یکشنبه 30 دی 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

صبح که از خانه بیرون می زدم دیدم چند بچه گربه! خیلی قشنگ با هم بازی می کنند! مادرشان هم آن طرف تر داشت نگاه شان می کرد. این که قربان صدقه شان می رفت یا نه را دیگر نفهمیدم! 
 کمی دقت روی این صحنه مرا برد به دوران کودکی که سراسر بازی بود؛ حال خوشی است وقتی به بچگی و خاطرات ت فکر میکنی. در این فکر بودم که آن موقع چه داشتیم که الان نداریم؟ دم دستی ترین جواب، همین صحنه ای بود که دیده بودم؛ یعنی: بازی!
دوران بچگی، همه اش مشغول بازی بودیم. فکر کردم بازی مگر چه دارد که این همه ذکر خاطراتش شیرین ست؟!! دیدم مهم ترین خصلت بازی، "دور شدن از امور جدی و نشاط" ست. 
از نشاط، فهمی داشتم اما باید روی امور جدی بیشتر فکر می کردم. آخر سر به این نتیجه رسیدم که امور جدی برای ما اموری ست که ذهن مشغولی و دل مشغولی میاورد. ( روی این موضوع بعدا بیشتر خواهم نوشت.)
با همه توصیفی که رفت و فکر هایی که روی کودکی و بازی و نشاط و امور جدی و ذهن مشغولی و دل مشغولی شد، به این نتیجه رسیدم که سراسر زندگی، یک بازی رندانه ست؛ در کودکی رندی اش را درک نمی کردیم اما در دورانی که بزرگ شده ایم اگر دقت کنیم خواهیم فهمید که این بازی، عجیب رندی دارد اما ذاتش باز همان بازی ست!
البته این بازی مثل همه بازی ها قواعدی دارد:
بازی برد و باخت دارد.
جر زدن در بازی(هرچند واقعا حال می دهد!) ممنوع ست. هیچ بازی، ابدی نیست و تمام میشود.
و در آخر
بازی اشکنک داره، سر شکستنک داره!

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو