شنبه 30 فروردین 1393 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

همه عشق های زمین زانو بزند پای لالایی مادر خسته ای که برای "بچه ناخوش احوالِ خواب زده اش" با نوازش می خواند حق است ...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 فروردین 1393 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
این یادداشت برای سایت خبرنامه دانشجویان ایران نوشته شد :


روزگاری در دانشگاه های خودمان عده ای از منتقدینِ بهانه تراشِ مدعیِ آزادی بیان، ترجیع بند کلامشان این بود که فضایی برای بحث و بیان نیست و از این شیوه! برای مظلوم نمایی و زینت صحبت هایشان استفاده می کردند. کرسی های آزاداندیشی که راه افتاد کم کم ریشه این ادعا خشک و ترجیع بند شد: درست که ما آزادی بیان داریم؛ ولی هم چنان آزادی پس از بیان نیست!!!

اما امروز که این جلسات چند سالی از عمرش را طی می کند و امتحان خودش را در بسیاری از دانشگاه ها پس داده، دیگر این ادبیاتِ تکراریِ پوشالین اعتبار خودش را از دست داده است.

با نگاهی گذرا به جلسات آزاداندیشی برگزار شده در سال 92 به این نتیجه خواهیم رسید که رشد خوبی نسبت به سال های ماضی در کمیت و کیفیت  برگزاری این جلسات داشته ایم. پر واضح آنکه هنوز این رشد در حد قابل قبولی نیست و از این منظر راه طولانی در پیش است.

آزاداندیشی یک فرهنگ است و برای فرهنگ سازیش باید همه نهادهای کشور دست به دست هم دهند تا این موجِ محرک به نهضت مولد تبدیل شود که آن وقت می توانیم بگوییم به یک شاخص اساسی از دانشگاه اسلامی دست یافته ایم. اما قطعاً پرچم دار این موج، دانشگاه و خصوصاً دانشجویان هستند که با ویژگی های ناب خودشان از قبیل عدالت و آزادی خواهی، رک گویی و محافظه کار نبودنشان بیش از هر گروه دیگری توانایی ایجاد این موج را دارند.

نکته اساسی در آزاداندیشی، فهم و درک صحیح و جامع از این فرهنگ است که متأسفانه هنوز شاهد کج فهمی هایی از سمت برخی دانشجویان و دو چندان از سمت مسئولین در این حوزه هستیم! این فرهنگ یک وسیله است و باید بایسته های این وسیله شناخته و در راستای کارآییش تلاش شود. امروز عده ای بدون توجه به ریشه های دغدغه مقام معظم رهبری(زید عزه) در حوزه آزاداندیشی، بی محابا آنچنان وارد این عرصه شده اند که دید هدف گونه( نه وسیله گونه) آنان موجب معضلات و آسیب های جدی شده است.

در بعد مسئولین، این آسیب ها را می توان در نگاه های صرفِ گزارش کاری آنان دید. نتیجه این نگاه، تلاش برای رشد کمیت جلسات آزاداندیشی بدون در نظر گرفتن بسترها و زیرساخت ها و هم چنین تبلیغاتِ ضدتبلیغ این مقوله در انبوهه های مصاحبه ها و سخنرانی های بی اثر است. در حالی که وظیفه های مهم و با اولویت این مسئولین هم چنان بر زمین مانده است. برای مثال ما هنوز یک همایش مستمرِ واقعیِ اثرگذارِ  کشوری آزاداندیشی که در آن دانشجویان و اساتید آخرین تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و در زمینه های مورد نیاز آزاداندیشی مثل منطق، فن بیان و ... آموزش ببینند، برگزار نکرده ایم. از سوی دیگر مسئولین نتوانسته اند با نهادهای اثرگذار دیگری مثل صداوسیما همکاری لازم را جهت فراگیرترکردن موج آزاداندیشی ایجاد کنند.

در بعد دانشجویی، این نگاهِ هدف گونه(نه وسیله گونه) به جلسات آزاداندیشی باعث شده است که تمرکز متولیان برگزاری هم به سمت کمیت باشد. به عبارت دیگر به جای آنکه متولیان، تمرکز خود را بر شناخت مسائل دغدغه ای و گره های ذهنی دانشجویان بگذارند تا به وسیله جلسات آزاداندیشی آن را  ابراز کنند، درصدد برگزاری تعداد بیشتر این جلسات اند. هم چنین تأکید بر این دید باعث می شود که خلاقیت و نوآوری ها به بهانه کمیت ذبح شوند. می توان با خلاقیت، قالب های متفاوتی را برای آزاداندیشی تعریف کرد که هم بدنه دانشجویی بیشتری درگیر مسئله شوند و هم این قالب ها بتوانند همدیگر را تکمیل و نقایص را جبران کنند و در نتیجه آزاداندیشی به معنای واقعی کلمه زودتر فرهنگ سازی شود. نمونه موفق این نوآوری در انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه یاسوج شاهد رخ داد که قالب های: کرسی، میزگرد، مناظره مکتوب و حتی کرسی نظریه پردازی اساتید- که دانشجویان متولی آن شده اند!- باعث شور و جذابیت و کارآمدی بیشتر جلسات آزاداندیشی در این دانشگاه شده است.

آسیب بعدی غافل شدن از نیرو سازی است. این مهم را می توان  بعضاً در ضعیف شدن نیروهای موافق و منتقد دید. که به بهانه برگزاری متعدد جلسات آزاداندیشی، برنامه ای جامع مبتنی بر ظرفیت و توانایی منابع انسانی تدوین نمی شود.

علاوه بر این جلسات آزاداندیشی نباید جولانگاهی برای مباحث صرفاً سیاسی شود که غالباً سیاست زدگان بیرون از دانشگاه در جامعه تزریق می کنند. بلکه باید به وسیله این جلسات و موج برخاسته از آن که توأم با عقلانیت و شور است، فضای بیرون از دانشگاه را هم تحت تأثیر قرار داد. لذا مباحث فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی نیز باید به صورت جدی وارد موضوعات جلسات آزاداندیشی شود؛ چیزی که متأسفانه تا به امروز خیلی این مهم اتفاق نیافتاده است.

نکته حائز اهمیت بعدی اینست که باید توقعات از جلسات آزاداندیشی معقول و واقعی باشد. این جلسات نه میدان مبارزه است که برد و باخت داشته باشد و نه جلسه سخنرانی که چارچوب مشخص و معینی دارد. بلکه فضایی ست که در آن امکان شنیدن صدای مخالف و تضارب آراء با تنها خط قرمز یعنی اخلاق ایجاد شده است که مستمع قول های متفاوت را بشنود و زمینه و جرقه ای برای مطالعه بیشتر جهت سمت و سو دادن به فکرش فراهم گردد.

جلسات آزاداندیشی هر چه که به پیش می رود بالغ تر و نواقصش کم تر می شود. درین مسیر وظایف دانشجویان و مسئولین این نسل بسیار حساس و تاریخی خواهد بود چرا که پایه این مقوله تازه متولد شده درین بازه زمانی دارد شکل می گیرد.

به امید انجام وظیفه ...

للحق






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11 فروردین 1393 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

قبل التحریر: ظاهراً رئیس جمهور دولت تدبیر و امید! فرمودند: ساختمانی که در 8 سال گذشته خراب شده در چند ماه درست نمی شود و در حال برداشتن آوارها هستیم.!!

 

 

امروز نیاز جدی ست که مسئولان بالادستی دست به دست هم دهند و یک انقلاب دیگری با تکیه به مردم راه بیاندازند. این انقلاب، انقلابِ آواربرداری ست. دقیقاً مثل انقلاب فرهنگی ملزوماتی هم  دارد. در ابتدا نیاز به یک شورای عالی انقلاب آواربرداری است. به ریاست شخص آقای روحانی. در ضمن جلسه با حضور تنها رئیس جمهور هم رسمیت دارد و مصوباتش برای همه ارگان ها لازم الاتباع است و منتقد این انقلاب دشمن خداست. در مرحله باید چند سالی دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی  را تعطلی کنیم تا این نیروی جوان و انقلابی که روحیه جهادی هم دارند را ببریم و آوارها را جمع کنیم و اساتید هم حمایت ایدئولوژیکی بکنند.

گام بعدی این انقلاب همسو سازی همه رسانه های داخلی و خارجی ست. خارجی ها که علی الاصول هماهنگ اند و داخلی ها هم اگر همراهی نکردند توقیف شان می کنیم و می فرستیم لبوخوری؛ یا می توانیم برای جمیع این بی سوادها کمپی بزنیم هزار کیلومتر خارج از شهر بدور از هیچ گونه وسایل ارتباط جمعی تا پایان دور اول این انقلاب. صدا و سیما را هم فشار می آوریم که صبح تا شب مثل این روزها که تبلیغ می کند انصراف از یارانه نشانه پرهیزگاری ست، زیرنویس کند هر کس ریگی از آوارهای برجا مانده از 8 سال پیش را بردارد، خدا در عالم باقی 8000 کاخ برایش می سازد.

از آنجا که این انقلاب وسعت پهناوری به پهنای همه ایران و بسیاری از کشورهای دوست و برادر از شاخ آفریقا تا دم آمریکا دارد می توانیم از تمامی مجامع بین المللی تقاضای کمک کنیم. سازمان ملل باید چند شعبه اضطراری برای این انقلاب در اقصی نقاط جهان که پیام انقلاب57 را از 8 سال پیش تا به امروز شنیده است، بزند. توافقنامه با قدرت های بزرگ(به قول رئیس جمهور) هم از نان شب برای این انقلاب واجب ترست. دستور کار 1+5 باید هرچه سریع تر عوض و به چگونگی آواربرداری این ویرانی ها تبدیل شود. اگر همه دستاوردهای هسته ای و ... را هم تعلیق کردیم، هیچ اشکالی ندارد. دستاورد می دهیم، زمان می گیریم و آوار می بریم. بهتر است اصلاً از ظرفیت های داخلی هم استفاده نشود. مثلاً اگر قرارگاه خاتم وارد شود فردا باز حرف و حدیث درمی آورند که در فلان روستا یک خرمن آوار به عمد جابه جا نشده است و حاکمیت سنگ انداخته و از این اباطیل. بهترست برویم با شرکت های خارجی قرارداد ببندیم. این وسط دلال ها هم میلیاردر شدند نوش جانشان.

   با هالیوود و بالیوود هم جهت تنویر افکار عمومی بین المللی قرارداد می بندیم. یا اصلاً بسپاریم همین آقا اصغر خودمان سینمایی بسازد جدایی ایرانی از ویرانی که خود به خود اسکار هم بگیرد. آقا شجریان هم می گوییم زبان سنگ و آهن را بخواند که تبرت را زمین بگذار، که من بیزارم از این همه ویرانی و ... .

 استثنائاً اگر خواص هم خواستند سکوت بکنند، بکنند؛ مانعی ندارد. فقط سکوت کنند و سنگ نیاندازند بر این انبوهه سنگ و ویرانی.

این برای مرحله اول این انقلاب کافی ست. اگر این قدم با موفقیت برداشته شود، سند چشم اندازی برای گام های بعدی خواهم نوشت.

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11 فروردین 1393 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی



بچه هیئتی های فردای ایالت آریزونا هم، امروز دلشان تشنه روضه "کوچه بنی هاشم" است ...




((( یاد حضرت مادر(س) )))




بعدالتحریر:

ای مادر(س)! این من و آن واصل؛ که تو عاقد این عقدی ...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 فروردین 1393 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی
هرچه اطرافم هست را مرور می کنم و می بینم که جفاست اگر ساعت ها ننشینم و خیره به آن ها نشوم و درد و دل هایشان را نشنوم و همپای غم هایشان اشک نریزم و کنار شادی هاشان خنده نکنم.

خدایا به تو پناه می برم از این همه تجاهل و تغافل هایم.

به تو پناه می برم از چشم های نابینا و گوش های ناشنوا و زبان الکن و دل سیاهم.

للحق







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 6 فروردین 1393 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی


بس است آقا محمد! از خود بدت نیامد

بس که خودت بدیدی حوصله سر نیامد

عالم به این قشنگی داری ولی ندیدی

این جا چه سود مانده وقتت به سر نیامد

دیگر دلی نمانده از این همه سیاهی

نوری به وسعت شمع باقی دگر نیامد

هرچه نوشتی ای دل از بهر خود نوشتی

از این همه سیاهه آهی روان نیامد

هر چه بدیدی ای چشم ناز خودت بدیدی

نازی نظاره گر بود شرمت از این نیامد

هرچه شنیدی ای گوش ساز خودت شنیدی

عالم همه صدا زد بانگ جرس نیامد

این داد و قال من هم از روی عادت آمد

چون هر که را خبر شد از او خبر نیامد


بعد التحریر:

اللهم لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا ... خصوصاً این روزها !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic