تبلیغات
رندان خاموش - مطالب بهمن 1396
 
چهارشنبه 25 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

مسئله ای مشخص؛ چرکنویسی می گذاری روبه رویت و با قلم سیاهش می کنی؛ روش و فرمول و معادله و تحلیل و نمودار و ...؛ راه هایی پیدا می کنی و اولویت بندی؛ باید به دل مسئله بزنی و یکایک راه ها را با سعی و خطا امتحان کنی؛ این یک "حرکت" ست برای حل مسئله؛ این یک "حرکت" ست برای کامل شدن؛ این یک "حرکت" ست برای عاشق شدن ...
اما مسئله هایی هستند که هرچه می نویسی و سیاه میکنی به هیچ راه حلی نمیرسی؛ مسئله قفل ست؛ خودت هم قفل می شوی و کلافه؛ حسی مثل خوره به جانت میافتد که نکند اشتباهی کرده ای؛ مرور می کنی همه آنچه نوشته ای؛ میبینی جاهایی اشتباه کرده ای؛ با پیدا کردن هر اشتباه، کلی امید در دلت زنده میشود که آها مشکل حل نشدن مسئله همین ست!؛ اشتباه ها را تصحیح میکنی اما باز به راه حلی منطقی نمی رسی!
این جا از "حرکت" باز میمانی آیا؟!
نمی دانم...

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 25 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

نفرین ست اگر بگویم
کاش حال مرا داشتی ...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی


با آن که قلب من در ایستگاه پاییز پیاده شد
اما این روزهای سرد زمستان
هوای آشوب دارد
هوای اغتشاش دارد
شاید قلب من هم این روزها
هوای انقلاب دارد ...


للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


للباقی

انقلاب  در پوسته؛ انقلاب  در ریشه

انقلاب 57 انقلاب بیرونی بود؛ انقلابی که با همه وسعت و عظمتش که انقلاب در ارزش ها بود اما مهم ترین تجلیش انقلاب در پوسته ها بود؛ پوسته های طاغوت برداشته و سعی بر جایگزین کردن پوسته های اسلامی شد. این اتفاق شگرف اما توسط کسانی صورت گرفت که پیشتر در وجود خودشان انقلاب درونی و انقلاب در ریشه کرده بودند. پر واضح ست که عده قابل توجهی از انقلابیون، تنها با موج بیرونی انقلاب همراه شدند و به وادی انقلاب از درون و انقلاب در ریشه نرسیدند. آنان حتی علی رغم تحمل شدیدترین شکنجه ها و زجرها و همراهی با نزدیک ترین یاران اصیل انقلابی(آنان که پیشتر انقلاب از درون را آغاز کرده بودند) اما نمی توانستند پا به پای انقلاب جلو بیایند و هر کدام در گوشه ای از تاریخ این انقلاب، از نهضت عقب افتادند. در مقابل، خیل کثیری از جوانان بی نام و نشان انقلاب هستند که نوای انقلاب، از درون و از ریشه، انقلابی شان کرد و حماسه ها آفریدند. 
انقلاب اسلامی ایران ارزش ها و نگرش های استثنایی و مخصوص به خودش را دارد که برای حفظ و بقایش بیش از هر مکتبی، نیاز به افرادی دارد که از درون خود انقلاب کرده باشند؛ یگانه مسیر حفظ و بقای چنین انقلابی با چنین مختصاتی، طی طریق از انقلاب در پوسته تا انقلاب در ریشه ست.
 ساده لوحانه ست که با صرف انقلاب پوسته ها و انقلاب بیرونی بخواهی فساد و تبعیض و بی عدالتی ریشه کن و تولید علم و جنبش نرم افزاری و پیشرفت عدالت محور حاصل شود! دست و پا زدن در انقلاب پوسته ای، مردابی را می آفریند که ریا و خودحق پنداری، خلقش، و شبکه های رانتی و فساد عملش خواهد شد.
توقف در انقلاب پوسته ای، نهایتا نهادها و اشخاص انقلابی را هم استحاله می کند و به درون مرداب فروپاشی می کشاند. 
نهضت از شروع مسیرش که انقلاب اسلامی بود تا انتهای مسیرش که تمدن سازی ست می بایست در بستر انقلاب حرکت و صیرورت داشته باشد؛ حرکت از انقلاب در پوسته تا انقلاب در ریشه.
به این معنا انقلاب یک فرآیند مستمر و دائمی ست و همه نسل ها در حیاتش سهیم اند. 

لیله القدر انقلابی ما کی خواهد بود؟!

بعدالتحریر: گاهی یک فکر، یک انتخاب، یک راه، یک ... نفحه ای برای لیله القدر ماست!

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

نسل جدید، نسل جدید جوان انقلابی، جنسش فرق دارد. با این که گاهی در قامت "سلمان"، "حاج کاظم" ها را نمی فهمد اما گاهی در قامت "علی"، حماسه ای می سازد که "حاج یونس" را به اشک وا می دارد و به او افتخار میکند.
در روزگاری که تحلیل ها خبر از وخامت حال فرهنگ دارد، در همین ایران خودمان، جوان انقلابی که جنسش فرق دارد! برای فروش کتابش صف طویل می کشند.
دوران نسل جدید جوان انقلابی ست؛ نسلی که جنسش فرق دارد... .
درین روزگار خیلی خاص، هنر آن ست که بهترین و خاص ترین موقعیت برای سربازی انتخاب کنی و خودت باشی؛ خودت. خاص ترین سربازان این دوران، انقلابیون آزاداندیش هستند؛ همان ها که جنس شان فرق دارد... .

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 20 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

دستان اولیاء از خلق در فرش برای عالم عرش، دست گیری می کنند.
تو را با زیباترین واسطه ها می خوانم ...

""أین بابُ الله الذی منه یؤتی""

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 19 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری

للباقی

 

در انتهای همه سختی ها و غربت ها و فشارها و تنگناها باز هم تو هستی. تو از ما محکم بودن و استقامت را می خواهی، درست؛ اما با این اندک بضاعت، چگونه می توان چنین مسیر صعب‌ی را طی طریق کرد؟ چه کنیم که طاقت و توشه مان به بزرگی آرمان هایمان نیست و این داغ بزرگی بر جگرهای سوزانمان گذاشته است. تو خود شاهدی که هیچ هویت و معنا و مفهومی، بالاتر و والاتر از تو در عیان و نهان ما نیست؛ تو خود شاهدی که هیچ وجودی جز تو را لایق پرستیدن و عشق ورزیدن نمی دانیم؛ تو خود شاهدی که با عمق جان همه وجودمان را از آن تو می دانیم و بین تو و خودمان، حجابی جز غفلت هامان نمی بینیم؛ آخر خدای من! ما در این دنیای پرهیاهو و پلشت و سخت، چه کسی جز تو را داریم؟ با این نهایت ضعف و استیصال، کجا را جز درگاهت سراغ داریم؟ این رواست درین حیرانی و ویرانی، ما را تنها بگذاری؟ اگر ما را تنها گذاشتی سرنوشت مان چه می شود؟

نمی دانم؛ خودت می دانی ...

 

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

تو بی امان می دویدی و من نیز بی امان پشت سرت می دویدم. نمی دانستم چرا چنین می کنی؛ هرچه کردم تا صورت ت را ببینیم که می خندی و می دوی یا می ترسی و می دوی یا ... ؛ نتوانستم. در دل آرزو می کردم همه این ها یک بازی باشد و تو برگردی و قاه قاه بخندی ...
با همه حیرانیم به پای تو می دویدم؛ امانم بریده شده بود تا آنکه نوری مرا به خود آورد...
در دل شور تو را می زدم و چشمم خیره به نور بود.
تا این که ...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

خدا "طوفان" هدیه ام داد
در روزگار سکون عادی دریا
حالا من مانده ام و یک دریای طوفانی
که گاهی به زیر امواج مهیبش می روم و مستأصل دست و پا می زنم
و گاهی محکم از جا کنده و بر امواجش خراب می شوم
این روزها چه قدر هوای آرامش ساحل کرده ام
اما چه کنم که به طوفان دلبسته ام!

طوفان؛ هدیه همه ی فصول زندگی؛ هدیه خدا

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

"دنیا" آخر تمام می شود
و من روزی به او خواهم گفت
که با آن که از روز اول با تو صنمی نداشتم
اما همه سختی هایت را پذیرفتم
و تحملت کردم 
به خاطر ...
برای...

می دانم که دنیا بغض می کند آخر!

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

ما اساسا "حرکت" را نمی بینیم بلکه "متحرک" را می بینیم.

اگر به چشم ظاهر هم نشد، به چشم دل، حرکت را نشانمان بده؛ ما از سکون بی زاریم خدا ...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 15 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

گاهی به در و دیوار میزنی؛ درهم میشوی و مچاله؛ له له میشوی و آواره؛ از دست خودت فرار میکنی؛ گاهی هم بی هوا میخندی و میخندی و میخندی...
کسی از دور تو را ببیند حتم میکند خلی، خل!
آواره ها مگر خل اند؟!

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

نمی خواهم حجت الاسلام زائری را قضاوت کنم که قضاوت را بلد نیستم؛ اما در کنار همه آرا و لحن خاص ش، این سوالش به دلم خیلی نشست و به گمانم میشود از آن نتیجه عمیقی گرفت:

""چرا برخورد روحانیون با خانم‌های بی‌حجاب در داخل و خارج کشور متفاوت است؟
معمولا روحانیون بزرگوار و طلاب عزیزی كه برای تبلیغ یا امور علمی به خارج از كشور می آیند با خانم های بی حجاب حتى زنان ایرانی ساكن كشور مقصد- و حتى مسافران- بسیار خوب برخورد می كنند، تحویلشان می گیرند، با آنها حرف می زنند، با خوشرویی به سؤالاتشان جواب می دهند و ... اما همان بزرگواران وقتی به ایران برمی گردند با خانم همسایه خود یا بانوی عابر توی خیابان به تلخی و ترشرویی روبرو می شوند، و همیشه برای من سؤال است كه چرا خون خارجی ها رنگین تر است؟ چرا روحانیان ما در خارج از كشور با زنان و مردان از شكل ها و تیپ های مختلف كنار می آیند و برخورد مناسب و جذاب دارند اما در داخل كشور با پسر و دختر جوانی كه شكل و شمایل یا باورها و مواضعش را درست و مطلوب نمی دانند ارتباط صمیمی و محترمانه برقرار نمی كنند و كار از برخورد و اختلاف و فاصله و دوری به راهپیمایی اعتراض آمیز و سخنرانی آشوب انگیز می كشد؟ می گویید: آنها با اسلام آشنا نیستند؟ می پرسم: مگر اینجا آشنایند؟ می گویید: آنجا اقلیت هستند، می پرسم: مگر واقعا اینجا ما اقلیت نیستیم؟ شاید اگر همان برخورد و همان رفتار و همان رویكرد همین جا هم بود خیلی از مشكلات خود به خود حل می شد و اصلا كار به این اوضاع و احوال نمی كشید! من البته سالها به این موضوع اندیشیده و پاسخ های دقیقی یافته ام كه باید فرصتی دیگر برای طرحش یافت. ""


آفت بزرگ دین داری این روزهای ما، ابتلا به قشری گری و سطح اندیشی و ظاهرگرایی ست. آنچنانی ذهن جوان ما را در آماج یک سری شکاکیت های ظاهری قرار داده اند که اگر به ضرورت با مثلا خانمی رو به رو شد یا با عبوسی تمام، ترشرویی کند یا دست بالا فقط به این فکر کند که زاویه قرارگیریش با او چند درجه باشد؛ که نود درجه یعنی تقوای خوب، صد و هشتاد یعنی تقوای زیاد، دویست و هفتاد تقوای عالی، سیصد و شصت درجه نیاز به تلاش بیشتر!!!
این شکاکیت های ظاهری را تعمیم بده به ریش و چادر و ... که اگر دقت کنی می بینی این ها مسئله هایی نیستند که بخواهد ذهن جوان را درگیر کند؛ نه این که مهم نباشد که ظاهر مهم ست حقا و انصافا اما توقف در ظاهر شما را از رفتن به عمق باز میدارد. جامعه امروز ما در این ظاهرها غرق شده و نمی تواند عمیق تر فکر کند، نه این که نخواهد نمی تواند! به خاطر همین دائما به جان هم میافتد. آن وقت میبینی هیچ هیچ هیچ فرق معناداری بین آن خانم چادری دماغ پیدا با آن خانم بی چادر کمی هم سرخاب و سفیدآب زده نیست؛ تازه آن چادری به صرف چادرش خودش را مالک حق هم میداند و به خودش اجازه میدهد خانم سرخابی را بی دین و لاقید بخواند!
جالب ست که این شکاکیت  های ظاهری در موضوعاتی مثل خوش اخلاقی، وفای به عهد، صداقت و ... اصلا پیدا نمیکنی!
 این ها درد جامعه هایی ست که در ظاهر توقف کرده اند. در ظاهر ماندن، همه جا مذموم ست در دین از همه جا مذموم تر!
خدایا از به اصطلاح ظاهرالصلاحیم!!!! به تو پناه می برم که خود بهتر از هر کسی می دانم که حساب و کتاب تو با حساب و بندگانت دوتاست...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 13 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

وَ أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ وَ أَسْتَرْعِیكَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْكَ السَّلاَمَ‏
خداحافظ مولای عزیز و مهربانم ...

لحظه های با تو بودن، لحظه های بهشتی، تازگی و معنویت و سراسر حرکت ست آن چنان که زمان از پیگیری هایش خسته میشود... .
اکنون بازمیگردم در حالی که هر سفر، پایان دیگری ست و آغازی تازه!
من و همه نداری و خستگی و کم آوردن هایم؛ تو و لطف و کرم و عنایت هایت ...
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد...

للحق






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 12 بهمن 1396 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

آقاجان! اگر اشتباه نکنم امروز اولین باری بود که تو را چنین، "غریب الغرباء" خواندم. 
حال غربت داشتم؛ از چه و از که و از ... نمی دانم. 

طوبی للغرباء...

بعدالتحریر: صحن انقلاب، باران هم که نیاید بارانی ست ...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :