پنجشنبه 1 آذر 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

این حجت الاسلام ها و حاج آقا ها، این دکترها و تئوری پردازهایی که هرچه دارند از انقلاب دارند و اگر انقلاب نبود، اعتبار و جایگاهی نداشتند، چرا برای وضع کنونی جامعه و انقلاب حرف تازه ای ندارند؟!!!
چرا این تریبون دارهایی که مسامحتا نخبگان این جریان به شمار می آیند برای فضای خسته و ناامیدی که انقلاب را تهدید می کند، نگاه و نظر جدیدی ارائه نمی کنند؟!!!
 نخبه ای که نتواند در بزنگاه ها حرف و نگاه تازه ای داشته باشد، آن همه کبکبه و دبدبه و یال و کوپال در شرایط عادیش چیست پس!! 
امروز بیش از هر زمان دیگری، مردم تشنه نگاه و تحلیل و سخن تازه هستند؛ حرفی که آن ها را تکان دهد و نسبت به شرایط موجود مقاوم شان کند؛ اگر نخبگان این سو، حرف و تحلیل متقن و تازه ای نداشته باشند قطعا از آن سو حرف های تازه با کیفیت مطلوب شان به خورد ملت می دهند.
انگاری همه این نخبگان منتظرند رهبری بیاید و حرف های تازه را بزند و این ها صرفا شارحش باشند!
زهی خجالت، زهی شرمندگی ...

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :