سه شنبه 29 بهمن 1392 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی


" ملت ایران در راهپیمایی 22 بهمن به این حقیر و همه مسئولین زحمتکش در سیاست داخلی و خارجی خواستند بگویند خاطرتان جمع باشد، ملت ایران ایستاده و در صحنه است. در مواجهه با دشمن احساس ضعف نکنید."

موسیقی این جمله را که فهمیدم، لحنش دلم را شکست...

اگر پرده کنار برود شاید قبل این جمله بشنویم: بابا جان، آقا جان، عزیزانم...

 و بعدش هم، دست نوازش بر سرمان که ...

 

سیدجان!  نکنید. این لحنتان پیرمان می کند به خدا.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 17 بهمن 1392 :: نویسنده : محمد طاهری

زبان انقلاب، منفعل نیست ....

قبل التحریر: مدتی پیش با یکی از دوستان صحبت می کردم و به طور پارتیزانی داشت نقد و له می کرد دولت را. از توافق ژنو تا حرف ها و

 کارهای پوپولیستی و وزارت علوم و ... . آخرِ صحبت به این رسید که :"این آقایان، دولت قبلی را نابود کردند بس که فحشش دادند و حالا نوبت

 ماست و اگر در این میدان کم بیاوریم شک نکن که مجلس مال آن هاست."

حتماً نه روحیه من سیاست بازی ست و نه کارم سیاست کاری. و من هیچ اهلیتی با این جماعت که حتی پسوند ارزشی را هم یدک می کشند، رسماً

 ندارم که به قول سهراب: 

جای مردان سیاست بنشانید درخت، که هوا تازه شود ...


للباقی

 

این روزها که نُقلِ نقدها شده است توافق ژنو، لایحه بودجه، سبد کالا، بی سواد خواندن منتقدین و ... هیچ چیزی مرا به اندازه استفاده عبارت ( قدرت های بزرگ) توسط رئیس جمهور ناراحت نکرده است. مگر این روزها صبح تا شب صحبت نمی شود که بزرگترین افتخار و دستاورد انقلاب گشودن پنجره ای برای بشریت به سمت معنویت و رهایی از بند تعلقات حیوانی و ارزش های مادی ست؟! پس چرا خودمان به ملزومات این سخنِ حق پایبند نیستیم؟!

اگر تعریف ما از انسان متفاوت است با آنچه غرب فریادش می زند، پس حتماً تعریف هایمان از قدرت هم باید متفاوت و جامع تر باشد.

اصلاً بگذارید کمی با موصوف و صفت ور برویم!. شما می گویید اینشتین آدم بزرگی است. هر عاقلی تحلیل می کند که اینشتین در فیزیک بزرگ است نه در فقه جواهری که. یا بیل گیتس انسان ثروتمندی است و این ثروتمندی را کسی در معنویت که تفسیر نمی کند.

اما قطعاً زبان دیپلماتیک فرق به خصوصی دارد و باید وجه های صفت و موصوف دقیق و به جا به کار رود. پایه دیپلماسی ایدئولوژی ست و زبان دیپلماتیک هم پایه اش زبان ایدئولوژی. در زبان ایدئولوژی ما فریاد زده می شود که باید دشمن را به هر طریق ممکن ترساند و قاعده نفی سبیل رد می کند هر گونه کار و عملی که سلطه را بر شما غالب کند. حال ما آمده ایم وسط میدان مبارزه و در مقابل دشمن هنگام رجز خواندن ادعا می کنیم که تو بزرگی؟!

رئیس جمهور ایران یعنی علم دار گفتمان انقلاب. و مگر نه اینست که شعار اساسی این مکتب مقاومت و فریاد بر سر ظالم است و مگر نه اینست که چشم امید آزادی خواهان جهان به ایران دوخته است؟!

علاوه بر این وقتی خودمان اذعان به قدرت و بزرگی دشمن می کنیم، حتماً تیم مذاکره ما

باید با یک پارچ آب قند در مذاکره شرکت کند!!

روشن است که 1+5 در برخی حوزه ها قوی است. اما اولاً) این در برخی حوزه های خاص است و در خیلی از بخش ها ضعیف ترین است و ذلیل ترین. و اساساً انقلاب وظیفه بزرگش، بزرگ کردن همین ضعف ها و ذلت هاست.

 ثانیاً) بیان این موضوع از زبان یک رسانه مهمی چون رئیس جمهور قابل قبول نیست.

 

این زبان که خوشحال باشیم با این کشورها مذاکره کردیم و به هر طریق به توافق رسیده ایم و آن ها را قدرت بزرگ خطاب کنیم، یک زبان منفعل و واداده است و به درد انقلاب ایستا می خورد و با انقلاب مبارز و مبارزه انقلابی هیچ سنخیتی ندارد...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 11 بهمن 1392 :: نویسنده : محمد طاهری

 

یادداشت زیر مربوط به دوست عزیزم آقا یعقوب اکبری زاده است:

یه حبه قند را یک سال و اندی پیش دیدم. البته فیلم محصول سال 89 است. من فیلم را در سینما ندیدم؛فیلم را وقتی دیدم که در شبکه فیلم های خانگی توزیع شد. نمیدانم چرا همان موقع ننوشتم. شاید چون به خودم میگفتم بچه تو را چه به این حرف ها. به هر حال.

مهمترین ویژگی این فیلم برجسته به نظرم این است که شخصیت هایش در عرض هم اند و شخصیت اصلی و فرعی به خصوصی ندارد. این ویژگی برجسته من را به یاد نمایشنامه باغ آلبالوی مرحوم چخوف انداخت. نمیدانم کجا بود که خواندم مرحوم چخوف آخرین نویسنده ای بود که این توانایی را داشت که نمایش نامه ای بنویسد که خصوصیتی که گفتم را داشته باشد. این را هم بنویسم که خیلی ها سعی کرده اند همچین کاری بکنند ولی نتوانسته اند.

یه حبه قند تنها فیلم سینمای ماست که



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 7 بهمن 1392 :: نویسنده : محمد طاهری

در باز شد. از میان راهی که دو طرفش باغچه پُری بود گذشتم. پرچین را که رد کردم، بوی سبزی های تازه آب داده شده، روحم را تازه کرد. پیشتر برایم تعریف کرده بود که با چه ذوق و شوقی باغچه ها را باغبانی و آبیاری می کند. از کودِگِل های که خودش از جنگل جمع می کند تا انواع گُل هایی که از هر سفر سوغات می آورد. نوه هایش، خانه را روی سر گذاشته اند. هنوز بازی (بدو بدو) مقبول ترین بازی بین بچه ها است. وارد اتاقش شدم و کنار تختش نشستم.      

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو