للباقی

دهان خشک شده ست؛ دست ها می لرزند؛ قلب به تپش و کوبش افتاده ست؛ جان به خروش آمده ست؛ رنگی به رخ نمانده ست؛ آن لحظه که گمان میکنی با همه وجود در برابر حضرت یار، ایستاده ای ... .
"إِلَهِی كَأَنِّی بِنَفْسِی وَاقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْكَ"

او هست و تو در برابرش هستی در حالی که با حسن ظن تمام به او می نگری؛ آن قدر عاشقانه که هر چه از او بر تو رسد را بهترین و زیباترین ببینی. تازه هیچ کسی نمی داند که او با محبت، چه قدر زشتی هایت را پوشانده ست ... .
"وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَكُّلِی عَلَیْكَ فَقُلْتَ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِی بِعَفْوِكَ"

«لحظه ی دیدار نزدیک است 
باز من دیوانه ام ، مستم 
باز می لرزد ، دلم ، دستم 
باز گویی در جهان دیگری هستم...»

للحق 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic