للباقی

امشب که از رفتن آقای ربیع نسب، غمی بر دلم نشسته بود به لطف فضای مجازی، شعرهایش را خواندم؛ من همین لطف طبع را در چشم ها و وجود آن مرد دیده بودم؛ او همین شعرهای زیبایش را زندگی می کرد؛ صادقانه و عاشقانه. 
دل نوشته های در سوگ همسرش را خواندم؛ از برای صداقت آن عاشقانه اش همین بس که دوریش را نتوانست چندی تحمل کند ... .

به قول خودش:

"چشم هایم به تماشای تو عادت دارند
تو نباشی
همه پنجره ها دیوارند ...
تو نباشی
چه کسی حال مرا درک کند؟! 
تک تک ثانیه ها روی سرم آوارند
نیستی پیشم و آغوش تو را کم دارم
عاشقم
مردم این شهر اگر بگذارند."

خدا غریق رحمت و بخشایشش کند و با حضرت ارباب(ع) محشور شوند.


للحق







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو