهپیمایی، در بین الحرمین می خواندم و اکنون عینا وصف من ست:

" موجی وامانده، در خود جامانده، بیرون از دریا مانده
موجی سرگشته، از خود برگشته، تنهای تنها مانده
جانی بی تابم، چشمی بی خوابم، لبریز از رویای تو
موجی تنهایم، روزی می آیم، میافتم در پای تو ..."

شب جمعه؛ ماه تمام؛ گلزار؛ شهید اسلامی نسب؛ حبیب؛ یا فاطمه...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو