رندان خاموش للباقی چندین جا می نویسم؛ این جا هم چند به علاوه یک. فقط برای خودم می نویسم برای آرشیو! مثل همه دست نوشته های قبلی... ر.خ للحق http://rendanekhamosh.mihanblog.com 2018-02-18T08:48:10+01:00 text/html 2018-02-14T16:39:41+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری از "حرکت" باز میمانی آیا؟! http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/667 <div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">مسئله ای مشخص؛ چرکنویسی می گذاری روبه رویت و با قلم سیاهش می کنی؛ روش و فرمول و معادله و تحلیل و نمودار و ...؛ راه هایی پیدا می کنی و اولویت بندی؛ باید به دل مسئله بزنی و یکایک راه ها را با سعی و خطا امتحان کنی؛ این یک "حرکت" ست برای حل مسئله؛ این یک "حرکت" ست برای کامل شدن؛ این یک "حرکت" ست برای عاشق شدن ...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">اما مسئله هایی هستند که هرچه می نویسی و سیاه میکنی به هیچ راه حلی نمیرسی؛ مسئله قفل ست؛ خودت هم قفل می شوی و کلافه؛ حسی مثل خوره به جانت میافتد که نکند اشتباهی کرده ای؛ مرور می کنی همه آنچه نوشته ای؛ میبینی جاهایی اشتباه کرده ای؛ با پیدا کردن هر اشتباه، کلی امید در دلت زنده میشود که آها مشکل حل نشدن مسئله همین ست!؛ اشتباه ها را تصحیح میکنی اما باز به راه حلی منطقی نمی رسی!</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">این جا از "حرکت" باز میمانی آیا؟!</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">نمی دانم...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font></div><div><br></div> text/html 2018-02-14T02:06:17+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری نفرین http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/666 <div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">نفرین ست اگر بگویم</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">کاش حال مرا داشتی ...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font></div> text/html 2018-02-11T15:31:33+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری انقلاب قلب من http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/664 <div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">با آن که قلب من در ایستگاه پاییز پیاده شد</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">اما این روزهای سرد زمستان</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">هوای آشوب دارد</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">هوای اغتشاش دارد</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">شاید قلب من هم این روزها</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">هوای انقلاب دارد ...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font></div> text/html 2018-02-10T06:13:06+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری انقلاب در پوسته؛ انقلاب در ریشه http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/663 <div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">انقلاب &nbsp;در پوسته؛ انقلاب &nbsp;در ریشه</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">انقلاب 57 انقلاب بیرونی بود؛ انقلابی که با همه وسعت و عظمتش که انقلاب در ارزش ها بود اما مهم ترین تجلیش انقلاب در پوسته ها بود؛ پوسته های طاغوت برداشته و سعی بر جایگزین کردن پوسته های اسلامی شد. این اتفاق شگرف اما توسط کسانی صورت گرفت که پیشتر در وجود خودشان انقلاب درونی و انقلاب در ریشه کرده بودند. پر واضح ست که عده قابل توجهی از انقلابیون، تنها با موج بیرونی انقلاب همراه شدند و به وادی انقلاب از درون و انقلاب در ریشه نرسیدند. آنان حتی علی رغم تحمل شدیدترین شکنجه ها و زجرها و همراهی با نزدیک ترین یاران اصیل انقلابی(آنان که پیشتر انقلاب از درون را آغاز کرده بودند) اما نمی توانستند پا به پای انقلاب جلو بیایند و هر کدام در گوشه ای از تاریخ این انقلاب، از نهضت عقب افتادند. در مقابل، خیل کثیری از جوانان بی نام و نشان انقلاب هستند که نوای انقلاب، از درون و از ریشه، انقلابی شان کرد و حماسه ها آفریدند.&nbsp;</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">انقلاب اسلامی ایران ارزش ها و نگرش های استثنایی و مخصوص به خودش را دارد که برای حفظ و بقایش بیش از هر مکتبی، نیاز به افرادی دارد که از درون خود انقلاب کرده باشند؛ یگانه مسیر حفظ و بقای چنین انقلابی با چنین مختصاتی، طی طریق از انقلاب در پوسته تا انقلاب در ریشه ست.</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">&nbsp;ساده لوحانه ست که با صرف انقلاب پوسته ها و انقلاب بیرونی بخواهی فساد و تبعیض و بی عدالتی ریشه کن و تولید علم و جنبش نرم افزاری و پیشرفت عدالت محور حاصل شود! دست و پا زدن در انقلاب پوسته ای، مردابی را می آفریند که ریا و خودحق پنداری، خلقش، و شبکه های رانتی و فساد عملش خواهد شد.</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">توقف در انقلاب پوسته ای، نهایتا نهادها و اشخاص انقلابی را هم استحاله می کند و به درون مرداب فروپاشی می کشاند.&nbsp;</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">نهضت از شروع مسیرش که انقلاب اسلامی بود تا انتهای مسیرش که تمدن سازی ست می بایست در بستر انقلاب حرکت و صیرورت داشته باشد؛ حرکت از انقلاب در پوسته تا انقلاب در ریشه.</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">به این معنا انقلاب یک فرآیند مستمر و دائمی ست و همه نسل ها در حیاتش سهیم اند.&nbsp;</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">لیله القدر انقلابی ما کی خواهد بود؟!</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">بعدالتحریر: گاهی یک فکر، یک انتخاب، یک راه، یک ... نفحه ای برای لیله القدر ماست!</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font></div> text/html 2018-02-09T07:26:37+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری نسلی که جنسش فرق دارد... http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/662 <div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">نسل جدید، نسل جدید جوان انقلابی، جنسش فرق دارد. با این که گاهی در قامت "سلمان"، "حاج کاظم" ها را نمی فهمد اما گاهی در قامت "علی"، حماسه ای می سازد که "حاج یونس" را به اشک وا می دارد و به او افتخار میکند.</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">در روزگاری که تحلیل ها خبر از وخامت حال فرهنگ دارد، در همین ایران خودمان، جوان انقلابی که جنسش فرق دارد! برای فروش کتابش صف طویل می کشند.</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">دوران نسل جدید جوان انقلابی ست؛ نسلی که جنسش فرق دارد... .</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">درین روزگار خیلی خاص، هنر آن ست که بهترین و خاص ترین موقعیت برای سربازی انتخاب کنی و خودت باشی؛ خودت. خاص ترین سربازان این دوران، انقلابیون آزاداندیش هستند؛ همان ها که جنس شان فرق دارد... .</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font></div> text/html 2018-02-09T01:50:20+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری زیباترین واسطه ها http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/661 <div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">دستان اولیاء از خلق در فرش برای عالم عرش، دست گیری می کنند.</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">تو را با زیباترین واسطه ها می خوانم ...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">""أین بابُ الله الذی منه یؤتی""</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font></div> text/html 2018-02-08T06:23:01+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری نمی دانم http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/660 <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><span lang="FA" style=""><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><span lang="FA" style=""><font face="Mihan-IransansBold" size="2">&nbsp;</font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><span lang="FA" style=""><font face="Mihan-IransansBold" size="2">در انتهای همه سختی ها و غربت ها و فشارها و تنگناها باز هم تو هستی. تو از ما محکم بودن و استقامت را می خواهی، درست؛ اما با این اندک بضاعت، چگونه می توان چنین مسیر صعب‌ی را طی طریق کرد؟ چه کنیم که طاقت و توشه مان به بزرگی آرمان هایمان نیست و این داغ بزرگی بر جگرهای سوزانمان گذاشته است. تو خود شاهدی که هیچ هویت و معنا و مفهومی، بالاتر و والاتر از تو در عیان و نهان ما نیست؛ تو خود شاهدی که هیچ وجودی جز تو را لایق پرستیدن و عشق ورزیدن نمی دانیم؛ تو خود شاهدی که با عمق جان همه وجودمان را از آن تو می دانیم و بین تو و خودمان، حجابی جز غفلت هامان نمی بینیم؛ آخر خدای من! ما در این دنیای پرهیاهو و پلشت و سخت، چه کسی جز تو را داریم؟ با این نهایت ضعف و استیصال، کجا را جز درگاهت سراغ داریم؟ این رواست درین حیرانی و ویرانی، ما را تنها بگذاری؟ اگر ما را تنها گذاشتی سرنوشت مان چه می شود؟<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><span lang="FA" style=""><font face="Mihan-IransansBold" size="2">نمی دانم؛ خودت می دانی ...<o:p></o:p></font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><span lang="FA" style=""><font face="Mihan-IransansBold" size="2">&nbsp;</font></span></p> <p class="MsoNormal" dir="RTL" style="text-align:right;direction:rtl;unicode-bidi: embed"><span lang="FA" style=""><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font><font face="B Mitra"><o:p></o:p></font></span></p> text/html 2018-02-07T14:43:45+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری بی امان می دویدی... http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/659 <div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">تو بی امان می دویدی و من نیز بی امان پشت سرت می دویدم. نمی دانستم چرا چنین می کنی؛ هرچه کردم تا صورت ت را ببینیم که می خندی و می دوی یا می ترسی و می دوی یا ... ؛ نتوانستم. در دل آرزو می کردم همه این ها یک بازی باشد و تو برگردی و قاه قاه بخندی ...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">با همه حیرانیم به پای تو می دویدم؛ امانم بریده شده بود تا آنکه نوری مرا به خود آورد...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">در دل شور تو را می زدم و چشمم خیره به نور بود.</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">تا این که ...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font></div> text/html 2018-02-06T06:44:36+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری طوفان http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/658 <div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">خدا "طوفان" هدیه ام داد</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">در روزگار سکون عادی دریا</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">حالا من مانده ام و یک دریای طوفانی</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">که گاهی به زیر امواج مهیبش می روم و مستأصل دست و پا می زنم</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">و گاهی محکم از جا کنده و بر امواجش خراب می شوم</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">این روزها چه قدر هوای آرامش ساحل کرده ام</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">اما چه کنم که به طوفان دلبسته ام!</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">طوفان؛ هدیه همه ی فصول زندگی؛ هدیه خدا</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font></div> text/html 2018-02-05T16:05:53+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری بغض دنیا http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/657 <div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">"دنیا" آخر تمام می شود</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">و من روزی به او خواهم گفت</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">که با آن که از روز اول با تو صنمی نداشتم</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">اما همه سختی هایت را پذیرفتم</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">و تحملت کردم&nbsp;</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">به خاطر ...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">برای...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">می دانم که دنیا بغض می کند آخر!</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font></div> text/html 2018-02-04T15:19:27+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری حرکت و متحرک http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/656 <font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی</font> <div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">ما اساسا "حرکت" را نمی بینیم بلکه "متحرک" را می بینیم.</font></div><div><br></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">اگر به چشم ظاهر هم نشد، به چشم دل، حرکت را نشانمان بده؛ ما از سکون بی زاریم خدا ...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font></div> text/html 2018-02-03T17:38:28+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری آواره خل http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/655 <font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی</font> <div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">گاهی به در و دیوار میزنی؛ درهم میشوی و مچاله؛ له له میشوی و آواره؛ از دست خودت فرار میکنی؛ گاهی هم بی هوا میخندی و میخندی و میخندی...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">کسی از دور تو را ببیند حتم میکند خلی، خل!</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">آواره ها مگر خل اند؟!</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font></div> text/html 2018-02-03T00:04:06+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری توقف در ظاهر http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/654 <div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">نمی خواهم حجت الاسلام زائری را قضاوت کنم که قضاوت را بلد نیستم؛ اما در کنار همه آرا و لحن خاص ش، این سوالش به دلم خیلی نشست و به گمانم میشود از آن نتیجه عمیقی گرفت:</font></div><div><font size="2" face="Mihan-Nassim"><br></font></div><div><font size="2" face="Mihan-Nassim">""چرا برخورد روحانیون با خانم‌های بی‌حجاب در داخل و خارج کشور متفاوت است؟</font></div><div><font size="2" face="Mihan-Nassim">معمولا روحانیون بزرگوار و طلاب عزیزی كه برای تبلیغ یا امور علمی به خارج از كشور می آیند با خانم های بی حجاب حتى زنان ایرانی ساكن كشور مقصد- و حتى مسافران- بسیار خوب برخورد می كنند، تحویلشان می گیرند، با آنها حرف می زنند، با خوشرویی به سؤالاتشان جواب می دهند و ... اما همان بزرگواران وقتی به ایران برمی گردند با خانم همسایه خود یا بانوی عابر توی خیابان به تلخی و ترشرویی روبرو می شوند، و همیشه برای من سؤال است كه چرا خون خارجی ها رنگین تر است؟ چرا روحانیان ما در خارج از كشور با زنان و مردان از شكل ها و تیپ های مختلف كنار می آیند و برخورد مناسب و جذاب دارند اما در داخل كشور با پسر و دختر جوانی كه شكل و شمایل یا باورها و مواضعش را درست و مطلوب نمی دانند ارتباط صمیمی و محترمانه برقرار نمی كنند و كار از برخورد و اختلاف و فاصله و دوری به راهپیمایی اعتراض آمیز و سخنرانی آشوب انگیز می كشد؟ می گویید: آنها با اسلام آشنا نیستند؟ می پرسم: مگر اینجا آشنایند؟ می گویید: آنجا اقلیت هستند، می پرسم: مگر واقعا اینجا ما اقلیت نیستیم؟ شاید اگر همان برخورد و همان رفتار و همان رویكرد همین جا هم بود خیلی از مشكلات خود به خود حل می شد و اصلا كار به این اوضاع و احوال نمی كشید! من البته سالها به این موضوع اندیشیده و پاسخ های دقیقی یافته ام كه باید فرصتی دیگر برای طرحش یافت. ""</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><br></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">آفت بزرگ دین داری این روزهای ما، ابتلا به قشری گری و سطح اندیشی و ظاهرگرایی ست. آنچنانی ذهن جوان ما را در آماج یک سری شکاکیت های ظاهری قرار داده اند که اگر به ضرورت با مثلا خانمی رو به رو شد یا با عبوسی تمام، ترشرویی کند یا دست بالا فقط به این فکر کند که زاویه قرارگیریش با او چند درجه باشد؛ که نود درجه یعنی تقوای خوب، صد و هشتاد یعنی تقوای زیاد، دویست و هفتاد تقوای عالی، سیصد و شصت درجه نیاز به تلاش بیشتر!!!</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">این شکاکیت های ظاهری را تعمیم بده به ریش و چادر و ... که اگر دقت کنی می بینی این ها مسئله هایی نیستند که بخواهد ذهن جوان را درگیر کند؛ نه این که مهم نباشد که ظاهر مهم ست حقا و انصافا اما توقف در ظاهر شما را از رفتن به عمق باز میدارد. جامعه امروز ما در این ظاهرها غرق شده و نمی تواند عمیق تر فکر کند، نه این که نخواهد نمی تواند! به خاطر همین دائما به جان هم میافتد. آن وقت میبینی هیچ هیچ هیچ فرق معناداری بین آن خانم چادری دماغ پیدا با آن خانم بی چادر کمی هم سرخاب و سفیدآب زده نیست؛ تازه آن چادری به صرف چادرش خودش را مالک حق هم میداند و به خودش اجازه میدهد خانم سرخابی را بی دین و لاقید بخواند!</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">جالب ست که این شکاکیت &nbsp;های ظاهری در موضوعاتی مثل خوش اخلاقی، وفای به عهد، صداقت و ... اصلا پیدا نمیکنی!</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">&nbsp;این ها درد جامعه هایی ست که در ظاهر توقف کرده اند. در ظاهر ماندن، همه جا مذموم ست در دین از همه جا مذموم تر!</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">خدایا از به اصطلاح ظاهرالصلاحیم!!!! به تو پناه می برم که خود بهتر از هر کسی می دانم که حساب و کتاب تو با حساب و بندگانت دوتاست...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font></div> text/html 2018-02-02T09:50:49+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری پایان دیگری و آغازی تازه http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/653 <div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للباقی</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">وَ أَسْتَوْدِعُكَ اللَّهَ وَ أَسْتَرْعِیكَ وَ أَقْرَأُ عَلَیْكَ السَّلاَمَ‏</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">خداحافظ مولای عزیز و مهربانم ...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">لحظه های با تو بودن، لحظه های بهشتی، تازگی و معنویت و سراسر حرکت ست آن چنان که زمان از پیگیری هایش خسته میشود... .</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">اکنون بازمیگردم در حالی که هر سفر، پایان دیگری ست و آغازی تازه!</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">من و همه نداری و خستگی و کم آوردن هایم؛ تو و لطف و کرم و عنایت هایت ...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">تا یار که را خواهد و میلش به که باشد...</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2">للحق</font></div><div><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><br></font></div><div><br></div> text/html 2018-02-01T08:35:04+01:00 rendanekhamosh.mihanblog.com محمد طاهری غربت http://rendanekhamosh.mihanblog.com/post/651 <div>للباقی</div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>آقاجان! اگر اشتباه نکنم امروز اولین باری بود که تو را چنین، "غریب الغرباء" خواندم.&nbsp;</div><div>حال غربت داشتم؛ از چه و از که و از ... نمی دانم.&nbsp;</div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>طوبی للغرباء...</div><div><br></div><div><span style="font-size: 11px;">بعدالتحریر: صحن انقلاب، باران هم که نیاید بارانی ست ...</span></div><div><span style="font-size: 11px;"><br></span></div><div>للحق</div>