چهارشنبه 22 اسفند 1397 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

 

تابستان 94 بود که یاسوج، میزبان رضا امیرخانی بودیم؛ شب مهمانی خانه محسن بودیم که چندتایی از رفقا که از علاقه من به رضا خبر داشتند مرتب پیامک می زدند: امیرخانی شبکه2 ! می خواستم جوابشان بدهم که این بابا کنار من نشسته است الان، تلویزیون کجا بود! تلویزیون را روشن کردیم و کاشف به عمل آمد برنامه ضبط شده رضا در جیوگی دارد پخش می شود. آن جا اولین باری بود که میلاد دخانچی را می دیدم؛ شاید اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که این جوانی که این چنین سوال های مهم و دقیقی در رسانه ملیِ محافظه کار ما از مهمانش می پرسد حتماً از آن رانتی های درجه یک است. اما امیرخانی از او تعریف کرد که پسر با دغدغه و اهل مطالعه و خوش فکری ست که خوب زحمت می کشد و چیزهای بزرگی در ذهنش هست. وقتی آدمی مثل رضا که شدیداً آنتی رانتی! ست از میلاد تعریف می کرد فرضیه قبلی در ذهنم کمی خجالت کشید و خدشه دار شد!

میلاد را بیشتر با نوشته جاتش دنبال کردم؛ تقریباً سعی می کردم همه اظهار نظرهایش را دنبال کنم و بعضاً با رفقایمان در موردش بحث می کردیم.

امروز صبح جلسه گفت و گوی خوبی با میلاد بود؛ بسترش را رفقا گفته بودند گام دوم باشد؛ خب طبیعتاً باید بر روی پروژه فکری میلاد، یعنی چپ نو مسلمان یا پسا اسلامیسم حرف می زدیم. خط فکریش را پیشتر خوانده بودم و می دانستم شاکله ذهنیش چیست. اما جلسه را با پرسشی عمیق تر شروع کردیم که چرا امروز همه گیج اند؟! همان طور که حدس می زدم جواب میلاد، تحلیل تاریخی بود و بحث خودآگاهی تاریخی. تحلیلش درست بود اما کامل نبود و من را قانع نمی کرد چرا که اگر کسی به این خودآگاهیِ تاریخی برسد باید علی القاعده دردِ گیجی اش کمتر شود دیگر!! اما این شکلی نیست فی الواقع! پس موضوع گیجی، عمیق تر از این حرف هاست! بماند... .

به او گفتم که امروز مواجه هستیم با خیل جوانان پر شور دغدغه مندی که عمیقاً اهل مطالعه و اندیشه اند اما چون مجالی برای دیده شدن و بروز اندیشه شان ندارند، گیجی شان دارد به سرخوردگی تبدیل می شود و شاید اگر تو در رسانه نبودی و این همه مخاطب و فالوور! نداشتی امروز سرخورده عظمی بودی! متواضعانه این حرف را قابل تأمل دانست و از زحمت های زیاد و ناملایمتی هایی که کشیده است گفت.

در ادامه بحث چپ نو مسلمان را داشتیم. به گمان من، نظر تازه ای این پروژه ندارد و بسط نگاه شریعتی و بیشتر آوینی ست؛ این را قبول داشت که نظر تازه ای ندارد اما می گفت صورت بندی جدیدی است؛ این را قبول دارم. اما به گمانم این پروژه صرفاً سلبی ست و مواضع ایجابی ندارد؛ البته این را قبول نداشت و معتقد بود گزاره های این پروژه کاملاً ایجابی اند. در بحث ادبیات سازیش هم چند نقد از نظر من وارد بود؛ خاصه در بحث استیت و گاورمنت که بارهای بار آدم را به اشتباه می اندازد؛ به جایش پیشنهاد دادم که از حکومت و حاکمیت استفاده کند؛ که حاکمیت تفکر حاکم باشد و حکومت تمامی مجرای اجرای تفکر حاکم؛ با این قرارداد، دولت تنها جزء حکومت نمی شود و حتی نهادهای حاکمیتی مثل سپاه نیز جز حکومت شناخته می شود. نقدها و سوال های جدی تری در جلسه مطرح شد و گفت و گویی شکل گرفت.

اما فارغ از این نقدها همین که او در این فضای خموده و کسل کننده تکراری، در یک صورت بندی جدید، پروژه فکریش که بر شالوده نقدِ لب‌مرزی‌ترین دوران و شخصیت ها(یعنی پدران انقلاب و به تعبیر او اهالی اسلامیسم) با تکیه بر توازن و تعادل عقل و دین پی می گیرد بسیار پدیده مبارکی ست. امیدوارم همچنان بر مسیر صداقت بماند و نه با کسی که در وال استریت سرمایه گذاری می کند و خمس پولش را می دهد هم کاسه شود و نه با کسی که یقه سفید است و ریشه در ستاره مربع(*#) دارد!!  

 

امروز نکته ای را در جلسه هم گفتم ولی وقت نشد بازش کنم:

ما نمی توانیم "حرکت" را ببینیم. ولی "متحرک" را می بینیم. به عبارت دیگر، تجلی "حرکت" در "متحرک" دیده می شود. ما "اسلام" را نمی توانیم ببینیم. اما "مسلمان" را چرا. زیرا مسلمان، تجلی اسلام است. عده ای گمان می کنند که می توانند اسلام را ببینند! این خیال واهی ست؛ و نظریه پردازی و نظام سازی در این نگاه، ره به جایی نمی برد.

 مسلمان به اقتضای انسان بودنش، بایسته هایی نظیر اندیشه ورزی دارد فلذا اسلام برای پیاده سازیش در کنار وحی، حتماً نیاز به اندیشه ورزی محققانه!(تأکید می کنم محققانه) دارد و باید از همه یافته ها و کشفیات متفکران عالم بهره ببرد.

ما امروز محتاج این هستیم که از شیخ مفید، ملاصدرا، علامه مجلسی، نائینی و امام تا شریعتی، بازرگان، سروش و جواد طباطبایی تا هابز، لاک، مارکس و هایدگر تا ... همه به گفت و گو بنشینیم. نه گفت و گوهای صرفاً انتزاعی بلکه گفت و گویی انضمامی؛ ناظر به چالش های پیش رویمان؛ ناظر به گام دوم!

 

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic