دوشنبه 28 مهر 1393 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

در اتوبوس پچ پچ افتاد: نـــــــگاه دیوانــه ه ...

پیراهن مشکی پوشیده بود و با یک دست، طنابی را می‌کشید و با دست دیگرش سینه می‌زد و بین ماشین ها رد می‌شد. ترافیکی ایجاد کرده بود و غوغایی. یکی می‌خندید. یکی بوق می‌زد و دیگری داد.

 یحتمل فکر می‌کرد جلودار هیئت زنجیرزنی ست ...

دیوانه ها هوایی شده اند ...



للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 24 مهر 1393 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

نیش + لبخند = نوش

 

به نظرتان عکس زیر مربوط به چه جلسه ای است؟!

img14255050 (1).jpg


1)     جلسه با متولیان بنگاه های زود بازده و صنایع خرد

2)     جلسه با رایزن های فرهنگی وزارت خارجه درکشور های حاشیه خلیج فارس

3)     جلسه با خیرین مدرسه ساز

4)     جلسه با دانشگاهیان

گزینه های اول تا سوم معقول ترند. اما از قضا گزینه چهارم صحیح می باشد!! که هیچ شباهتی جز سالنش، به جلسه دانشگاهی ندارد. تا جایی که ما یاد داریم جلسات دانشجویی را به شور و نشاط زیادش می‌شناسند. به چند صدایی جذابش. به سلیقه های مختلفی که همه دوست دارند اظهار نظر کنند حتی شده به نوشتن مقواهایی و تا آخر جلسه بالا نگه داشتنش!!

اما در این جلسه هیچ خبری از این ها نبود. منبری بود یک طرفه که چند وزیر و رئیس جمهور نطق کردند، حاضرین سری به نشانه تأیید تکان دادند و دستی هم برای خالی نبودن عریضه این وسط زده شد. بعد هم رسانه ای شد جلسه با دانشگاهیان و رئیس جمهور افزود و ... .

از عمر شریف این دولت یک سال و نیمی می‌گذرد؛ اما هنوز دانشجویان فرصتی برای صحبت رودر رو با رئیس جمهورشان پیدا نکرده اند حتی به قاعده یک مصاحبه ایشان با یورونیوز!

البته دکتر روحانی در همین جلسه فرمودند که من آمده ام بشنوم نه بگویم. و ما هم به رئیس جمهور عزیزمان حسن ظن داریم. اما اگر جای ایشان بودم از این همه فرصت از دست رفته بیشتر استفاده می‌کردم. اصلاً چه منظره ای از این زیباتر که نماینده تشکلی برود بالا و در بدبینانه ترین شکل ممکن، تا می‌تواند نقد کند و حتی نیش بزند، اما رئیس جمهور لبخند بزند و بعد از صحبت آن دانشجو وقتی که آمد پایین بغلش کند و باز لبخند بزند؟!

هر چه قدر هم نیش در صحبت های دانشجویان باشد با لبخند رئیس جمهور می‌شود نوش.

چه قدر این زیباست و چه قدر فرهنگ ساز. همین را می‌شود رسانه های ما صادرش کنند به همه خبرگزاری های جهان که دانشگاه در ایران این مختصات را دارد. در آن نشاط است با انواع سلیقه و تفکر های مختلف؛ رئیس جمهورش هم در جواب همه نقدها می‌خندد. فقط زبان دیپلماسی که لبخند نیست. حتماً زبان جواب به نقد هم لبخند است. این شکلی  می‌شود فرهنگ سازی کرد نه صرفاً با فرمایشات و خطابات.

البته این بی میلی برای حضور در دانشگاه در اکثر مسئولین دیده می‌شود. نمی‌دانم به چالش کشیده شدن آن‌ها برای چند دقیقه که قطعاً رشد خاص خودش را دارد، ارجحیت دارد یا جلسات سخنرانی چند ساعته با مستمعین بی تفاوت و موضوعات دست چندمی که می‌بینیم روزانه ده‌ها مورد از این جلسات برگزار می‌شود.

این در حالی است که رهبری این نظام بارها همین مسئولین را به حضور در دانشگاه‌ها و جوابگویی به دانشجویان امر کرده؛ اما خوب ... .

خود شخص رهبری با آن همه مشغله و در عین حال تفاوت شأنی و کاری، جلسات با دانشجویانش مرتب برگزار می شود؛ حتی بعضاً بیشتر از حضور یک رئیس دانشگاه در بین دانشجویانش و صحبت با آن‌ها.

رهبری به همه صحبت های دانشجویان با طمأنینه و همان لبخند ملیح گوش می دهند. آن ها که سابقه حضور در این جلسات را دارند، می‌دانند که راحت می‌شود در حضور ایشان از صدر تا ذیل نظام را به نقد کشید. خیلی هایش را هم تلویزیون خودمان سانسور می‌کند!

یکی از دانشجویان به رهبری گفت: آقا ما به بعضی از مراکز زیر نظر شما نقد داریم. دیگری  از صدا و سیما گفت. یکی از 88 گفت و آن یکی از گرانی. از بسته بودن فضا و نگاه امنیتی. از وزارت خارجه تا سربازی و تبعیض بین دختر و پسر و ... ؛ همه هم با لحن های خاص خودش. همه این‌ها را رهبر نظام گوش می‌کند و پدرانه جواب می‌دهد و با شوخی هاشان همه را به وجد می‌آورد و همه اعتماد به نفس می‌گیرند. همیشه هم تأکید می‌کند که من قلباً از این مسئله خوشحالم و مهم ترین خصلت دانشجویی همین مطالبه گری است.

اما این ها را خیلی از مسئولین نمی‌فهمند. گمان می‌کنند اگر دانشجویی نقدی کرد ولو به زبان تند، دیگر یک بحران امنیتی غیرقابل کنترل پیش آمده است.

دانشجو چون محافظه کار نیست و آرمان خواه است، بهتر می‌تواند ضعف ها را ببیند و از آنجا که مستقل است، نقدش نیز خالص ترین است.

این که ایام انتخابات سر و کله بعضی از مسئولین پیدا می‌شود، خودش نشان می‌دهد که این‌ها اهل سیاسی بازی و سیاسی کاری اند. اما دانشگاه و دانشجو شأنش اجل بر این هاست و حتماً به موقعش جواب مقتضی را می‌دهد. که قطع باد و دور باد دست نااهل به دانشگاه.

دولت تدبیر و امید فرصت برای جبران کوتاهیش در محیط دانشگاه دارد. که امیدواریم فرصت سوزی نکند ... .

نقد دانشجو و لبخند همه مسئولین مستدام ...

للحق

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 17 مهر 1393 :: نویسنده : محمد طاهری


للباقی

دیشب خواب عجیبی دیدم. دیدم که:

جلوی یک بیمارستان خصوصی یک صف طولانی مریض ایستاده است. بعضی از ارگان های دولتی هم به شکل انسان مجسم شده بودند و در صف بودند. مثلاً "وزارت خارجه" را دیدم که دم به دقیقه می رفت دست به آب؛ در همان عالم خواب گفتم حتماً آمریکایی ها توطئه کرده اند و در ژنو غذایی داده اند این بنده خداهای زبان بسته خنده رو که سردی شان کرده. یا "تحریم" را دیدم که حسابی چاق تر شده بود و برای اضافه وزن آمده بود دکتر.

همین طور که محو دیدن مریض ها بودم، ناگاه چشمم به "دانشگاه یاسوج" خودمان افتاد. رفتم نزدیک و بغلش کردم و روبوسی. گفتم تو که باید این روزها وضعت بهتر باشد، دستی بر سرت کشیده اند و زیبایت کرده اند و حسابی عمرانی به تو رسیده اند. تو کجا و این جا کجا؟! لبخند تلخی زد و آهی کشید و جواب آزمایشی که دستش بود را نشانم داد. نام "معاونت فرهنگی دانشگاه" خودمان روی برگه جواب حک شده بود.دیدم عفونت شدید کلیه دارد. آمده بود بیمارستان خصوصی برای دیالیز.

نخواستم تنهایش بگذارم که فردا بگویند شرم باد دانشجویی که آرمان خواه بود اما برای آرمانش قدمی برنداشت.

با هم رفتیم پیش دکتر. دکتر با دیدن جواب آزمایش و چند پرسش گفت: این عفونت سال هاست که درین حوزه وجود دارد. اما الان وضعش خیلی وخیم تر شده. پرسید که سال های پیش کجا شما را دیالیز می کرد؟! "دانشگاه یاسوج" کمی فکر کرد و جوابی نداشت. من گفتم: دکتر! مدیریت مدتی است تغییر کرده و این دوستان خبر ندارند؛ پیش از این تشکل ها بودند که کار دیالیز حوزه فرهنگی را انجام می دادند. "دانشگاه یاسوج" به سمت من برگشت و گفت واقعاً؟! گفتم: بله؛ اما این روزها که دنبال پیاده نظام دانشجویی برای خودتان هستید و به تشکل های قلابی، هویت می دهید، آیا می توانید خودتان را دیالیز کنید؟!

دکتر گفت فعلاً وقت این مناقشات نیست. کلیه کار اصلیش دفع مواد زائد است. اگر خون تصفیه شده را به بدن نرساند، باید فاتحه فرهنگ و دانشگاه را خواند. در این آزمایش نشان می دهد که این کلیه دانشگاه، هر کاری میکند الا تصفیه. سیاسی بازی و سیاسی کاری علاوه بر دفع نکردن مواد زائد متابولیسمی و مرگ تدریجی، سنگ ها و تومورهایی ایجاد می کند که دیگر دفعش محال است و مثل خوره به جانتان خواهد افتاد و از پا می اندازدتان.

دکتر همان طور که داشت در نسخه چیزهایی می نوشت، ادامه داد: تنها راهش عمل است. عمل را هم باید متخصصش انجام دهد نه یک سیاست باز با هدف.

دانشگاه رنگش زرد شده بود و از درد به خود می پیچید. با صدای جیغش از خواب بیدار شدم ...

از وحشت، عرقم سرازیر شده بود. زیر لب سوره ناس را خواندم.

-       من شر الوسواس الخناس ...

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 5 مهر 1393 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

برای یک قهرمان شنای المپیک زندگی در شهری که حتی یک استخر کوچک هم ندارد، مثل زندگی پرنده خوش پروازی چون شاهین است که در قفسی تنگ زندانیش کرده باشی.

اگر استخری نسازد، محکوم است به فراموشی شنا.

و اما چه قدر سخت است ساختن، در میان جماعتی که به هست ها عادت دارند. و تنهایی خصلت آنانی می شود که اندیشه (بایدها) را به جای (هست ها) می خواهند.

و درود و رحمت به تنهایی ...

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




رندان خاموش
درباره وبلاگ


للباقی

اصلِ قصه من با تو با "إسمع و إفهم" تازه شروع می شود ... .

ر.خ

للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو