پنجشنبه 6 تیر 1398 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

می گویند اردوگاه چهارده کره شمالی، مخوف ترین و امنیتی ترین زندان دنیاست؛ و "شین" تنها کسی ست که توانسته است از این اردوگاه فرار کند و جان سالم به در ببرد و با کتاب خاطراتش موج عظیمی از مخالفت ها را نسبت به خانواده "کیم" و حاکمیت کره شمالی روانه سازد.
"شین" به جرم ناکرده پدرش درین اردوگاه، سخت کار می کند و سخت تنبیه می شود و برای غذایش مجبور می شود دنبال دانه های هضم نشده ذرت در مدفوع گاو بگردد؛ مادر و برادرش را جلوی چشمش اعدام می کنند؛ به خاطر یک خطا در شکستن چرخ خیاطی، بند انگشت وسطی دست راستش را قطع می کنند.
اما از همه این ها سخت تر این است که او از کودکی جوری بار می آید که برای حیات و غذای بیشتر باید سخن چینی کند و آدم فروشی کند حتی اگر برادر و مادرش باشد. و از این نیز سخت تر این که او از همه ارزش های عالم انسانی فقط و فقط "غذا" را می فهمد؛ تنها چیزی که به او فهمانده اند نیاز دارد ... .

"آزادی در ذهن «شین»، کلمه ای مترادف با گوشت بریان بود."

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو