چهارشنبه 28 فروردین 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

لحظه غریبی ست هنگامی که اجل فرا می رسد.
از یک سو وجود محدود می خواهد در یک عالم جدید، وجود نامحدود را بی پرده تر ببیند؛ این هم درد دارد و هم اشتیاق!
اما از دیگر سو تمام شدن فرصت دنیا ست. و عجیب پر حسرت ست اگر دست خالی باشی و عمری بی دوست گذرانده باشی... .
" إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِی وَ لَمْ یُدْنِنِی مِنْكَ عَمَلِی فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَیْكَ وَسِیلَتِی"
چه قدر این قسمت مناجات شعبانیه زیباست؛ می گوید اگر اجلم برسد و عملم مرا به تو نزدیک نکرده باشد، اقرار به گناهم را وسیله ای به سویت قرار می دهم! 
عاشقِ گناهکار، ادبیاتش این چنین ست؛ در اوج حسرت و ناامیدی، چنین مشتاقانه سخن می راند. از این ادبیات عاشقانه، جز نجات، انتظاری نیست ... .

«مائیم و خیال یار و این گوشه دل...»

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو