جمعه 30 شهریور 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

مصیبت، یعنی اصابت کردن. 
و عشق، از اعظم مصیبت هاست؛ آن هنگام که معشوق خنده کنان تیری در چله می گذارد و رها می کند و تیرش درست به عمقِ قلبِ عاشق، اصابت می کند و فوقع ما وقع!
یادمان داده اند هنگامه مصیبت، آیه استرجاع را بخوانیم که " انّا للّه و انّا الیه راجعون..."

بعدالتحریر: کسی در هجومِ اصابت ها و قیامتِ مصیبت ها، با صلابت می گفت: مگر عشق، جز زیبایی ست؟! ما رأیتُ الّا جمیلاً...



للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 11 شهریور 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

ترجیحی نیست هنگامی که تو هستی ...

" هر سو که دویدیم همه سوی تو دیدیم "

«و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین»

ر.خ 11 شهریور 97

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 10 شهریور 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

دیشب کتابی خواندم خواندنی از یک مرد؛ امشب فیلمی دیدم دیدنی از جماعتی از مردان؛ که سخت ترین سختی های دنیا در برابر معنویت شان، هیچ ست. 
میزان تفاوتِ قدرتِ معنویت آدم ها هیچ ارتباطی با ظاهر و ادعا و نسب و مقام و مدرک و ...  ندارد. 
فقط این را می دانم که به قول اخوان، "تا جنون فاصله ای نیست از این جا که منم ..."

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 9 شهریور 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

ما آدم ها گمشده های بسیاری داریم؛ از جنس های مختلف. شگفت انگیز است وقتی به هر کدامش می رسیم باز گمشده دیگری برایمان مسئله می شود؛ به طوری که هیچ کسی نمی تواند ادعا کند که دیگر گمشده ای ندارد. 
اما آدمی زرنگ ست و برنده می شود که همه گمشده هایش از یک جنس باشد؛ گمشده هایش همه از جنس گل باشد، حالا رنگ و نوعش هم می تواند کلی تنوع داشته باشد. 
برای پیدا کردن گمشده ها نمی شود در بیرون گشت؛ هیچ گمشده ای بیرون یافت نمی شود اگر آن را از درون نیافته باشی.

"هر که میانه اش با خدایش صفا باشد، گمشده هایش را پیدا می کند. مرحوم دولابی"

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 شهریور 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

شاید یکی از شیرین تجربه های من، ایستگاه صلواتی شربت باشد! آن هم برای اعیاد. حال و هوایی ست. همین که صدای شادی اهل بیت بلند می شود و شربت می گیری جلوی ملت و ماشین ها، بعد به کلی آدم با سلیقه های مختلف و ظاهرهای گوناگون-که خیلی ها بیرون از آن فضا برچسب روی شان می زنند- سلام می کنی و لبخند می زنی و عید مبارک ی می گویی و اگر بشود سوژه ای می یابی و  با هم می خندید و آخرش هم با یک "یاعلی" خداحافظی می کنی، دنیایی از حال خوش را تزریق می کند؛ می بینی چه قدر دل ها به هم نزدیک ست و ما توجه نمی کنیم؛ می بینی اگر همه آدم ها مثل این لحظات به روی هم بخندند چه قدر عالم زیباتر می شود؛ می بینی خوب و باصفا بودن، چه قدر ارزان ست؛ می بینی چه قدر راحت می شود محبت اهل بیت را در دل ها رشد داد، راحت تر از فلسفه و منطق و نطق؛ و خیلی چیزهای دیگری که می بینی و نمی توانی توصیف کنی.
خدا خیر بدهد رفقا را... .
راستی امروز خدا توفیق داد در این روز عزیز، عقد کردیم.  بعد نماز ظهر، صیغه را جاری کردیم. امیدوارم پر خیر و برکت باشد. البته قابل ذکر است که این عقد، با آن عقد توفیر دارد! دو تن از دوستان هم اشتباه گرفتند و کلی سر کار رفتند!!
 امروز توفیق شد در روز عید غدیر، با علی و مصطفی عقد اخوت ببندیم و صیغه برادری جاری نماییم؛ خدا توفیق دهد از عهده این عهد برادری برآییم.

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 شهریور 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

ولایت، خلعتِ مردانِ مرد عالم ست که بار مظلومیت عالَمی را بر دوش می کشند و مردانه در راه عشق ورزی شان خاموش می مانند:

هر که را از عشق خلعت داده اند
باده از جام ولایت داده اند

"الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) و اولاده المعصومین"

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 6 شهریور 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

ناگاه امروز که همان روز "مبادا" ست، رسید. قصه ما اما حکایت دیگری دارد. حکایتِ راهی که هیچش کناره نیست...
 تا باد چنین "بادا"

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 5 شهریور 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی  

گاهی آدم دلش برای خدای سابقش تنگ میشود ...
خدای بچگی ها، خدای جوانی ها، خدای آرمان خواهی ها، خدای نشانه ها ...

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 شهریور 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی


وقتی تعداد و حجم کارهایت زیاد می شود، نقشِ ذهن مشغولی و تعلقات ت خیلی پر رنگ می شود.
 هر کاری رابطه یک به یک دارد با مسئولیت؛ وقتی کارهایت زیاد می شود یعنی مسئولیت هایت زیاد می شود؛ و وقتی که ذهن مشغولی و تعلقات داری یعنی حتما در مسئولیت پذیری ات دچار مشکل می شوی و قطعا جایی را کم می گذاری. 
این مسئولیت ها هم طیف وسیعی دارد؛ از مسئولیت های بندگی و عبادی گرفته تا مسئولیت های خانوادگی و تشکیلاتی و علمی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی و ... .
تنها کسانی می توانند از پس مسئولیت های بزرگ و مهم بربیایند که کمترین تعلقات و ذهن مشغولی ها را داشته باشند؛ آنانی که از هرچه رنگ تعلق پذیرد آزادند؛ اینان همان اصحاب آخرالزمانی امام عشق اند که وسعت رسالت شان سراسر عالم ست ... .
" اللهم انا نرغب الیک فی دوله کریمه..."

للحق 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 3 شهریور 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

با استادم چند سال پیش رفتیم جلسه ای که ربطی هم به مباحث علمی نداشت؛  در آن جلسه، پیشنهاد دکتر تأسیس یک خیریه بود، چرا که او به مناطق محروم مرتب سر می زند و خبر دارد از وضع و مشکلات توده مردم مستضعف؛  یک بار خاطراتی تعریف کرد که حقیقتا دردناک بود و شرم کردم از این همه بی اطلاعی؛ بارها به ما گفته است که دانشجوهای نیازمند را شناسایی کنید تا فکری به حالشان بشود.
کسی که با او جلسه گرفته بودیم به دکتر گفت: شما وقتی می خوابید چند بچه مظلوم دیگر شهید می شوند؛ وقت شما طلاست... ؛ این کارها را بسپرید به دیگران!
همین آدمی که وقتش طلا ست و دشمن برای حذف فیزیکی ش آرزو دارد، وقتی در اتاقش می نشینی با آن که ابهت بسیار دارد اما دلت می خواهد از هر دری از او سوال کنی و او با آن شیرینی و سادگی و تواضعش جواب های کامل به تو بدهد. امروز دختری آمده بود برای یک امتحان عقب مانده؛ دکتر گفت بیشتر وقت نمی خواهی که بهتر بخوانی؟ بعد خودش رفت گوشه ای از اتاقش برگه ها را جابه جا کرد و خودش صندلی آورد و عذرخواهی کرد که کمی خاک نشسته و برگه سوال را به او داد؛ شیرین مشخص بود که او پدری می کند. بعدش با هم نشستیم روی تصحیحات پایان نامه؛ کمی گذشت پیرمردی که ظاهرش هیچ به فضای دانشگاه نمی خورد آمد داخل و با دکتر کلی خوش و بش کرد؛ کاشف به عمل آمد که هر ماه او می آید برای فلان موسسه توانبخشی کودکان معلول از دکتر کمک می گیرد؛ با دکتر قرار گذاشتند که روزی با هم بروند برای دیدن بچه ها. 
در مباحث علمی دکتر خیلی حق گردن ما دارد؛ باورش سخت است که کسی چون او با آن سطح علمی، گاهی اوقات برای ساده ترین تا پیچیده ترین مباحث علمی برایت وقت بگذارد و پدرانه برایت توضیح دهد و تا مطمئن نشده که خوب فهمیده ای رهایت نکند.
اما بعد علمی بالای استاد که شهره ست به اندازه بعد انسانیش برایم جذابیت ندارد. پیرمردی که ایمان و علم و محبت را توأمان دارد.
از همین حالا دلتنگ شده ام که ظاهرا شاید بعد از دفاع کمتر ببینمش.
سایه پربرکتش بر سر ما مستدام؛ 
رب الکریم، بعونه و کرمه

للحق





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 2 شهریور 1397 :: نویسنده : محمد طاهری
للباقی

 خنده آن پیرانی که وجودم همه مدیون مهربانی و لطف بی کرانشان هست را به طنازیِ جلوه گرانِ مستِ جوانی ندهم.

سایه شان بر سرمان مستدام

شب؛ خنکای باغچه؛ معنا

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


للباقی

قبل التحریر: این یادداشت برای اولین شماره نشریه درون گروهی "ربط" است.

همین اول کار بگویم که این پیشنهاد آقای ع خ ! بود که شماره اول نشریه را چراغ خاموش کار کنیم. البته پر بیراه هم نمی گفت! با این آقای نسبتا محترم! موافقم که اگر می خواستیم شماره اول را فراخوان بزنیم و یادداشت بگیریم یحتمل هر وقت به مرزهای علمی در سطح کشورهای دنیای اسلام!! می رسیدیم شماره اول هم چاپ میشد!
و اما بعد
سابقا در کار تشکیلاتی دانشجویی، مسئله مان تربیت نسل فرهیخته بود؛ خلاصه اش کنم؛ آخرش به این نتیجه رسیدیم که بهترین راه برای به وجود آمدن چنین نسلی، ایجاد یک مثلث اندیشه ای با محوریت " با هم و جمعی کار کردن" ست. سه ضلع این مثلث عبارت ست از:
- با هم خواندن
-با هم گفتگو کردن
- با هم نوشتن
نیازی به توضیح موارد بالا نیست که خودتان همگی فرهیخته اید(مشغول الذمه اید اگر شک کنید!!)
مورد اول و دوم یعنی با هم مطالعه کردن و با هم بحث کردن را الحمدلله در گروه داریم؛ می ماند سومی یعنی با هم نوشتن.
یکی از بهترین مکانیزم های با هم نوشتن، همین برگه قیمتی حاضر در دستان مبارک تان ست. یک نشریه مکتوب خلاصه و جمع و جور. این جا می توانیم درباره کتابی که خوانده ایم و بحث کرده ایم بنویسیم؛ می توانیم حرف هایی که در جلسات مجال بحثش نبود را این جا بنویسیم؛ می توانیم نکاتی که مدنظرمان هست که باید در گروه به آن فکر کنیم و به هم تذکر بدهیم را این جا بنویسیم؛ می توانیم در این جا همدیگر را رسوا کنیم(  نظیر انتشار عکس های خواب رفتن م س در جلسات یا مثلا میزان بدهی م ط به گروه!)
می توانیم تجربیاتی که در خلال کارهای طراحی و ساخت و نکات بازار را این جا بنویسیم؛ می توانیم محتواهایی که ما را از لحاظ محتوایی به چشم اندازها نزدیک می کند را بنویسیم( از بحث های اقتصاد اسلامی تا نکات فنی مهندسی تا ... ؛ و خیلی چیزهای دیگر که می توانیم بنویسیم. 
بچه هایی که کمتر تا حالا قلم زده اند این جا مجال خوبی برای تمرین کردن ست.
اگر یک ذره فکر و خلاقیت عجیب و غریب تان را به کار بیاندازید کلی ایده بکر برای بخش های مختلف می توانیم دربیاوریم.
قابل توجه همه دوستان خاصه آقایان م س، آ ظ! چند خط یادداشت نوشتن وقت زیادی نمی گیرد؛ مثلا این یادداشت را در عرض ده تا پانزده دقیقه پشت در اتاق دکتر نوشته شده.
پیشاپیش از طراحی نسبتا فاخر نشریه عذرخواهی می کنم؛ نشریه ای که طراحش ع خ باشد و آن هم با publisher، قطعا توجه تان را دایورج! می کند اما شما لطفا به محتوایش نظر کنید نه قالبش، به امید کانورج حداکثری!
ایام عزت همگی مستدام
ر.خ

للحق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




رندان خاموش
درباره وبلاگ

للباقی
چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی...
ر.خ
للحق

مدیر وبلاگ : محمد طاهری
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :